بررسی اثر پروبیوتیك بر رشد و عملكرد جوجه های گوشتی

نویسنده: مسعود حافظی *، كیانوش رضایی1، مهدی منصور䏺

Effect of probiotic ProBioSa 1 on growth and performance of growing broilers
    Hafezi Masoud*1، Rezaee Kianoush 1، Mansouri Mehdi 2
    1 Postal C. 35818-34133، Research & Development Center، SNB Company، Garmsar، Iran
    2 Postal C. 35817-48911، Veterinary Group، Azad University، Garmsar، Iran
    
    
    
    Abstract
    To evaluate the usefulness and effects of “ProBioSa 1” Probiotic (a new product of SNB Company، Iran) in broiler diets on feed intake، weight gain، feed conversion ratio and changes on gastrointestinal tract of broilers، 360 Ross broilers divided in 3 groups and were fed with 3 treatments containing: basal feed as control group، basal diet containing Probisa probiotic and basal feed containing Perimalac probiotic for 6 weeks. Each group contains 4 replications. Results show that additions of probiotics to feed do not have any considerable effect on feed gain rather that control group، but during stress condition، it can help to heterogeneity of probiotic groups’ growth and health. Although an increase in feed conversion ratio and weight gain were seen on probiotic groups in comparison with control group، it hasn’t any statistical difference between Probiosa and Perimalac groups. Mortality of birds containing probiotic additives، decreased during growth remarkably. Weight of gastrointestinal tract among 3 groups didn’t have considerable differences; but ratio of gastrointestinal weight to total weight of birds at the end of 6 week، were lower in Probiosa group compare of Perimalac and control groups.
    
    
    Key Words: Probiosa، Perimalac، Probiotic، feed conversion ratio، growing broiler، intestinal tract
    
    
    
    در صنعت پرورش طیور به منظور كاهش تلفات و افزایش عملكرد جوجه های گوشتی استفاده از تركیبات آنتی بیوتیكی متداول است. استفاده از این تركیبات آنتی بیوتیكی علاوه بر ایجاد مقاومت در سویه های پاتوژن در درازمدت، به علت باقیماندن تركیبات آنتی بیوتیكی در گوشت باعث نگرانی هایی در مصرف كنندگان شده است. گسترش بیماریهای ویروسی طی سالهای اخیر استفاده از پروبیوتیك ها جهت تقویت سیستم ایمنی طیور را توجیه پذیر نموده است. همچنین با توجه به ضوابط خاص برخی كشورها در مورد عدم وجود تركیبات آنتی بیوتیكی در گوشت، صادرات گوشت طیور به برخی كشورها با محدودیت هایی مواجه شده است كه لزوم جایگزینی پروبیوتیك ها بجای آنتی بیوتیك ها در صنعت طیور را بیشتر نمایان می سازد.
    استفاده از پروبیوتیك ها به علت بهبود فلور میكروبی روده، كاهش میزان وقوع اسهال، ایجاد خاصیت ایمنی، توان رقابت با باكتریهای پاتوژن، ایجاد مقاومت در برابر استرس و تولید برخی آنزیم ها، در صنعت پرورش طیور كشور در حال رشد است.
    عمده ترین میكروارگانیسم های مستعمل در تولید پروبیوتیك ها شامل باكتری های خانواده Bacillus، Lactobacillus، Bifidobacteria، Streptococcus، Enterococcus، Pediococcus، مخـمر Saccharomyces و برخـی سـویه های قـارچ Aspergillus Oryzae می باشند.
    Santoso (1995) نشان داد كه افزودن محیط كشت حاوی باكتری باسیلوس سوبتیلیس به جیره غذایی جوجه های گوشتی سبب بهبود ضریب تبدیل می گردد.
    همچنین استفاده از لاكتوباسیلوس كازئی باعث افزایش وزن در 3 هفته اول پرورش در جوجه های گوشتی نسبت به گروه شاهد می گردد.
    سویه های لاكتوباسیلوس از رشد بیش از 25 انتروپاتوژن جلوگیری می كنند و اثرات بهبود دهندگی مستقیمی بر تغذیه دارند. همچنین این لاكتوباسیلها، بتا- گلوكورونیداز و نیترورداكتاز سرطان زای روده را در پستانداران غیرفعال می كنند. استفاده از محصولات تخمیری ناشی از لاكتوباسیلها مقاومت به استرس و بیماریهای منتج از آن را بهبود بخشیده و همچنین افزایش اشتهای به غذا و بهبود ضریب تبدیل غذا و افزایش وزن بدن را در پی دارند.
    همچنین سویه های Bifidobacterium نقش بازدارندگی زیادی در التهاب‏های مزمن سیستم گوارشی دارند. اكثر سویه های بیفیدوباكتریا فعالسازی NF-κB القاء شده توسط LPS در سلولهای IEC را باز می دارند و بسته به نوع و دوز مصرفی از التهاب های ناشی در سیستم گوارش ممانعت به عمل می آورند. در بین همه سویه های بیفیدوباكتریا نیز، سویه Bifidobacterium bifidum كاندیدای اصلی در رفع اختلالات سیستم های گوارشی حساس به شمار می رود.
    اخیراً پروبیوتیك (پروبیوصا 1) محصول شركت زیست فناوری صدرای طبیعت حاوی باكتریهای خانواده باسیلوس، لاكتوباسیلوس و بیفیدوباكتریوم با فرمولاسیون ویژه حاوی میكروارگانیسم های مفید به صنعت دام و طیور معرفی شده است. تحقیق حاضر به منظور بررسی نحوه عملكرد این پروبیوتیك بر نحوه عملكرد جوجه های گوشتی صورت پذیرفته است.
    
    مواد و آزمایش ها
    
    تعداد 360 قطعه جوجه گوشتی یك روزه از سویه تجاری Ross بر اساس یك طرح آماری كاملا تصادفی (Design Randomized Completely) به 3 گروه و هر گروه به 4 تكرار شامل 30 قطعه جوجه تقسیم شده و جوجه های هر تكرار درون یك پن مجزا و بر روی بستری از تراشه چوب استقرار یافتند. تمامی پن ها در یك سالن قرار داشتند؛ به نحوی كه تمامی گروه ها از نظر مدیریتی، واكسیناسیون و تهویه و نور و سایر فاكتورها كاملا وضعیت مشابهی داشته باشند.
    جیره پایه به شرح جدول شماره 1 تهیه شد. هیچگونه افزودنی آنزیمی به جیره اضافه نگردید. از یك تا 28 روزگی كوكسیدیواستات سالینومایسین به میزان 500 گرم در تن و سپس تا انتهای دوره كوكسیدیواستات دیكلازوریل به میزان 200 گرم در تن به جیره افزوده شد.
    گروه 1 به عنوان شاهد انتخاب شده و تنها جیره پایه را بدون هر گونه افزودنی دریافت كرد. به گروه 2 از روز اول جیره حاوی پروبیوتیك «پری مالاك» علاوه بر جیره پایه تجویز گردید. گروه 3 نیز از روز اول علاوه بر جیره پایه، پروبیوتیك «پروبیوصا 1» را دریافت نمود. طبق دستورالعمل مصرف تولیدكنندگان، پری مالاك به مقدار 900 گرم در تن از 1 تا 21 روزگی، 450 گرم در تن از 22 تا 36 روزگی و 225 گرم در تن از 36 تا 42 روزگی و پروبیوصا 1000 گرم در تن از 1 تا 21 روزگی و سپس 500 گرم تا پایان دوره در گروه های آزمایشی مورد استفاده واقع شد.
    با انجام وزن كشی های انفرادی (با دقت 1 گرم) در هر هفته میزان میانگین وزن جوجه ها در هر گروه بدست آمد. جوجه ها بر اساس سطح تیتر پادتن مادری در روز اول و ترسیم برنامه واكسیناسیون در 3 نوبت طی روزهای 12، 22 و 32 در دوره پرورش بر علیه گامبورو و 2 نوبت در روزهای 8 و 17 و نیز روز اول بر علیه برونشیت بصورت اسپری، با واكسن زنده واكسینه شدند.
    در پایان دوره و 42 روزگی از همه گروه های آزمایشی بطور تصادفی 10 جوجه انتخاب شده و پس از وزن كشی ذبح شدند. سپس سیستم گوارش از ابتدای مری تا انتهای مقعد جدا شده و علاوه بر مشاهده مورفولوژیكی، وزن آن نیز ثبت گردید.
    در انتها میزان سرانه دان مصرفی، ضریب تبدیل غذایی و تلفات هر گروه تا پایان هفته 6 تعیین و با یكدیگر مقایسه شد. مقایسه میانگین وزن در گروه های مختلف توسط روش آماری T استودنت و ANOVA و در سطح اطمینان 95% صورت پذیرفت.
    
    * بررسی وزن جوجه ها
    مقایسه وزن 3 گروه شاهد، پری مالاك و پروبیوصا تا سن 14 روزگی اختلاف معنی داری از خود نشان نداد (p<0.05). افزایش وزن جوجه های مصرف كننده پروبیوتیك پروبیوصا و پری مالاك نسبت به گروه شاهد در پایان دوره (42 روزگی) بطور معنی داری به ترتیب دارای افزایش 12 و 9.3 درصد است (p<0.05). هر چند میانگین وزنی به دست آمده در گروه مصرف كننده پروبیوصا بیشتر از گروه مصرف كننده پری مالاك بود، لیكن تفاوت مشاهده شده، از نظر آماری معنی دار نبود.
    مقایسه وزن جوجه ها در هر 4 تكرار در گروه شاهد در 14، 28 و 42 روزگی دارای پراكندگی بوده و تفاوت معنی داری از خود نشان داد (p<0.05). عدم استفاده از تركیبات پروبیوتیكی باعث مشاهده غیریكنواختی در بین گروه های تكراری شده است. علیرغم مشاهده تفاوت وزنی در بین گروه های تكرار مصرف كننده پروبیوصا، لیكن تفاوت از نظر آماری دارای معنی نبود. این مساله موید نقش مهم تركیبات پروبیوتیكی در یك دست پرورش یافتن جوجه ها و كاهش اثر تنش هاست.
    
    * بررسی میزان خوراك مصرفی
    متوسط سرانه دان مصرفی تا پایان 6 هفته در جدول شماره 2 ارائه شده است. نتایج، كاهش ظاهری مصرف دان، در گروه شاهد نسبت به گروه پروبیوصا و پری مالاك در انتهای دوره رشد را نشان می دهد. ایجاد استرس دمایی در هفته 4 آزمایش ها باعث كاهش مصرف دان در گروه شاهد گشت. علیرغم وجود پراكندگی در داده های 3 گروه (F>Fcrit)، بر اساس آنالیز واریانس ANOVA نیز، تفاوت آماری معنی داری در میزان دان مصرفی در سه گروه و در دوره های مختلف رشد مشاهده نمی شود.
    
    * بررسی ضریب تبدیل خوراك
    ضریب تبدیل در دوره های مختلف برای سه گروه محاسبه شد كه تفاوت معنی داری بین گروه های آزمایش مشاهده نشد. از هفته 4 تا انتهای دوره، ضریب تبدیل در گروه شاهد بالاترین میزان را در بین سه گروه داشت. این مساله را می توان به بروز استرس گرمایی و اثرات منفی آن بر تغذیه طیور نسبت داد. ضریب تبدیل گروه های شاهد، پروبیوصا و پری مالاك در انتهای دوره به ترتیب برابر 1.93؛ 1.76 و 1.82 بود. گروه های مصرف كننده پروبیوتیك دارای وزن نهایی بالاتر و ضریب تبدیل بهتری بودند، كه این مساله موید كارایی و نقش موثر استفاده از تركیبات پروبیوتیكی است.
    
    * بررسی میزان مرگ و میر
    میزان مرگ و میر در گروه های مصرف كننده پروبیوتیك نسبت به گروه شاهد كاهش چشم گیری داشت. همچنین تعداد مرگ و میر طیور در جوجه های گروه كنترل بعد از هفته 5 تا انتهای دوره، روی در افزایش داشت (شكل 2).
    با مقایسه مرگ و میر گروه های مصرف كننده پروبیوتیك های پروبیوصا و پری مالاك تفاوت معنی داری مشاهده نشد؛ اما آمار تلفات گروه های پروبیوتیك نسبت به گروه شاهد بطور معنی داری كاهش داشت (جدول 3). بروز استرس گرمایی از هفته 4 به بعد محتمل ترین دلیل مشاهده تلفات در گروه كنترل در دوره پایانی پرورش جوجه ها تشخیص داده شد.
    
    * بررسی وزن سیستم گوارش
    پس از ذبح و توزین سیستم گوارش 10 قطعه جوجه از هر گروه در پایان دوره آزمایش، تفاوت معنی داری بین وزن سیستم گوارش گروه های مختلف مشاهده شد (جدول 4). پراكندگی وزنی سیستم گوارش در گروه شاهد نسبت به گروه مصرف كننده پروبیوتیك بیشتر بود.
    نسبت وزنی سیستم گوارش به وزن نهاییِ میانگین طیور در گروه های شاهد، پروبیوصا و پری مالاك به ترتیب 0.0774، 0.0698 و 0.0725 بود. این نسبت در گروه پروبیوصا نسبت به گروه های شاهد و پری مالاك كمتر بوده و حاكی از كارایی مناسب پروبیوتیك پروبیوصا می باشد.
    
    
    تولید و فرمولاسیون پروبیوتیكهایی كه قابلیت گذر و دوام مناسب در سیستم گوارش دام و طیور را داشته باشند، با پیچیدگیهای فراوانی روبرو است. اخیراً فرمولاسیون پروبیوتیكها با بكارگیری سیستم‏های جدید فرمولاسیون، نه تنها باعث دوام بیشتر این محصولات گشته بلكه كارایی آنها در زمان مصرف را نیز بهبود بخشیده است. نتایج این تحقیق كارایی مناسب پروبیوتیك پروبیوصا را تائید می كند كه به علت شیوه جدید تهیه و فرمولاسیون بهتر آن نسبت به محصولات مشابه می باشد.


پروبیوتیك و فوائد آن

پروبیوتیك و فوائد آن


نویسنده: مرجان رضای موسوی كارشناس كشاورزی

*-پروبیوتیك چیست؟
    اصطلاح پروبیوتیكprobotic) )"برای زندگی" است و سازمان جهانی بهداشت، این اصطلاح را به "ارگانیسم های زنده ای" اطلاق می كند كه در صورت مصرف مداوم ، اثرات "سلامت زایی" موثری برای میزبان خود دارند. پروبیوتیك، به عنوان صفت مواد غذایی حاوی این باكتری ها هم به كار می رود. پروبیوتیك ها به دو صورت مصرف می شوند:
    1- به صورت مكمل های غذایی به شكل پودر، شربت یا قرص
    2- .به صورت مواد غذا یی غنی شده باپروبیوتیك ها.(برای مثال اگر در تولید هرگونه فرآورده لبنی تخمیری همچون ماست، از باكتری های پروبیوتیكی استفاده شود، محصول حاصل را پروبیوتیك می نامند.
    
    *- نقش پروبیوتیك ها:
    روده انسان حاوی انواع بسیاری از باكتری ها (مفید_مضر وخنثی) است. كه باید توازن باكتریهای روده در بدن انسان برقرارباشد در غیر این صورت علاوه بر مختل شدن وظایف فلور روده باعث آكنه ، آلرژی غذایی ، خستگی مفرط، افسردگی، سردرد و ... می شود .،البته لازم به ذكر است كه در افراد سالم باكتری های مفید غالب هستند .
    باكتری های مفید در تولید تركیبات مورد نیاز بدن مانند ویتامین ها و اسیدها ی آلی نقش موثری به عهده دارند. در مقابل ، باكتری های مضر تركیبات سمی و سرطان زا تولید می كنند.بنابراین اگر باكتری های مضر در روده غالب بشوند نه تنها تركیبات مغذی و ضروری تولید نمی شوند بلكه میزان تركیبات مضر نیز افزایش می یابد . فلور میكروبی روده وابستگی زیادی به ماده غذایی مورد استفاده شخصی دارد ، بنا بر این می توان فلور میكروبی روده را تغییر داد و میكروب های مفید را جایگزین انواع مضر آن كرد .
    پروبیوتیك ها به تحریك رشد باكتریهای مفید روده و یا به كاهش بیماری زایی میكروب های مضر كمك می كنند و اثربخشی آنها تا زمانی است كه پروبیوتیك مصرف شود. علاوه بر كمك به گوارش مولكولهای پیچیده ، تركیباتی مانند ویتامینها و آنتی بیوتیكهای مختلف را تولید كرده كه برای بدن مفید است . منبع باكتری های پروبیوتیك لبنیات و میوه ها هستند.
    *-مصرف پروبیوتیك ها در دام و طیور:
    چندین و چند سال است كه معلوم شده فقدان باكتری ها در روده به سلامت آسیب می رساند ؛ مثلا حیوانات آزمایشگاهی كه در شرایط بدون باكتری و استریل رشد پیدا می كنند، اكثراً سیستم ایمنی تكامل نیافته و روده های آسیب پذیر دارند. با توجه به گسترش مصرف انواع مواد افزودنی در غذا و افزایش چشمگیر تولید فرآورده های دام و طیور در جهان ، براحتی می توان حجم و میزان دارو و مواد شیمیایی كه از این رهگذر به عنوان یك آلاینده محیط زیست را تهدید نموده و سلامت مصرف كنندگان این قبیل فرآورده ها را به مخاطره می افكند برآورد نمود. در عین حال ، به لحاظ نقش ارزنده این تركیبات در افزایش بهره وری در تولیدات دام و طیور، در اكثر موارد استفاده مكرر از آنها اجتناب ناپذیر گردیده است . لذا داشتن انواعی از افزودنیها كه ضمن حفظ ویژگیهای مطلوب فاقد تبعات سوء بهداشتی و زیست محیطی باشند ، سالهاست توجه همه پژوهشگران را در سطح جهان به خود معطوف داشته است . پروبیوتیكها را می توان یكی ازدستاوردهای مثبت محققین دانست . این مواد مكمل های غذایی میكروبی هستند كه از طریق بهبود تعادل میكروبی روده تاثیرات سودمندی در جهت افزایش توان دفاعی میزبان در برابر عوامل بیماری زا ایفا می كنند. همچنین محققین دیگری نشان دادند كه تغذیه مرغان با پروبیوتیك ها سبب بهبود تولید تخم مرغ (براساس مرغ روز) ، مصرف روزانه غذا ، وزن و اندازه تخم مرغها می شود.
    *عملكرد پروبیوتیك :
    1. ازبروز برخی از بیماری های عفونی مانند عفونت واژن كه باعث سقط زود هنگام جنین می شود جلوگیری می كنند.
    2. با قرار گرفتن و پوشاندن نقاط اتصال میكرو ارگانیسم های بیماری زا ، از رشد آنها جلوگیری می كنند.
    3.مواد غذایی موجود در بدن را قبل از این كه توسط میكروارگانیسم های بیماری زا مصرف شود، استفاده می كنند.
    4.پروبیوتیك ها می توانند هم ایمنی اختصاصی و هم غیر اختصاصی را در مقابل بیماری های روده ای تحریك كنند.
    5. موجب تحریك سیستم ایمنی و دفاعی بدن در برابرباكتری های بیماری زا می شود.
    6. باعث كا هش واز بین رفتن جذب مواد آلرژی زای لبنیات از طریق روده می گردد و حتی موجب كاهش اگزما در نوزادان میشود.
    7. كمك به جذب ویتامینها و مواد معدنی موجود در غذا .
    8.جلوگیری از سرطان روده ، كبد و پستان .
    9.كاهش كلسترول و فشار خون و.....
    *- چه نكاتی در مصرف پروبیوتیك ها حایز اهمیت است؟
     مكمل های غذایی به صورت قرص كه در حال حاضر در بازار ایران، بیشتر وارداتی هستند، باید حتما دارای روكش محافظ باشند تا باكتری های مفید، حین عبور از معده، در اسید معده از بین نروند.
     فرآورده های لبنی، بهترین حامل پروبیوتیك ها محسوب می شوند. البته هنوز غنی سازی لبنیات با پروبیوتیك ها خیلی رایج نشده است.
     موز، عسل، مارچوبه، كنگر فرنگی، سیر و پیاز حاوی موادی هستند كه باعث می شود باكتری های پروبیوتیك بهتر رشد كنند. البته برای اثر بخشی بایستی مقادیر زیادی از آن ها مصرف شود.
     افرادی كه آنتی بیوتیك مصرف می كنند، دچار اسهال، عفونت مخمری مهبل و یا دچار سوءتغذیه هستند، در اولویت مصرف پروبیوتیك ها قرار دارند.
     ماده موسوم به استارتر ماست ، پروبیوتیك محسوب نمی شود. بنابراین نمی شود گفت ماست یك ماده پروبیوتیك طبیعی است. این باور رایج غلطی است كه وجود دارد.
    *- نسل جدید محصولات لبنی
    در حال حاضر فرآورده های پروبیوتیكی مختلفی در جهان تولید و عرضه می شوند . انواع نوشیدنی های پروبیوتیك، شیر، انواع پنیر، دوغ و ماست نوشیدنی ، ماست سفت یا هم زده ، بستنی ، خامه ترش ، شیر بدون چربی و نوشیدنی های به دست آمده از دوغ ، كره از جمله این محصولات هستند. ماست یكی از محصولاتی است كه به عنوان یك فرآورده پروبیوتیك بالقوه، توجه زیادی را به خود جلب كرده است. ماست پروبیوتیك علاوه بر تامین باكتری های زنده ، مواد مغذی با ارزشی هم چون كلسیم و پپتیدهای بیولوژیك در اختیار بدن قرار می دهند .بر این اساس بازار ماست های پروبیوتیكی در سراسر جهان رشد زیادی را نشان می دهد ، به طوری كه بخش قابل ملاحظه ای از ماست های عرضه شده حاوی باكتری های پروبیوتیك است .سهم این نوع ماست ها در اروپا بین 5 تا 20 در صد بازار بر آورد می شود . در فرانسه نیز 10 درصد ماست ها ی عرضه شده از نوع پروبیوتیكی است و تولید این محصولات سالانه 3 درصد افزایش می یابد .كلیه فرآورده های لبنی پروبیوتیك از جمله ماست پروبیوتیك را بایستی تا هنگام مصرف ، سرد نگه داشت تا هم میزان زنده ماندن باكتری هایی مفید و هم اثرات پایدار این فرآورده ها را تضمین نمود.
    *- ماست پروبیوتیك:
    امروزه مشتریان علاوه بر انتخاب میان ماست های كم چرب و پر چرب ، یا ماست میوه ای با یك گزینه ی دیگر هم روبه روهستند ماست پروبیوتیك.
    ماست پروبیوتیك یك ماست غنی شده است كه با استفاده از آن نه تنها می توان از مزایای ماست بهره برد بلكه می توان باكتری های مفید و لازم را نیز از این طریق تامین كرد . این محصول در دمایی بین 38 تا 45 درجه سانتی گراد تهیه می شود و منبع غنی از كلسیم و ویتامین k است و حاوی مقادیر زیادی میكروارگانیسم های مفیدی است كه به تعادل داخل بدن كمك می كند . این ماده لبنی حاوی اسیدهای آمینه ضروری است كه برای سلامت انسان مفید است. تریپتوفان یكی از این اسیدهای آمینه است كه موجب جذب و ذخیره كلسیم و منیزیم می شود و در نهایت به تقویت سیستم عصبی منجر می شود.
    امروزه در ایران به لطف خداوند منان و تلاش متخصصین ایرانی ماست پروبیوتیك، دوغ پروبیوتیك و نوشیدنی های حاوی پروبیوتیك در بازار با نام های مختلفی عرضه می شود .
    خانم مهندس مدنی مدیر محصول ماست پروبیوتیكی شركت كاله میگویند كه شركت كاله در سال 1370 تاسیس شد و از سال گذشته تولید ماست پروبیوتیكی شركت را با نام ماست پروبیوتیك ، و نوشیدنی كفیر(دوغ) را به بازار عرضه می كند . هم اكنون ماست پروبیوتیكی شركت صنایع شیر ایران (پگاه) با نام پروماس، دوغ این شركت با نام كفیر ، و نوشیدنی های این شركت با نام پرونوش به بازار عرضه می شود .


نقش فیبر در جیره گاوهای شیری

نقش فیبر در جیره گاوهای شیری

 

مقدمه
از آنجا كه دامپروری و دامداری یك كار كاملاَ اقتصادی است و در حدود 70% هزینه های یك دامداری صرف تهیه خوراك برای دام می شود بنابراین هر گونه تجدید نظر و پیشرفتی در این زمینه تاثیر مستقیم در افزایش بازده دارد. غذای اولیه و پایه دام علوفه است و تمام تلاش ها برای حذف این قسمت و دادن خوراكی كاملاَ انرژی زا به دام تا به امروز بی نتیجه مانده است. مساله اساسی و مهم كه در بخش علوم دام مطرح می شود قسمت الیاف خام می باشد كه به اجزای كوچكتر نظیر
NDF,ADF
  تقسیم شده است و امروزه به بخش های ریزتر و ظریف تر نظیر قابلیت هضم و قابلیت تخمیر فیبر جیره بیشتر از دیگر مسائل  تغذیه ای توجه شده است. در اینجا لازم است تا در مورد الیاف خام بیشتر صحبت شود.
منظور از الیاف خام چیست؟ الیاف یا بخش ساختمانی عبارتند از بخش های تشكیل دهنده دیواره سلول كه قابلیت هضم كمی دارند و در گونه های تك معده ای قابلیت هضم ندارند اما در نشخواركنندگان بواسطه حضور میكروارگانیسم های موجود در شكمبه كه به عنوان یك شبكه تخمیر عمل می كنند قابلیت هضم از متوسط تا بالایی با توجه به كیفیت و مرغوبیت دارند.
مصرف مقدار كافی الیاف و مواد خشبی برای تولید طبیعی و سلامتی گاوهای شیری ضروری است. از طرفی وجود مقادیر زیادی الیاف،
DMI
و در ادامه بازده میكروبی و تولید شیر را محدود می كند. پس ما به یك میزان كمینه و حداقل الیاف نیاز داریم تا سلامت حیوان، میزان و درصد چربی، مصرف ماده خشك، مصرف انرژی و تولید شیر در حداكثر باشد. این مقدار موثر و كمینه الیاف خام قسمتی است كه نشخوار، میزان عبور غذا از شكمبه، ترشح بزاق، تولید استات شكمبه ای و درصد چربی را تحریك می كند.
روش های تجزیه الیاف عبارتند از:
الف ) روش تجزیه تقریبی
ب ) روش ون سوست
ج ) روش تعیین عناصر معدنی
در روش تجزیه تقریبی كه شامل تعیین رطوبت، خاكستر، پروتئین خام، چربی خام یا عصاره اتری، الیاف خام و عصاره های عاری از ازت
(NFE) است، دارای اشكالاتی است از جمله این كه مقادیر به دست آمده برای الیاف خام ار تكرار پذیری پایین برخوردار است. روش اخیر جوابگوی گاوهای پر تولید نبود و پیین بودن تكرار پذیری باعث شد تا ون سوست روش تازه ای ابداع كند كه مشكل را تا اندازه ای حل می كرد و قسمت الیاف خام را به اجزای كوچكتر تقسیم می كرد. روش ون سوست بر پایه الیاف خام بنا شده و هدف آن بیشتر تجزیه این قسمت است. در روش ون سوست، نمونه مورد نظر به مدت یك ساعت در محلول شوینده خنثی (ND) جوشانده می شود. مواد نامحلول در شوینده خنثی كه دیواره سلولی (NDF) نامیده می شود باقی می ماند. این قسمت شامل تركیبات اصلی دیواره سلولی نظیر سلولز، همی سلولز و لگنین می باشد. در عصاره گیری با شوینده اسیدی، نمونه ها به مدت یك ساعت در محلول حاوی استیل تری متیل آمونیوم بروماید در حضور اسید سولفوریك جوشانده می شود. مواد نامحلول باقی مانده در شوینده اسیدی شامل سلولز و لگنین (ADF) می باشد. روش ون سوست باعث شد تكرار پذیری نتایج افزایش یابد كه البته این روش اشكالات و نواقصی هم داشت. این نواقص هنگامی بروز كرد كه توان تولیدی گاوها بیش از پیش افزایش یافت و تنظیم جیره های مناسب مشكل تر شد یعنی جیره های كه هم تامین كننده حداقل میزان علوفه باشد و از طرفی تمام نیاز های دیگر را بپوشاند و این نیاز ها روی استاندارد كردن روش ارزیابی NDF
  بیش از پیش تایید كردند.
نكته دیگری كه در اینجا لازم به ذكر است اشاره به روش (
in sacco) می باشد. در این روش گه جهت تعیین قابلیت هضم استفاده می شود، محیطی شبیه به شكمبه در كیسه ای ایجاد می كنند كه نمونه مورد نظر را به مدت 24 در این كیسه نگهداری می كنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم  ماده مورد نظر را تعیین می كنند و پس از این مدت میزان قابلیت هضم ماده مورد نظر را تعیین می كنند. در واقع این روش نوعی روش آزمایشگاهی برای تعیین قابلیت هضم است. عقیده كلی بر این است كه گاوهای شیری ماكزیمم مصرف برای NDF صرف نظر از منبع آن دارند كه به عنوان یك اصل پذیرفته شده است. اگر چه بعضی از پژوهش ها آن را تایید نمی كنند. به عنوان مثال (COMBOS (1992 آزمایش منتشر شده را بازبینی كرد و نتیجه گرفت كه اصولاَ به ازای هر 1 درصد افزایش در NDF جیره به طور خطی 44/0 كیلوگرم از تولید شیر (تصحیح شده با شیر 4 درصد چربی) كاهش یافت زیرا مصرف NDF به همان نسبت كه مقدار آن را در TMR
بالا رفته بود، افزایش یافته بود .
گزارش (
Robinson McQeen (1990 نشان داد كه گاوهای شیری كه به صورت TMR تغذیه شده اند با نسبت های متنوع یونجه سیلو شده و جو (به عنوان كنستانتره) به ازای 1 درصد افزایش NDF جیره، كاهش تولید شیری برابر 43/0 كیلوگرم داشتند. این توافق نتایج كه  مستقل از هم تنظیم شده بود، پیشنهاد كرد كه به همان مقدار NDF جیره از 25 درصد جیره به 40 درصد ماده خشك جیره افزایش می یابد میزان مصرف NDF  در روز به صورت منحنی های نا مشخص افزایش پیدا می كند. با وجود این از مدتها قبل نشان داده شده است كه مصرف بالای علوفه توسط گاوها به علت حجیم بودن جیره باعث محدودیت مصرف NDF
می شود.
(
Marten (1983 پیشنهاد كرد كه NDF می تواند به عنوان شاخص حجم علوفه یا ظرفیت پر شدن شكمبه جهت پیش بینی حداكثر پتانسیل مصرف علوفه ها استفاده شود. این امر پیشنهاد كرد كه جیره حاوی 35 درصد NDF می تواند حداكثر ماده خشك را تحریك كند و با مصرف جیره های دارای NDF بالاتر با پر شدن شكمبه این تحریك محدود می شود و با مصرف جیره های دارای NDF پایین تر نیازمندی های انرزی حیوان باعث محدودیت می شود.

Marten
 (1987 بعداَ این نظریه را گسترش داد. با طرح این موضوع كه مطلوب ترین مقدار مصرف NDF جیره برابر 1/1 درصد وزن بدن گاوهای چند شكم زاییده است. با توجه به این مطلب كه مصرف در ابتدا به فضاهای قابل دسترس در شكمبه پاسخ می دهد، بعید به نظر می رسد كه NDF دارای قابلیت تخمیر سریع یا كند اثر یكسانی بر روی مصرف داشته باشد.
در سال 1989
Williams و همكارانش اختلافات در میزان قابلیت تخمیرNDF منابع غذایی مختلف را شرح دادند و نتیجه گرفتند كه ظرفیت شكمبه و كیفیت NDF كه به ترتیب به وسیله میزان تخمیر و میزان عبور از شكمبه تعیین می شونداولین شاخص پتانسیل مصرفNDF هستند. بعداَ مشاهده شد كهNDF حاصل ازمنابع غیرعلوفه ای جایگزین هم ارزشی برایNDF
حاصل ازیونجه سیلو شده نیستند به طوری كه مدت زمان نشخوار و میزان چربی شیركاهش پیدا كرد.
هنگامی كه قابلیت تخمیر
NDF جیره افزایش می یابد ممكن است اندازه NDF ذخیره ای در شكمبه كاهش یابد اما مصرف آن افزایش پیدا نكند.بنابراین حتی اگر گاوهای در اواخر دوره شیردهی كه با جیره های حاوی فیبر نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ممكن است نیازهای انرژی گاو ها بیشتر از ظرفیت شكمبه ، مصرف را محدود كند. موضوع ایت تحقیق بررسی این مطلب بود كه آیا جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا  (تقریباَ 40 درصد) كه تخمیر NDF متغییری داشتند مصرف را افزایش می دهد و همچنین اندازه و مقدار NDF در شكمبه كاهش می یابد؟ آزمایش با جایگزین كردن NDF یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین به جای NDF
یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا انجام شد.

نتایج :
مصرف غذا و قابلیت هضم مصرف ماده خشك و تركیبات آن تحت تاثیر تیمار قرار نگرفت و همچنین قابلیت هضم ارزش های خالص برای قابلیت هضم به خصوص برای
NDF و ADF طبیعی هستند و در توافقی با ارزش های ناآشكار NDF می باشند كه بااستفاده از روشsaccoin  محاسبه شده است. مدت اولین خوراك بعد از عصر 100 دقیقه و بعد از عصر 84 دقیقه بود. این زمان ها تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF نبود. مصرف TMR در هنگام عصر آهسته تر بود در هنگامی كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با تخمیر پایین در TMR شد. این مطالب نمایان می سازد كه مقادیر مصرف DM و  NDF تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF قرار نگرفتند. همچنین قابلیت تخمیر NDF  بر روی اندازه های غذا نیز تاثیر نداشتند. گاوها مدت زمان كمتری برای یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا كه جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شده بود گذاردند. هر چه این امر در ابتدا مدت زمان خوردن كوتاهتر برای TMR حاوی تنها یونجه با قابلیت تخمیر بالا را منعكس كرد. نشخوار حیوانات نشان داد كه قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده تاثیری بر روی نشخوار روزانه یا مقادیر ماده خشك مصرفی و یا NDF
مصرفی نداشت.

تخمیر و ظرفیت ( حجم ) شكمبه:
متوسط
PH  شكمبه هنگامی كه یونجه سیلو شده دارای قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد افزایش یافت. به هر حال این افزایش خالص و تدریجی برای رشد میكروبی مناسب بود. كل ازت محلول به علا وه ازت آمونیاكی و پروتئین تحت تیمار قرار نگرفت و در كل تراكم آنها بالا بود كه به موازات سطح بالای پروتئین خام TMR
بود .
تراكم ایزو بوتیرات و ایزو والرات كاهش و تراك والرات افزایش پیدا كرد به همانگونه كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد. پروپیونات با افزایش و قابلیت تخمیر
NDF بالا رفت اما به صورت معادله درجه دوم با كمترین تراكم برای حدواسط TMR ثابت ماند. قابلیت تخمیر NDF تاثیری بر روی ظرفیت شكمبه نداشت. همانگونه كه یونجه با قابلیت تخمیر بالا  جایگزین یونجه با قابلیت تخمیر پایین شد مقدار ماده خشك ماده آلی و NDF
موجود در شكمبه از لحاض عددی به تر تیب 15/0 ، 17/0  و 2/0 كاهش یافت.

قابلیت تولید حیوان:
قابلیت تخمیر
NDF
تاثیری بر روی میزان تولید شیر و تركیبات آن نداشت. زمانی كه قابلیت نخمیر افزایش پیدا كرد میزان وزن بدن افزایش نشان داد.

قابلیت تخمیر فیبر جیره مصرف شده:
به علت قابلیت تخمیر متغییر فیبر، صرف نظر از تغییرات ا صلی مربوط به مرحله رشد گیاه محصولات یونجه در حدود 10 و 20 درصد گلدهی مراحل تكامل گیاه و در سال های مختلف برداشت شدند. یونجه با قابلیت تخمیر بالا كه در 30 روز قبل از برداشت كاملاَ رشد كرده بود به تولید یونجه های با قابلیت هضم دیواره سلولی بالا كمك كرد. اصولاَ بالا بودن قابلیت تخمیر یونجه با كاهش مقدار
ADF مشخص می شود با وجود اینكه كل فیبر و كل ازت اختلاف چندانی نداشتند. موضوع این تحقیق به این نیاز داشت كه سطوح تمام تركیبات TMR مشابه باشد و فقط در قابلیت تخمیر NDF تفاوت وجود داشته باشند. پس از انجام به همان نسبت كه اجزای یونجه با قابلیت تخمیر بالا در TMR افزایش یافت، سطوح NDF  تخمیر شده كاهش یافت در حالی كه سطوح NDF و ADF و CP در كل ثابت ماندند. اختلافات معنی دار آماری برای برخی اجزای دیگر TMR
نمایان شد اما مقدار این اختلافات برای اثر گذاشتن بر پاسخ گاوهای شیرده بسیار كوچك بودند .

تخمیر شكمبه :
با وجود اختلافات معنی دار آماری میان جیره ها در
PH شكمبه و تراكم بهضی از اسیدهای چرب فرار ، غلظت آنها كم بود و احتمالاَ رابطه بیولوژیكی كم است یا وجود ندارد. تراكم ازت آمونیاكی شكمبه به مقدار زیاد بود. پیشنهاد شده است كه كه این تراكم برای حداكثر رشد میكروبی مناسب و مورد نیاز باشد. در نتیجه مقادیر متنوع تخمیر NDF در TMR
تاثیری بر روی تخمیر شكمبه نداشت.

سرعت هضم
NDF
:
مقدار قابلیت هضم
NDF كه در اینجا گزارش داده شده در جیره ای كه NDF یونجه آن قسمت اعظم NDF ئجیره را تشكیل می دهد  طبیعی هستند. این مقدار حدود 46 درصد می باشد كه با مقدار قابلیت هضم NDF كه به روش insacco  تعیین شده و حدود 36 درصد می باشد هماهنگی دارد به هر حال فقدان اختلاف در قابلیت هضم NDF وابسته به قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده با نتایج حاصل از روش in sacco  كه یك افزایش پیش بینی شده در قابلیت هضم NDF در شكمبه از 9/31-40 درصد به موازات افزایش قابلیت تخمیر NDF یونجه سیلو شده در بر می گرفت، سازگاری و هماهنگی ندارد. چنین موضوعی به وسیله چند دانشمند دیگر در سال 1994 بررسی شد كه آنان نیز اعلام كردند قابلیت هضم NDF زمانی كه قابلیت تخمیر NDF جیره افزایش یافت به صورت منحنی بالا می رفت. با وجود عدم افزایش در قابلیت هضم فیبر زمانی كه یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر بالا جایگزیت یونجه سیلو شده با قابلیت تخمیر پایین شد، هضم NDF در شكمبه افزایش نشان داد. زیرا میزان NDF كل در شكمبه و به خصوص NDF غیر قابل هضم كاهش یافت. همچنین كاهش عددی در نشخوار گاوها در هر كیلوگرم از NDF مصرفی زمانی كه قابلیت تخمیر در NDF
جیره بالا رفت مشاهده شد.

چند دلیل ممكن است وجود داشته باشد كه چرا زمانی كه قابلیت تخمیر NDF بالا می رود افزایشی در قابلیت هضم NDF مشاهده نمی شود و اولین دلیل این است كه هضم جبرانی پس شكمبه ای NDF در یونجه سیلوشده ای كه قابلیت تخمیر پایین داشت به طور آشكارا هضم را برابر كرده بود. اگر چه بعید به نظر می رسد كه این امر پیشنهاد كند كه جیره های حاوی فیبر با كمترین قابلیت تخمیر، هضم پس شكمبه ای به همان اندازه نسبت بالاتری داشته باشد.
دومین دلیل این است كه ممكن است شاخص قابلیت تخمیر كه در اینجا استفاده شده با هضم حقیقی
NDF در شكمبه رابطه نداشته باشد . در هر صورت این مسئله با كاهش اساسی در مقادیر NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه و كاهش در زمان نشخوار، زمانی كه قابلیت هضم NDF بالا می رود در توافق وو سازگاری نیست.
سومین دلیل ممكن این است كه روش قابلیت هضمی كه استفاده شده به اندازه كافی صحیح و دقیق نباشد ، هنگامی كه لازم است افزایش در قابلیت هضم
NDF به موازات بالا رفتن قابلیت تخمیر نشان داده شود. اما به هر حال این مسئله همم تایید نشده است چرا كه اختلاف مشاهده شده در این مطالعه برای قابلیت هضم پایین بود.
دلایل دیگری وجود دارد كه نشان می دهد كه قابلیت هضم حقیقی
NDF  در شكمبه افزایش نیافته است زیرا زمان باقی ماندن آن در شكمبه كاهش یافته است. با وجودی كه زمان باقی ماندن NDF در شكمبه اندهزه گیری نشده این امر با كاهش در مقدار NDF  باقی مانده در شكمبه به خصوص NDF غیر قابل هضم ، زمانی كه قابلیت تخمیر NDF افزایش یافت، تایید می شود. بعلاوه با افزایش قابلیت تخمیر NDF ، سرعت عبور NDF  از شكمبه از 4/92 درصد به 5/99 درصد در روز افزایش یافت. در مقابل سرعت عبور لیكور شكمبه افزایش نداشت همچنین قابلیت تخمیر تاثیری بر روی حجم لیكور شكمبه نداشت .

تعادل انرژی :
گاوها به فیبر جیره دارای قابلیت تخمیر بالا احتمالاَ با تغییراتی در میزان سرعت عبور
NDF از شكمبه و به خصوص با كاهش در مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه پاسخ می دهند . آنها همچنین افزایش مصرف ندارند . چنانچه حجم و ظرفیت شكمبه مصرف جیره های حاوی NDF بالا با قابلیت تخمیر پایین تر را محدود می كرد عدم افزایش مصرف NDF می توانست پاسخ مورد انتظار باشد. به هر حال این نتایج با یافته های مك كویین و رابینسون در سال 1992 هماهنگی ندارد و در نتیجه پیشنهاد شد كه در گاوهای در اواخر دوره شیردهی كه با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند ، ظرفیت شكمبه مصرف را محدود نمی كند و گاوها به تناسب تواناییشان در متابولیزه كردن محصولات نهایی هضم می خورند .
به روشنی مورد قبول واقع شده است كه گاوهای در اواخر دوره شیردهی همچنان كه مصرف انرژی بالا می رود به نسبت انرژی بیشتری برای افزایش وزن و تولید تركیبات شیر اختصاص می دهند. در واقع به نظر می رسد كه مساله ای كه در اینجا پیش آمده این است كه به همان نسبت كه بازده انرژی افزایش می یابد میزان انرژی بیشتری برایب افزایش وزن نسبت به تولید تركیبات شیر استفاده می شود. (انرژی ترجیحاَ برای افزایش وزن متابولیزه می شود).

خلاصه و نتیجه گیری:
گاوهای شیری در اواخر دوره شیردهی زمانی كه با جیره های حاوی
NDF درای قابلیت تخمیر بالاتر تغذیه شدند ، مقدار NDF غیر قابل هضم باقی مانده در شكمبه در آنها كاهش یافت اما مصرف ماده خشك افزایش نشان نداد . این نتایج با مقاله ای كه توسط مك كویین و رابینسون در سال 1992 انتشار یافته بود تایید شد . نتایج این تحقیق و مقاله فوق الذكر پیشنهاد می كند كه مصرف واقعی گاوهای شیری در اواخر دوره شیر دهی كه با جیره های حاوی NDF نسبتاَ بالا تغذیه شده اند بیشتر بوسیله استفاده متابولیكی آنها از محصولات نهایی هضم محدود می شود تا ظرفیت شكمبه، قابلیت تخمیر فیبر جیره ممكن است یك پیش بینی كننده مناسب برای مقدار انرزی آن جیره باشد اما این مقدار در پیش بینی مصرف NDF حداقل برای گاوهای شیری در اواخر دوره های شیردهی محدودیت ایجاد می كند. مصرف كلی NDF برابر مقدار ثابت 3/1 درصد وزن بدن است كه تحت تاثیر قابلیت تخمیر NDF جیره قرار نمی گیرد.

رمضانعلی عزیزی

منبع :
1-علی نیكخواه و حمید امانلو .اصول تغذیه و خوراك دادن دام


مجموعه مقالات

لطفا برای دریافت مقاله منتخب خود بر روی لینک زیر آن کلیک کنید.

روشهای تشخیص و تعیین مکان ژن‌های کمّی در جوامع دامی

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/Main_13PArt_11795%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87%20%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1%20%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%88%d8%af%20%da%a9%d9%84%d8%a8%d9%87%20%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%8a.pdf

 

--------------------------------------------------------------------------------------

استفاده از پنبه دانه در جیره غذایی گوساله های نر پرواری

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/bbd95b34-d970-4fa0-be3c-9a3441970d26ISSN1562-5524-2(6)-001.pdf

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

بررسى ارزش غذایى ضایعات برگ چاى در تغذیه دام

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/bd852a14-b260-487a-bd6e-082a7646b938ISSN15625524-001-005-021.pdf

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برآورد ارزش های اقتصادی صفات تولیدی در مرغان بومی ایران

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/f567d79a-21c5-4ed9-9250-a739ad43e03cISSN1562-5524-001-003-053.pdf

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

تأثیر حذف یارانه بر تولید گوشت مرغ در استان كرمان

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/43c8e972-24e8-4389-91c5-d8f5c554b083ISSN1562-5524-1,2(2)-059.pdf

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

بررسی جنبه های بیولوژیك كنه شكارگر Cunaxa setirostris بر روی كنه Tetranychus ludeni در شرایط آزمایشگاهی در منطقه وارناسی ‘ هندوستان

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/eb1b7725-eb3a-40ed-b1ca-53009bcf2bcbISSN1562-5524-1,2(2)-069.pdf

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------

واسنجی معادله نفوذ سازمان حفاظت خاك آمریكا با روش حداقل مربعات

http://journals.ut.ac.ir/User/Uploads/Articles/159d0147-1608-4261-b511-970db869c7f1ISSN1562-5524-1,2(2)-043.pdf

 

 


منابع انرژی جیره در گاو های شیری

منابع انرژی جیره در گاو های شیری

 

خلاصه : هدف این پژوهش مقایسه کردن اثرات یک جیره لیپوژنیک یا گلوکوژنیک روی تری اسیل گلیسیرید های کبد و متابولیت ها و هورمون های متابولیکی در گاو های شیری دراوایل لاکتاسیون می باشد .16 راس گاو شیری هر یک جیره لیپوژنیک یا گلوکوژنیک از 3 هفته قبل از زایش تا 9 هفته پس از زایش تغذیه شدند و در یک محفظه تنفسی از 2 هفته تا 9 هفته پس از زایش قرار گرفتند . تری اسیل گلیسرول کبد بین جیره ها در 2 هفته قبل و 2 هفته پس از زایش برابر بود . در 4 هفته پس از زایش گاو هایی که جیره گلوکوژنیک تغذیه کردند به طور عددی سطوح پایین تر تری اسیل گلیسرول داشتند . روابط منفی بین ابقا انرژی و چربی شیر و بین ابقا انرژی و اسید چرب غیر استریفه کشف شد . ارتباط مثبتی بین ابقا انرژی و غلظت انسولین کشف شد . در کل نتایج پیشنهاد میکند که انسولین یک نقش تنظیمی در تغیر تفکیک انرژی بین شیر و بافت بدن بازی میکند. گاو های شیرده که یک جیره گلوکوژنیک تغذیه کردند آب شدن چربی بدن در مقایسه با یک جیره لیپوژنیک کاهش یافت.
مقدمه :
توازن منفی انرژی در اوایل شیر دهی همراه با بی نظمی های متابولیکی همچون کبد چرب و کتوز(گرام 1993) و اسیدوز شکمبه ای (اوون و همکاران 1998) می باشد . متابولیت ها و هورمون های متابولیکی به عنوان علایم قابل تشخیص در اثرات متقابل بین توازن منفی انرژی و بی نظمی های متابولیکی در گاو های شیری هستند . در یک مقاله منتشره (ون و همکاران 2005) فرض شد که قسمتی از اثر متابولیکی توازن منفی انرژی یک نامتعادلی در نسبت دو کربن به 3 کربن است 3 الگوی متناوب مهم برای مواد مغذی 2 کربن وجود دارند . ابتدا یک افزایش در اکسیداسیون ناقص مواد مغذی 2 کربن ممکن است اتفاق بیفتد که به علت افزایش در غلظت کتون بادی پلاسما سرانجام منجر به کتوز میشود.
دوم : مواد مغذی 2 کربن میتوانند استریفه شوند و در کبد به عنوان تری اسیل گلیسرول ذخیره شوند و به طور بالقوه باعث کبد چرب میشوند.
سوم: مواد مغذی 2 کربن میتوانند به غده پستانی منتقل شوند و تغیر شکل به چربی شیر(ماتوس و پالم کوییست 1978) که منجر به افزایش تولید چربی شیرمیشود .
مواد و روش ها :
آزمایش در دانشگاه واخن و مرکز تحقیقات هلند انجام شد . انجمن مراقبت از حیوانا ت و کمیته دانشگاه پروتوکل ازمایش را تصویب کرد .16 راس گاو هولشتاین فریزین با تولید شیر قابل مقایسه (بالای 9500 کیلو چربی و پرتیین تصحیح شده در 305 روز) از یک گروه 44 گاوی که برای همزمان کردن اوولاسیون تلقیح شده بودند انتخاب شدند.
در هر گروه به هر کدام گاو ها جیره گلوکوژنیک و لیپوژنیک 3 هفته پیش از زایش اختصاص یافت. گاو ها در تای استال بودند در معرض 16 ساعت نور و 8 ساعت تاریکی و 2 بار دوشیده شدند(6 صبح و 5 عصر).
خوراک دادن : جیره ها به صورت تی ام ار تغذیه شدند و بر اساس انرژی(بر پایه انرژی خالص) یکسان فرموله شدند و در پروتین قابل هضم روده ای و توازن پروتین قابل تجزیه ( تامینگا و همکاران 1994) برابر بودند. پس از زایش کنسانتره فراهم شد و پله پله با نیم کیلو در روز افزایش یافت تا رسیدن به 10 کیلو با یک غلظت با نسبت علوفه ای 40 به 60 بر پایه ماده خشک.علوفه شامل سیلاژ علوفه ای و سیلاژ ذرت و علف یونجه با نسبت 45:45:10 بر پایه ماده خشک بود. جیره ها 2 بار در روز با نسبت برابر قبل از دوشش تغذیه شدند.
روش های نمونه برداری :
بافت برداری از کبد در 2 هفته قبل زایش انجام شد . قبل از بیوپسی مکان ضدعفونی شد ، یک سوراخ در فضای 11 امین دنده در سمت راست گاو با تروکانترایجاد گردید . بیوپسی تحت موقعیت بیهوشی بود (7 میلی لیتر لیدو کاین اچ سی ال 2% ). با 17 جی*200 میلی متر سوزن بیوپسی تقریبا 300 میلی گرم وزن مرطوب بافت کبد برداشت شد با حرکت سوزن چندین بار در موقعیت بر خلاف زند زیرین کناری . بافت بیشتر از 24 ساعت در یخ در یک محلول نه دهم درصد کلرید سدیم نگهداری شد.
در نتیجه بافت وزن و در 20- درجه جهت انالیز ذخیره شد . نمونه های خون وداج هفته ای از 2 هفته قبل تا 9 هفته پس از زایش در 3 ساعت پس از تغذیه دادن صبح بدست آمد.
آنالیز آماری : 3 راس گاو از آزمایش محروم شدند چون جابجایی شیر دان سمت چپ داشتند . در گروه 2 یک راس گاو جیره لیپوژنیک تغذیه شد و در گروه 3 2 راس گاو جیره گلوکوژنیک تغذیه شدند، بنابراین ارزش ها بر پایه 13 راس گاو می باشد (جیره گلوکوژنیک=6 و جیره لیپوژنیک=7) برای انالیز متابولیت ها و هورمون های متابولیکی (مدل 1 ) یا محفظه های تنفسی برای آنالیز ارتباط بین ابقا انرژی و متابولیت ها و هورمون های متابولیکی و چربی شیر و نسبت چربی به پروتیین (مدل 2)گرچه اندازه گیری های متعدد هر حیوان نتوانست به عنوان واحد های مستقل از مشاهدات حساب بیاید تکرار اندازه گیری ها با تجزیه واریانس (نرم افزار سس) اجرا گردید .
نتایج :
آنالیز ماده خشک مصرفی و ابقا انرژی و تولید شیر و ترکیب شیر در مقاله( ون و همکاران 2007)توصیف شده است . به طور خلاصه ماده خشک مصرفی و انرژی خام مصرفی و انرژی متابولیسمی و تولید حرارت و تولید شیر(شکل 1) و درصد پروتین شیر بین جیره ها مختلف نبودند. درصد چربی شیر و تولید چربی شیر روزانه در گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک بالاتر بودند . ابقا انرژی به طور عددی از گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک پایین تر بود،علاوه بر این ابقا انرژی از پروتین بدن بین جیره ها مختلف نبود اما ابقا انرژ ی از چربی بدن برای گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک پایین تر بود . پس از زایش غلظت انسولین پلاسما به طور معنی دار برای گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک بالاتر بود. غلظت های بتا هیدروکسی بوتیرات پلاسما و کلسترول و گلوکز وT3 و T4 بین جیره ها مختلف نبودند (جدول 1). غلظت اسید چرب غیر استریفه برای گاو های تغذیه شده با جیره گلوکوژنیک در مقایسه با لیپوژنیک پایین تر بود ،غلظت اسید چرب غیر استریفه پلاسما در هفته صفر افزایش یافت و سپس برای گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک در مقایسه با گلوکوژنیک کاهش یافت. غلظت تری اسیل گلیسرول کبد از 2 هفته قبل زایش تا 2 هفته پس از زایش افزایش یافت اما این افزایش برای هر دو جیره به طور مشابه بود. از هفته 2 تا 4 محتوای تری اسیل گلیسرول کبد دوباره کاهش یافت. در هفته 4 تری اسیل گلیسرول کبد به طور عددی برای گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک پایین تر بود. ابقا انرژی به وسیله کالری متری غیر مستقیم در محفظه تنفسی تخمین زده شد و در مقاله ون و همکاران در سال 2007 گزارش شد و به طور منفی همراه با درصد چربی شیر و غلظت اسید چرب غیر استریفه بود. ارتباطات معنی داری بین ابقا انرژی و نسبت چربی به پروتین شیر و تری اسیل گلیسرول کبد و گلوکز پلاسما و بتا هیدروکسی بوتیرات و T3,T4وجود نداشت.
بحث : هدف این پژوهش بدست آوردن دیدی از علایم متابولیکی با تغییر در تفکیک انرژی پس از تغییر منبع انرژی جیره در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون و دومین هدف ارتباط هورمون های متابولیکی و خصوصیات شیر با توازن انرژی از اندازه گیری به وسیله کالری متر غیر مستقیم می باشد، توسط ون و همکاران نشان داده شده که تغذیه گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون با جیره بالا از نظر لیپوژنیک منجر به افزایش در تولید چربی شیر شد و این افزایش اساسا به علت افزایش در ترشح روزانه اسید های چرب 16 و 18 کربن و 18 کربن با یک باند دوگانه میباشد . گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک 2.04 کیلوگرم در 2 هفته پس از زایش هر روز چربی قابل دسترس داشتند. از 2 تا 4 هفته پس از زایش گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک 42% کاهش در چربی قابل دسترس داشتند .با این حال چربی قابل دسترس برای گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک در این دوره بیشتر کاهش یافت ( 13% با 1.79 کیلوگرم در روز در هفته 4 ) ، بنابراین اختلاف در چربی قابل دسترس توانست اختلاف در غلظت کلسترول پلاسما و تمایل به اختلاف جیره ها در غلظت اسید چرب غیر استریفه و اختلاف عددی بین جیره ها در تری اسیل گلیسرول کبد در هفته 4 را شرح دهد . با این حال درصد تری اسیل گلیسرول کبد بین جیره ها اختلاف معنیداری نداشت . سرعت کاهش در چربی قابل دسترس برای گرو ها پس از هفته 4 یکسان بود . فزون بر این چربی موبیلیزه بدن منفی بود در هفته 9 برای گاو های تغذیه شده با جیره گلوکوژنیک و غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات پایین تر بود با گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک. اختلاف در چربی موبیلیزه بدن و توازن انرژی بین جیره توسط ون و همکاران گزارش شد و ممکن است به وسیله اثرات منبع انرژی جیره با غلظت انسولین پلاسما شرح داد ه شود. اختلاف بین جیره ها در غلظت انسولین پلاسما معنی دار بود زمانی که تنها اطلاعات پس از زایش محاسبه شدند . انسولین به عنوان یک کلید تنظیم کننده تفکیک مواد مغذی از بافت بدن به شیر در دوره انتقال از آبستنی به شیردهی است . غلظت پایین انسولین برداشت گلوکز به وسیله ماهیچه و بافت آدیپوز را کاهش میدهد و برداشت گلوکز به وسیله غده پستانی را افزایش میدهد که در پاسخ به انسولین نیست . زیادی انسولین در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون تولید شیر را کاهش اده و ب طور مثبت تاثیر روی توازن انرژی دارد . در مطالعه کنونی ارتباط منفی بین اسید چرب غیر استریفه پلاسما و تمایل بین ارتباط منفی بین ابقای انرژی از چربی بدن و اهمیت وضعیت انسولین در ارتباط با توازن انرژی در گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون است. فزون بر این پیشنهاد شده که انسولین پاسخ هورمون رشد کبد را در گاو های شیری در توازن منفی انرژی جبران میکند . به طور قابل توجه اثر لیپوژنیک انسولین و غلظت پایین انسولین در گاو های تغذیه شده با جیره لیپوژنیک مطابق است با تمایل برای غلظت بالای اسید چرب غیر استریفه پلاسما. اسید های چرب غیر استریفه که از ذخایر چربی بدن منشا گرفته اند موبیلیزه هستند تا جبران کنند برای توازن منفی انرژی و اکسیداسیون در سیکل کربس و واکنش زنجیره تنفسی برای انرژی قابل دسترس بدن. در سیکل کربس اکسالو استات و و مواد مغذی 3 کربن یک نقش حیاتی را بازی میکنند . با این حال طی دوره های زیادی اسید چرب غیر استریفه ( به عنوان مثال طی توازن منفی انرژی) اسید چرب غیر استریفه میتواند چندین الگوی متناوب را دنبال کند . ابتدا گاو های شیری در اوایل لاکتاسیون اکسیداسیون ناقص اسید های چرب را نشان میدهند به وسیله غلظت های بالای کتون بادی ها. دومین الگوی متناوب برای اسید چرب غیر استریفه موبلیزه شده وارد شدن اسید چرب غیر استریفه به شیر میباشد به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق استریفیکاسیون با لیپوپروتین های چگالی خیلی پایین که به علت افزایش اسید های چرب زنجیر بلند در شیر است . سومین الگوی برای اسید چرب غیر استریفه استریفیکاسیون به تری اسیل گلیسرول در کبد که ممکن است باعث کبد چرب شود (باب و همکاران ). کبد چرب زمانی اتفاق میافتد که سرعت اسید چرب استریفه بیشتر میکند سرعت ناپدید شدن تری اسیل گلیسرول را از طریق کبد به عنوان لیپوپروتین با چگالی بسیار پایین . پیشنهاد شده که ترشح کبدی تری اسیل گلیسرول کبد به طور مثبت وابسته به ظرفیت لیپوژنیک کبد است ( پولن و همکاران ) . مکان غالب برای لیپوژنز در نشخوارکنندگان بافت ادیپوز است که ممکن است سرعت پایین ترشح کبدی تری اسیل گلیسرول را شرح دهد در مقایسه با موش ،جوجه و ماهی . در نتیجه نشخوار کنندگان به انباشتگی تری اسیل گلیسرول در کبد طی دوره توازن منفی انرژی که سرانجام منجر به کبد چرب میشود حساستر میشوند . بتا هیدروکسی بوتیرات برای گاو ها با هر دو جیره از 1 تا 8 هفته پس از زایش بالا بود (شکل 2). این پیشنهاد میکند که این الگوی متناوب مورد استفاده است صرف نظر از جیره در اوایل لاکتاسیون. ضریب رگرسیون اسید چرب غیر استریفه در بتا هیدروکسی بوتیرات پیشنهاد میکند که غلظت های اسید چرب غیر استریفه تخمین نمیزند وسعت اکسیداسیون ناقص و تولید بتا هیدروکسی بوتیرات در گاو های شیری در قبل زایش .در مقابل ضریب رگرسیون گلوکز پلاسما با بتاهیدروکسی بوتیرات معنی دار بود . پیشنهاد میکند که گلوکز پلاسما ارتباط منفی با غلظت بتا هیدروکسی بوتیرات پلاسما دارد. گزارش شده که تغذیه گاوها با گلوکوژنیک در اوایل لاکتاسیون غلظت های استات و بتاهیدروکسی بوتیرات پلاسما را افزایش میدهد . دومین الگوی متناوب برای اسید چرب غیر استریفه به نظر میاید در سراسر دوره ازمایش مورد استفاده باشد.ارتباط مثبتی بین اسید چرب غیر استریفه پلاسما و تولید چربی شیر کشف شد . موبیلیزاسیون چربی بدن و اسید چرب غیر استریفه در گاو های تغذیه شده با لیپوژنیک بالاتر بود و به طور همزمان تولید شیر 220 گرم برای هر گاو در روز افزایش یافت. جیره های گلوکوژنیک درصد چربی شیر پایین تر و اغلب تولید چربی شیر روزانه پایین تر دارند . با توجه به سومین الگوی متناوب نتایج کنونی فرضیه ما را حمایت نمیکند(ون و همکاران ) که یک جیره بالا از نظر گلوکوژنیک انباشتگی تری اسیل گلیسرول کبد را کاهش میدهد و این ممکن است به این علت باشد که جیره مشخص شد به وسیله تغذیه غلظت های که اختلاف داشتند در درصد لیپوژنیک و گلوکوژنیک و در صورتی که سهم غلظت ها با جیره از زایش تا 3 هفته پس از زایش افزایش مییابد . در 2 هفته پس از زایش درصد تری اسیل گلیسرول کبد بالا بود اما بین جیره ها اختلاف نبود. در هفته 4 پس از زایش تری اسیل گلیسرول کبد به طور عددی در گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک پایین تر بود اما اختلاف معنی داری با لیپوژنیک نبود . این مشاهده مطابق است با کاهش نسبی در گنجایش چربی در گاو های تغذیه شده با گلوکوژنیک در مقایسه با لیپوژنیک . نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که انسولین پلاسما یک واسطه در تغیر تفکیک انرژی در گاوهای شیری در اوایل لاکتاسیون هست. تغذیه گاو های شیر ده یک جیره بالا در مواد غذایی گلوکوژنیک منجر شد به توازن منفی کم انرژی مربوط به اثرات آنابولیک غلظت بالای انسولین.
منبع:
منبع مقاله:journal of dairy science2007


برخی نكات پرورشی و تغذیه ای دام ها در طی فصول سرد

برای مشاهده بر روی لینک ریر کلیک نمایید

 

http://www.iranagrimagazine.com/ppdf/1022/p0102201080801-ZWO4WP.pdf


تغذیه ذرت در گاوهای شیرده

تغذیه ذرت در گاوهای شیرده
 
 
كیفیت ذرت در تغذیه گاوهای شیری منحصر به فرد است . این گیاه دارای ارزش غذایی بالایی است و حاوی مقادیر زیادی انرژی و نشاسته می باشد . این گیاه قادر است در هر هكتار 40 تن علوفه تازه و در برخی شرایط حتی بیشتر از این مقدار تولید كند به عبارت دیگر تولید آن در هر هكتار 10 تا 15 تن ماده خشك است .
بر اساس هدف مصرف گیاه ذرت نحوه برداشت آن متفاوت است :
1-ذرت تازه : ذرت تازه رامی توان درهرمرحله ای از رشد گیاه حتی در مرحله اولیه رشد نیز برداشت كرد . در مراحل اولیه رشد علوفه ذرت ارزش غذایی مناسبی دارد ولی باید مواظب بود كه میزان زیادی از علوفه تازه به صورت یك جا به مصرف دام نرسد زیرا دارای تركیباتی است كه به سرعت هضم شده لذا توصیه می شود كه در هر وعده غذایی بیش از 10 كیلو گرم علوفه تازه در اختیار دام ها قرار نگیرد .
2-ذرت دانه ای (كنسانتره) : برداشت ذرت دانه ای باید در زمانی صورت گیرد كه بلال آن كاملاً رسیده باشد .سه روش برای ذرت دانه ای وجود دارد :
الف ) برداشت بلال كامل و خرد كردن و قرار دادن آن در سیلو
ب ) برداشت بلال كامل به روش خرمن كوبی كه محصول حاصل از این روش شامل دانه های بلال و قسمتی از چوب بلال است كه فرایند شده و سیلو می شوند .
ج ) استفاده از كمباین كه در این روش چوب بلال خرد شده و دانه های آن جدا می شود محصول این روش تنها شامل دانه ذرت است.
3- سیلوی ذرت :برداشت دانه های ذرت برای سیلو كردن باید در زمانی صورت گیرد كه به اندازه كافی رسیده باشند ( مرحله خمیری سفت ) . همچنین طول مطلوب قطعات ذرت خرد شده باید 8/0 سانتی متر باشد . این اندازه برای تهیه سیلو مناسب است و امكان فشردگی كافی علوفه را در ساختمان سیلوی زمینی فراهم می كند . این مسأله بسیار حیاتی است كه تمام دانه های ذرت در طی مرحله چاپر كردن به خوبی عمل آوری شوند. این عمل باعث شده كه در هنگام هضم به میزان بیشتری در دسترس دام قرار گیرند زیرا دانه های سالم وفرایند نشده هضم نمی شوند و در نهایت از طریق مدفوع دفع می شوند.
در تهیه سیلو مهمترین مسأله مدیریت صحیح آن است كه شامل : برداشت علوفه ، ذرت در مرحله مناسب رشد ، پر كردن و متراكم كردن سریع سیلو ، پوشاندن سریع و مناسب سیلو .
برداشت علوفه ذرت باید در مرحله ای از رشد گیاه صورت گیرد كه دارای 35 – 30 % ماده خشك باشد .این مرحله زمانی است كه برگ های علوفه ذرت از پایین بوته شروع به زرد شدن كرده و دانه های ذرت به صورت خمیری و در حال سفت شدن باشند در غیر این صورت اگر علوفه ذرت در مرحله ای برداشت شود كه ماده خشك آن كمتر از 30 % باشد ضایعات سیلو به صورت از دست رفتن مواد مغذی از طریق پساب زیاد می شود . از آنجایی كه غالباً میزان ماده خشك علوفه ذرت در مرحله برداشت مناسب نیست بهتر است برای كنترل آب مازاد اقداماتی انجام داد . در این راستا می توان در هر تن علوفه بر اساس رطوبت آن 40 تا 70 كیلوگرم تفاله خشك چغندر قند اضافه نمود . این تفاله باید به صورت پرك و یا كل علوفه مخلوط شود نه این كه به صورت یك لایه ریخته شود .
تفاله خشك چغندر قند علاوه بر جذب مقدار زیادی آب مازاد می تواند اقداماتی از قبیل در نظر گرفتن یك لایه ضخیم از كاه غلات در كف سیلو برای جذب آب مازاد و نیز عمل آوری كاه انجام شود .افزودن اوره به علوفه سیلو شده ( 1 تا 2 كیلو گرم در هر تن ) در زمان پر شدن سیلو می تواند مفید باشد زیرا باعث:
1-افزایش سطح پروتئین علوفه سیلو شده
2-تهیه ازت سهل الهضم برای رشد باكتریایی سیلو شده و در نتیجه از كاهش كیفیت پروتئین علوفه جلوگیری می كند
3-افزایش سهم تولید اسید استیك در توده سیلو شده و طول عمر سیلوی ذرت در آخورها افزایش می یابد .توصیه می شود 1 تا 5/1 كیلوگرم كربنات كلسیم به هر تن علوفه در حال سیلو شده اضافه گردد .


 

 

 

روش اندازه گیری انرژی خام (Groos Energy)  نمونه های ادرار نشخوارکنندگان  با دستگاه "بمب کالریمتر"

 

 

چکیده:

انرژی شیمیایی موجود در غذاها، به اشکال مختلفی تقسیم می گردد و همۀ انرژی خام  موجود در مواد غذایی برای حیوان قابل استفاده نمی باشد . بخشی از آن به شکل جامد، مایع و گاز از بدن حیوان دفع و بخشی دیگر به شکل حرارت تلف  شده و از دسترس حیوان خارج می گردد. لذا با کسر هر یک از صور اتلاف انرژی ، توصیف کاملتری از انرژی غذا ارئه خواهد شد. برای مثال: با کسر انرژی خام واحد وزن مدفوع از انرژی خام واحد وزن غذای مصرف شده، انرژی قابل هضم (Digestible Energy) بدست می آید.

از طرف دیگر، اگر انرژی که از طریق دفع مواد حاوی انرژی مانند ادرار و خروج گازهای قابل احتراق که از دستگاه گوارش تلف می گردد را از انرژی قابل هضم کسر نماییم، انرژی قابل متابولیسم (Metabolizable Energy)  بدست می آید.

  برای اندازه گیری انرژی تلف شده از طریق خروج گازهای قابل احتراق که قسمت اعظم این گازها متان می باشد، از اطاق تنفسی استفاده می گردد و ادرار هم با استفاده از اتصال کیسه لاستیکی به آلت تناسلی حیوان و یا از طریق سوند جمع آوری می شود.

چنانچه اطاق تنفسی در دسترس نباشد، می توانیم انرژی تلف شده از طریق گاز متان را معادل 8 درصد انرژی خام مصرف شده در نظر بگیریم. به علاوه برای بدست آوردن تخمینی از مقدار انرژی قابل متابولیسم غذای نشخوارکنندگان می توان مقدار انرژی قابل هضم آن را در 8/0 ضرب نمود، از این مطلب نتیجه می شود که تقریباً 20 درصد انرژی قابل هضم ظاهری به صورت متان و ادرار دفع می گردد.

 

مقدمه:

از آنجایی که ارزشیابی غذاها در تغذیۀ نشخوارکنندگان هائز اهمیت بوده و لازم است که تا حد امکان نزدیکترین تخمین برای تعیین احتیاجات غذایی دام زده شود، اندازه گیری صور مختلف انرژی نیز از اهمیت خواصی برخوردار می باشد. چرا که انرژی برای زنده ماندن دام و انجام فعالیتهای حیاتی و ساخت نسوج، ضروری یوده و بدون انرژی دام قادر به ادامۀ حیات نمی باشد.

با توجه به اینکه جهت اندازه گیری انرژی خام ادرار نشخوارکنندگان روش خواصی تا کنون گزارش نشده بود، ما را بر آن داشت تا روشی برای این منظور ارئه نماییم . هدف ما از ارائۀ این روش، اندازه گیری انرژی خام ادرار نشخوارکنندگان با دستگاه بمب کالریمتر بود. به دلیل اینکه سیستم کار دستگاه به گونه ایست که نمونه های با رطوبت بیش از 5 درصد  قادر به سوختن در آن نیستند، لذا نمونه های مورد آزمایش باید کاملاً خشک باشند. از آنجا که ترکیبات ادرار به گونه ای است که در دمای کم آون حتی در 35 درجۀ سانتیگراد کف نموده و سرریز می شود، بناچار ارائۀ راهکاری مناسب جهت خشک کردن آنها ضروری بود. با مطالعه و بررسی هایی که انجام شد، به این نتیجه رسیدیم که ادرار را با یک نمونۀ خشبی مثل کاه یا یونجه مخلوط و سپس خشک نماییم. به این ترتیب ما توانستیم با مخلوط کردن، آنها را در دمای حدود 45-40 درجۀ سانتیگراد به راحتی خشک نماییم.

 

مواد و روشها:

1)- وسایل مورد نیاز:

الف)- دستگاه اندازه گیری انرژی خام (بمب کالریمتر)     

ب)- ترازوی دقیق دیجیتالی با دقّت 0001/0 گرم

ج)- چند عدد سرنگ

 

2)- خشک کردن نمونه ها:

بعد از آنکه نمونه های ادرار با روشهای مورد نظر جمع آوری گردید، ابتدا بالشتکهای  مخصوص دستگاه بمب کالریمتر را در آون خشک نموده و بعد از سرد شدن داخل دسیکاتور، وزن آنها را یادداشت ، سپس صفر می کنیم. حدود یک گرم نمونۀ کاه خشک، یکنواخت و آسیاب شده را داخل بالشتک ریخته، وزن دقیق آن را یادداشت، و دوباره صفر کرده، سپس با یک سرنگ  مقدار کمی ادرار به آهستگی به کاه  اضافه کرده، وزن دقیق آن را یادداشت می کنیم. آن قدر نمونۀ ادرار به کاه اضافه می کنیم تا کاه تقریباً اشباء گردد. بعد از ثبت وزن ادرار، بالشتکها را داخل آون با حرارت 45-40 درجۀ سانتیگراد به مدت حداقل 24 ساعت قرار می دهیم تا کاملاًََ خشک گردنند.

 

 

3)- اندازه گیری درصد مادۀ خشک نمونه های ادرار:

 بعد از گذشت 24 ساعت که نمونه ها کاملاً خشک شدند، آنها را داخل دسیکاتور قرار داده تا سرد شوند، سپس توزین و به روش زیر مادۀ خشک آنها را اندازه گیری می کنیم:

الف)- وزن خشک ادرار= ( مجموع وزن کاه ، بالشتک و ادرار خشک )  – ( وزن کاه و بالشتک )

ب)- درصد مادۀ خشک ادرار= وزن خشک ادرار تقسیم بر وزن تر ادرار ضربدر صد.

با این محاسبات، هم وزن خشک ادرار بدست می آید و هم درصد مادۀ خشک آن.

 

4- روش کار با دستگاه بمب کالریمتر:

 بعد از اینکه نمونه های خشک شده را وزن نمودیم و دستگاه آمادۀ کار شد ، ابتدا انرژی  دو یا سه نمونه از کاهی که در مخلوط استفاده شده را اندازه گیری کرده و میانگین آنها را محاسبه نموده، سپس انرژی  خام نمونه های مخلوط را به روش زیر اندازه گیری می کنیم:

بالشتک محتوی نمونه را داخل بمب قرار داده، یک سیم ده سانتیمتری که آلیاژی از کُرم و نیکل بوده و هر یک سانتی متر آن هنگام سوختن 3/2 کالری انرژی تولید می کند را بین دو سر قطبهای درب بمب قرار داده، آن را به شکل حلقه، مماس با نمونه قرار می دهیم. باید دقت نمود سیم با بدنۀ بمب یا بالشتک تماس پیدا نکند. درب بمب را بسته و 30-27 اتمسفر اکسیژن داخل آن تزریق می کنیم. بمب را داخل باکت قرار داده ( باکت ظرفی است که دو لیتر آب مقطر داخل آن ریخته شده و آنهم داخل ژاکت قرار می گیرد) سپس دو سر سیمهای فیوز را به بمب وصل نموده و درب دستگاه را بسته و استارت دستگاه را می زنیم.

 ابتدا دستکاه شمارۀ نمونه را می پرسد. بعد از دادن شماره و اینتر کردن، وزن نمونه را به دستگاه داده و اینتر نموده، مدت 15-14 دقیقه صبر می کنیم تا  کار دستگاه به پایان برسد. ابتدا  بوق مقطّع و سپس بوق ممتد شنیده می شود. بعد از شنیدن بوق ممتد، بعد از زدن کلید DON ، درب دستگاه را باز و باکت را خارج می کنیم، بمب را از داخل آن بیرون آورده، دریچۀ خروج هوا را به آهستگی باز و بعد از تخلیۀ هوا، درب بمب را برداشته و قطعات داخلی آن را با آب مقطّر شسته و داخل ارلن مایر می ریزیم. یک میلی لیتر محلول متیل اورنج  به آن اضافه نموده،  زیر بورت شیردار محتوی محلول کربنات سدیم قرار داده و تیتر می کنیم. تیتراسیون را تا زمانی که رنگ محلول ارلن زرد قناری شود ادامه می دهیم.

توضیح: مقدار تیتراسیون، برابر است با مقدار اسیدهای فرّاری که از سوختن نمونۀ ازت دار متساعد و با رطوبت داخل بمب ترکیب می شود و هر میلی لیتر آن یک کالری انرژی تولید می کند. بنابراین مقدار تیتراسیون از کل انرژی حاصل شده کسر می گردد.  سپس مقدار سیم فیوز سوخته شده را  در 3/2 ضرب و عدد بدست آمده  و مقدار تیتراسیون را یادداشت می کنیم.

 دکمۀ  RPT را زده، ابتدا شمارۀ نمونه، اینتر، بعد مقدار انرژی حاصل از سوختن سیم ،اینتر و سپس مقدار تیتراسیون را وارد می کنیم. بدلیل اینکه مقدار سولفات بسیار کم می باشد، آن را درنظر نگرفته و دوباره اینتر کرده و در نهایت انرژی خام نمونه بر حسب واحد وزن بدست می آید.

این دستگاه قادر است انرزی را بر حسب واحدهای مختلف مانند کالری بر گرم، کیلوکالری بر گرم، کیلوکالری بر کیلوگرم ، و غیره بیان نماید. به طور کلی سیستم کار دستگاه اینگونه است که وقتی نمونه داخل آن قرار گرفته و استارت دستگاه زده شود، دمای آب باکت و ژاکت را تنظیم و هنگامی که به حد تعادل رسید، با برقرار نمودن جریان الکتریسیته، سیم  جرقه زده ، در نتیجه اکسیژن فشردۀ داخل بمب نیز منفجر  و همراه آن نمونه می سوزد. حرارت ایجاد شده از سوختن نمونه، از بدنۀ بمب به آب باکت منتقل می شود. توسط ترمومتر دستگاه، اختلاف دمای  آب باکت از لحظۀ انفجار تا پایان مرحلۀ جذب حرارت توسط دستگاه ثبت شده، آن را در انرژی تعادل ضرب نموده، انرژی خام نمونه بدست می آید.  

 

5)- محلولهای مورد استفاده در این آزمایش:

الف)-  تیترازول: 76/3 گرم کربنات سدیم را در مقداری آب مقطر حل نموده، سپس حجم آن را به یک لیتر می رسانیم.

ب)- معرّف رنگی: 1/0 گرم از متیل اورنج یا متیل رد جامد را با 20 میلی لیتر الکل اتیلیک حل و حجم آن را با آب مقطر به 100 میلی لیتر می رسانیم.

 

 

توضیح: انرژی تعادل، مقدار انرژی که لازم است تا دمای دو لیتر آب داخل باکت یک درجۀ سانتی گراد بالا برود. این عدد در حافظۀ دستگاه ثبت بوده و اختلاف دمای باکت را در اثر سوختن نمونه، در آن ضرب نموده و انرژی خام را بدست می آورد.   

 

6)- محاسبات مقدار انرژی خام ادرار:

با توجه به این که واحد اندازه گیری انرژی در این آزمایش کالری بر گرم می باشد، برای اندازه گیری  انرزی خام  نمونه های مخلوط  باید محاسبات زیر را انجام دهیم:

1-6)- همانگونه که قبلا بیان شد، ابتدا انرژی خام دو یا سه نمونه از کاه بکار رفته در مخلوط را اندازه گیری نموده، سپس میانگین آنها را بدست می آوریم و آن را A می نامیم.

2-6)- انرژی خام نمونۀ مخلوط  را با دستگاه بمب کالریمتر(بر حسب کالری بر گرم)  بدست آورده و آن را B می نامیم.

3-6)- انرژی خام مقدار مخلوط  را با ضرب نمودن وزن در انرژی یک گرم آن محاسبه می کنیم. آن را C می نامیم. (C = انرژی یک گرم مخلوط ضربدر وزن آن)

4-6)- انرژی خام مقدار کاه بکار رفته در مخلوط را، با ضرب نمودن انرژی یک گرم کاه  در وزن کاه موجود در مخلوط ، بدست می آوریم. آن را D می نامیم. (D = انرژی یک گرم کاه ضربدر وزن کاه بکار رفته در آزمایش)

5-6)- وزن خشک ادرار موجود در مخلوط را بدست می آوریم و آن را E می نامیم.

6-6)- انرژی خام مقدار ادرار خشک موجود در مخلوط را بدست می آوریم، که با کم کردن انرژی کاه بکار رفته در مخلوط (D) از انرژی مخلوط (C)، بدست می آوریم. آن را F می نامیم.

7-6)- در نهایت با تقسیم کردن انرژی خام مقدار ادرار خشک موجود در مخلوط (F) بر وزن ادرار موجود در مخلوط، انرژی یک گرم ادرار خشک بدست می آید.

 

مشاهدات و نتایج:

به دنبال بررسی های بعمل آمده ، مشاهده شد که تا کنون در منابع مختلف روشی جهت اندازه گیری دقیق انرژی خام نمونه های ادرار ارئه نشده بود. بدنبال آزمایشات متعدد برای خشک کردن این گونه نمونه ها  مشاهده شد که حتی در دماهای پایین نیز امکان خشک کردن آنها وجود ندارد. زیرا در این حال نیز نمونه ها کف و سرریز می نماید. تصمیم کرفته شد که آنها را با یک نمونۀ دیگر مخلوط نماییم. به این منظور سه نمونه از آرد جو، یونجه و کاه گندم، انتخاب و در مخلوط به کار گرفته شدند. نتیجۀ آزمایشات این شد که کاه گندم به عنوان بهترین گزینه جهت استفاده در مخلوط انتخاب شود. چرا که هم به اندازۀ کافی حجیم بوده و هم نفوذ پذیری خوبی داشته تا نمونه ها به خوبی جذب آن شوند.

 

بحث:

در تعیین احتیاجات غذایی دامهای نشخوارکننده، اندازه گیری انرژی قابل متابولیسم از ارزش خواصی بر خوردار می باشد. اما همانگونه که بیان گردید، تا کنون دستورالعملی در این خصوص دیده نشده و لذا با توجه به نتایج بدست آمده، باید راه حل مناسبی برای این منظور ارائه می گردید. این روش می تواند درآزمایشات مربوط به تعیین ارزش غذایی دامهای نشخوار کننده، کاربرد داشته و مورد استفاده قرار گیرد. به این ترتیب اگر انرژی تلف شده از طریق خروج گازها را بتوان اندازه گیری نمود و با روش ذکر شده نیز انرژی تلف شده از طریق ادرار هم اندازه گیری می گردد و در نهایت می توان انرژی قابل متابولیسم حقیقی (True Mmetabolizable Energy)  را اندازه گیری نمود.

 

سپاسگذاری:

از همکاری مسئولین محترم مؤسسۀ تحقیقات علوم دامی کشور، بخصوص جناب آقای دکتر میرهادی و پرسنل محترم آزمایشگاه تغذیۀ مؤسسۀ تحقیقات علوم دامی کشور و مسئولین محترم ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی شهرستان سبزوار، آقایان مهندسین کاشکی، باشتینی، و سایر همکاران، کمال تشکر رادارم.

 

 

 

فهرست منابع:

 

صوفی سیاوش، ر، حسین جانمحمدی. 1385. تغذیه دام. انتشارات آییژ، تهران، فصل یازدهم.

B0mb Calorimeter Method.(Parr Models).

 

 

 

                        

تهیّه و تنظیم: اسماعیل باغجری

مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی

ایستگاه تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی شهرستان سبزوار

 


  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :