معرفی تكنولوژی میكروچیپ

معرفی تكنولوژی میكروچیپ

میكروچیپ – سیستم شناسایی الكترونیكی جاندران

 روشهای سنتی و قدیمی جهت شناسایی جانداران شامل پلاكهای الصاقی، خالكوبی و علامت گذاری بوده كه این روشها دارای معایب بسیار زیادی بوده و در سیستم های مدیریتی و نظارتی اختلالاتی را ایجاد می نمایند. حال با توجه به پیشرفت علوم در جهان، سیستم های نوین جایگزین روشهای قدیمی گردیده و راندمان و بهره وری نیز بهمان میزان توسعه می یابد.
در دو دهه اخیر تكنولوژی میكروچیپ تحول و تغییر عظیمی را در سیستم های شناسایی ایجاد نموده و بعنوان یك اساس شناسایی مكانیزه در جهان مطرح شده است. این تكنولوژی بر اساس شناسایی توسط امواج رادیویی استوار بوده و بدون نظارت و تفسیرهای نظری و شخصی انجام می پذیرد. میكروچیپ تنها روش شناسایی دائمی و مطمئن جانداران بوده كه می تواند در كوتاه ترین زمان، جمعیت كثیری از جانداران را مورد شناسایی قرار دهد
.
این سیستم شامل سه بخش مهم: میكروچیپ، دستگاه بازخوان و بانك اطلاعاتی می باشد. میكروچیپ به عنوان اصلی ترین جزء به اندازه یك دانه برنج بوده كه عاری از هر گونه منبع الكتریكی می باشد. میكروچیپ در زیر پوست جاندار كاشته می شود بطوریكه این عمل كاشت نظیر واكسیناسیون بوده و بسیار ساده و بدون درد انجام می پذیرد. هر میكروچیپ دارای یك كد اختصاصی بوده كه در زمان ساخت توسط اشعه لیزر طراحی می گردد. این كدها غیر قابل تغییر و یا جایگزینی بوده و در تمام مراحل حیات جاندار به عنوان عامل دقیق شناسایی استفاده می شود. میكروچیپ در داخل محفظه شیشه ای كه قابلیت تطابق با بافت زنده موجود را دارد قرار می گیرد این محفظه از ایجاد واكنش های ایمنی جاندار جلوگیری می نماید لذا میكروچیپ تا انتهای عمر جاندار در بدن بدون هیچ گونه عارضه ای باقی می ماند. دستگاه بازخوان، میكروچیپ را توسط امواج رادیویی فعال نموده و امواج برگشتی به دستگاه، كد اختصاصی میكروچیپ را تعیین می نماید. انواع دستگاههای بازخوان ثابت و قابل حمل در دسترس می باشد. كد اختصاصی میكروچیپ وارد سیستم بانك اطلاعاتی گردیده و اطلاعات جاندار از بدو تولد تا انتهای عمر آن نگهداری و ذخیره و پردازش می شود
.
در سال ١٩٩٦ میلادی سازمان غذا و داروی ایالت متحده آمریكا- FDA تائیدیه استفاده از میكروچیپ قابل تزریق را در جانداران صادر كرده و در همان سال نیز سازمان USDA استاندارد اختصاصی محل كاشت میكروچیپ در هر جاندار را تعیین نمود. در سال ٢٠٠١ میلادی نیز كمیته بین المللی ثبت حیوانات پس از آزمایشات اختصاصی، تائیدیه قانونی استفاده از این سیستم را اعلام نمودند. همچنین میكروچیپ ها تحت استاندارد های جهانی ٩٠٠١ ISO طراحی و ساخته

می شوند. در ایران نیز در سال ١٣٨٢ سازمان دامپزشكی كشور پس از بررسی و مطالعه این تكنولوژی، بر اساس طرح جامع آقای دكتر جلیل زاده، تائیدیه علمی و فنی را اعلام نمود.
در حال حاضر این سیستم به طور وسیعی در كشورهای مختلف جهان نظیر آمریكای شمالی، آمریكای جنوبی، اروپا، آسیا، استرالیا، اقیانوسیه، آفریقا و خاور میانه استفاده می شود. این روش در كلیه جانداران اعم از بزرگ و كوچك نظیر اسب، گاو، گوسفند، طیور، آبزیان، ‌حیوانات آزمایشگاهی، حیوانات خانگی، حیوانات باغ وحش و بالاخره طبیعت وحش كاربرد دارد.


علت استفاده از سیستم شناسایی الكترونیكی؟ !!

علت استفاده از سیستم شناسایی الكترونیكی؟

!!

با توجه به پیشرفت علوم در جهان، سیستم های نوین جایگزین روشهای قدیمی و سنتی گردیده و راندمان و بهره وری نیز بهمان میزان توسعه می یابد. استفاده از تكنولوژی میكروچیپ نه تنها به عنوان دست آورد جدیدی مطرح می باشد بلكه كاملترین اطلاعات را از وضعیت جانداران در اختیار قرار می دهد.
تكنولوژی میكروچیپ دارای مزایای زیر می باشد
:
-
تماس غیر مستقیم با جاندار

-
كابری در محیط های نامناسب نظیر رطوبت، گرد و غبار، جمعیت زیاد
-
عدم نیاز به روشهای مشاهده‌ای مستقیم
-
سرعت بالای بازخوانی

-
افزایش امنیت اطلاعات

اصولا روشهای قدیمی و ثبت دستی اطلاعات، نیاز به صرف زمان و بكارگیری افراد و استفاده از كاغذ جهت بایگانی می باشد بطوریكه در این روشها درصد خطا و اشتباهات بسیار زیاد می باشد. با پیدایش سیستم های اتوماتیك نظیر تكنولوژی میكروچیپ، اطلاعات واقعی، موثر و غیر قابل تغییر می باشد بنابراین امكان خطا و اشتباه در سیستم شناسایی ایجاد نمی گردد لذا این روش بسیار مطمئن ودقیق و كاربرد بیشتری دارد. در هنگام طراحی میكروچیپ، كد ها به صورت اختصاصی ساخته و تولید می شوند و امكان مشابهت در كدها وجود نداشته و این مزیت میكروچیپ، سیستم شناسایی دقیق را تضمین می كند.


تاریخچه تكنولوژی فركانس رادیویی

تاریخچه

 

تكنولوژی فركانس رادیویی

منشاء پیدایش این تكنولوژی به ابتدای پیدایش جهان و ایجاد نیروی الكترومغناطیسی بر می گردد ولی در واقع با اختراع الكتریسیته توسط بنیامین فرانكلین (Benjamin Franklin) آغازگردید.
اولین مورد استفاده از آن در قرن ١٩ با سیستم تلگراف با انتقال سیگنال بوده و سپس در سال ١٩٠٦ ارنست الكساندرسون (Ernst Alexanderson) اولین امواج رادیویی را مشخص نمود. در سال ١٩٢٢ از این طریق رادار نیز اختراع گردید.سیستم شناسایی توسط فركانس رادیویی شامل تركیب دو سیستم رادار و تكنولوژی امواج رادیویی می باشد. در سال ١٩٤٨ اولین دستگاه دریافت و انتقال امواج رادیویی طراحی گردید و با پیشرفت در دهه های ٦٠ و٧٠ میلادی به اختراع امواج میكروویو (Microwave) نیز منجر شد
.
در دهه ٨٠ میلادی سه فقره حق امتیاز برای شناسایی الكترونیكی در جهان صادر گردید و بالاخره در سال ١٩٩٠ اولین سیستم چند منظوره در شناسایی توسط امواج رادیویی در علوم مختلف بكار برده شد
.
از این تاریخ به بعد، این سیستم پیشرفتهای عظیمی نموده بطوریكه كوچكترین میكروچیپ به اندازه یك دانه برنج طراحی گردیده و مورد بهره برداریهای مختلف قرارگرفته است. این میكروچیپ حاوی اطلاعات طراحی شده از قبل بوده و به یك آنتن متصل می باشد و از فواصل معین قابل تشخیص می باشد بطوریكه با استفاده از یك دستگاه بازخوان، امواج رادیویی به میكروچیپ ارسال و از طریق آنتن اطلاعات میكروچیپ توسط همان امواج رادیوی به دستگاه بازخوان منتقل میشود. با پیشرفت این تكنولوژی، انواع دستگاههای بازخوان با قدرت بالا در تشخیص میكروچیپ از فواصل دورتر و همچنین مطابقت بیشتر وسایل با استانداردهای جهانی در ساخت این نوع تجهیزات، كاربرد بیشتر این سیستم را در علوم و فنون مختلف شاهد هستیم
.


Also Known By: muflone (Italian), Corsican mouflon, European mouflon, musimon, musmon, Sardinian mouflon

The mouflon (Ovis musimon) is thought to be one of the two ancestors for all modern sheep breeds. It is red-brown with a dark back-stripe, light colored saddle patch and underparts. The males are horned and the females are horned or polled. It is now rare but has been successfully introduced into central Europe, including Germany, Austria, Czech Republic, Slovak Republics, and Romania.

References:

Mason, I.L. 1996. A World Dictionary of Livestock Breeds, Types and Varieties. Fourth Edition. C.A.B International. 273 pp.


کاربرد دیدگاه انتخاب‌ براساس‌ نشانگرها در برنامه های اصلاح نژاد
آرش جوانمرد
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ژنتیک و اصلاح نژاد دانشگاه تهران

‌‌‌‌متخصصان‌ اصلاح‌ نژاد بیشتر روی‌ تنوع‌ صفات‌ كمی‌ می‌اندیشند و سعی‌ می‌نمایند با توسط روشهای‌ آماری‌ از همهِ اط‌لاعات‌ در برنامه‌های‌ انتخاب‌ استفاده‌ نمایند. این‌ روشها از سال1950 باپایه‌گذاری‌ متدهای‌ بیومتری‌ پیچیده‌تر همراه‌ شد .‌‌‌‌ژنتیك‌ كمی‌ تنها اثر تجمعی‌ ژنهایی‌ را كه‌ باعث‌ ایجاد تفاوت‌ بین‌ افراد می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد و فرض‌ اصلی‌ آن‌ تفكیك‌ همزمان‌ بسیاری‌ از ژنهای‌ كوچك‌ اثر می‌باشد. این‌ موضوع‌مورد تردید است‌ كه‌ همه‌ ژنهای‌ موِثر بر صفات‌ كمی، كوچك‌ اثر باشند و ممكن‌ است‌ بعضی‌ ژنهاسهم‌ عمده‌ای‌ در تنوع‌ ژنتیكی‌ داشته‌ باشند. برای‌ توضیح‌ بیشتر تفاوت‌ عملكرد ژنها بایدخصوصیات‌ ژنها به‌ تنهائی‌ نیز بررسی‌ شود . روشهای‌ آماری‌ مناسب‌ جهت‌ شناسائی‌ حیوانات‌دارای‌ ارزش‌ اصلاحی‌ مطلوب‌ توسعه‌ یافته‌ است‌ كه‌ اساس‌ آن‌ حذف‌ هر چه‌ بیشتر عوامل‌ محیطی‌ واستفاده‌ از اط‌لاعات‌ حاصل‌ از عملكرد خود حیوان‌ و خویشاوندان‌ آن‌ جهت‌ انتخاب‌ و تخمین‌ آثارافزایشی‌ همه‌ جایگاههای‌ موِثر بر صفت‌ است. انتخاب‌ براساس‌ فنوتیپ‌ به‌ دلیل‌ آثاری‌ كه‌ عوامل‌محیطی‌ روی‌ صفت‌ اندازه‌گیری‌ شده‌ دارند و نیز توارث‌ صفات‌ چند ژنی، اثر متقابل‌ بین‌ ژنها دریك‌ لوكوس‌ (غلبه) و بین‌ لوكوسهای‌ مختلف‌ (اپیستازی) با كاهش‌ سودمندی‌ روبروست‌ . درحال‌ حاضر كاربرد تكنیك‌ آماری‌ همچون BLUP ‌(7)، امكان‌ جدا كردن‌ آثار محیطی‌ از ژنتیكی‌ رافراهم‌ و در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ بسیار سودمند واقع‌ شده‌اند. ولی‌ این‌ روشها ژنوتیپ‌ یك‌ فردراناشناخته‌ باقی‌ می‌گذارند و به‌ صورت‌ یك‌ جعبهِ سیاه‌ به‌ آن‌ می‌نگرند و مضراتی‌همچون‌ كاهش‌ واریانس‌ ژنتیكی، تثبیت‌ الل‌های‌ كشنده‌ و همخونی‌ را ممكن‌ است‌ بدنبال‌ داشته‌باشد. چرا كه‌ در روشهای‌ ژنتیك‌ كمی‌ اط‌لاعات‌ ژنوتیپی‌ افراد بطور دقیق‌ قابل‌ ارزیابی‌نمی‌باشد بلكه‌ برآوردی‌ از آن‌ از طریق‌ فنوتیپ‌ و خویشاوندان‌ امكانپذیر است.
‌‌‌‌شناخت‌ ملكولی‌ ژنهائی‌ كه‌ بزرگ‌ اثر هستند ممكن‌ است‌ دیدگاه‌ جدیدی‌ برای‌ بهبود ژنتیكی فراهم‌ كند . علم‌ ژنتیك‌ ملكولی‌ در اصلاح‌ نژاد می‌كوشد با پرده‌برداری‌ از سیما و ساختار ژنها،نقش‌ دقیق‌ آنها را در تولید حیوان‌ شناسائی‌ و چگونگی‌ تغییراتشان‌ را در سطح‌ مولكولی‌ بررسی‌ نماید.
‌‌‌‌شناسائی‌ طبیعت‌ كنترل‌ صفات، نه‌ تنها دستاوردهای‌ علمی‌ عمده‌ای‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ بلكه برنامه‌های‌ اصلاحی‌ را به‌ یك‌ بازده‌ مناسب‌ هدایت‌ خواهد نمود كه‌ این‌ دیدگاه‌ به‌ عنوان‌ انتخاب‌ به‌كمك‌ نشانگر(8) مشهور است‌. ژنتیك‌ ملكولی‌ و بیوشیمی‌ شكاف‌ و نقایص‌ ژنتیك‌ كمی‌ راپر كرده‌ و درك‌ ما را از علل‌ تغییرات‌ كمی‌ در سطح‌ ژن‌ بالا برده‌ است.
‌‌‌‌در برنامه‌های‌ اصلاح‌ نژاد، ماركر یا نشانگر مولكولی‌ عبارتست‌ از تفاوت‌ در توالی نوكلئوتیدهایDNA ‌ كه‌ این‌ تفاوت‌ دارای‌ توارث‌ مندلی‌ است‌ این‌ قطعه‌ ویژه‌ متعلق‌ به‌ ژن‌ یا ژنهائی‌است‌ كه‌ بطور معنی‌داری‌ در تنوع‌ بین‌ حیوانات‌ سهیم‌ هستند و در نتیجه‌ ممكن‌ است‌ بین‌ قطعه‌ویژه‌ای‌ كه‌ نتاج‌ از والدین‌ دریافت‌ می‌نمایند و عملكرد نتاج‌ یك‌ ارتباط‌ مشاهده‌ شود در نتیجه‌می‌توان‌ نتاج‌ را براساس‌ قطعه‌ كروموزومی‌ كه‌ از والدین‌ دریافت‌ كرده‌اند انتخاب‌ كرد ..
‌‌‌‌بنابراین‌ خود نشانگر معمولا روی‌ عملكرد حیوان‌ بی‌تاءثیر است‌ ولی‌ با یك‌ ژن‌ تاءثیرگذارروی‌ عملكرد حیوان‌ یا توالی‌ مجاور متصل‌ بهQTL ‌آن‌ را ارزشمند می‌كند. ما با استفاده‌ از نشانگرژنتیكی‌ مستقیماإ روی‌ تنوع‌ ژنتیكی‌ نگرش‌ داشته‌ و با شناسائی‌ تنوع‌ در سطحDNA ‌ قادر خواهیم‌ بودتفاوت‌ صحیح‌ ژنتیكی‌ دو فرد را بررسی‌ كنیم.
‌‌‌‌روش‌ مناسب‌ تركیب‌ اط‌لاعات‌ حاصل‌ از نشانگرهای‌ ژنتیكی‌ با روشهای‌ آماری‌ می‌باشد
باعث‌ افزایش‌ دقت‌ و كاهش‌ فاصلهِ نسل‌ و نهایتاإ افزایش‌ پاسخ‌ به‌ انتخاب‌ می‌گردد ‌‌‌‌مزیت‌ انتخاب‌ به‌ كمك‌ نشانگر در یك‌ صفت‌ نسبت‌ به‌ روشهای‌ انتخاب‌ براساس‌ فنوتیپ بستگی‌ به‌ وراثت‌پذیری‌ صفت‌ دارد. انتخاب‌ براساس‌ نشانگر در موارد زیر مفید است:
- وراثت‌ پذیری‌ صفت‌ كم‌ باشد
- صفت‌ محدود به‌ جنس
- صفت‌ در ابتدای‌ زندگی‌ باشد
- اط‌لاعات‌ از والدین‌ جمعیت‌ حاضر وجود نداشته‌ باشد.
- صفات‌ لاشه‌ یا صفاتی‌ كه‌ اندازه‌گیری‌ آن‌ مشكل‌ و پرهزینه‌ است‌
‌‌‌‌عیب‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر فقط‌ در احتمال‌ نوتركیبی‌ است‌ كه‌ سودمندی‌ آن‌ را كاهش می‌دهد. از سه‌ راه‌ كلی‌ اط‌لاعات‌ مستقیم‌ بدست‌ آمده‌ از سطح‌ ژنها در برنامه‌های‌ اصلاحی‌ موِثراست:
- نشانگرها می‌توانند فاصله‌ نسلی‌ را كاهش‌ دهند و اجازه‌ دهند كه‌ انتخاب‌ در مراحل‌ زودتری‌ اززندگی‌ صورت‌ گیرد
- دقت‌ انتخاب‌ را با فراهم‌ كردن‌ اط‌لاعات‌ بیشتر برای‌ تخمین‌ افزایش‌ می دهد.
- نشانگر شدت‌ انتخاب‌ را افزایش‌ داده‌ و اجازه‌ انتخاب‌ كاندیدهای‌ اصلی‌ را از میان‌ تعداد زیادی‌كاندیدا برای‌ انتخاب‌ فراهم‌ می‌كند.
Denise‌‌‌‌ 1998در یك‌ گزارش‌ از مرور منابع،QTL هائی‌ كه‌ در جمعیتهای‌ گاو مشخص‌ شده بودند را بررسی‌ نمودند. در گاوهای‌ گوشتیQTL ‌هائی‌ برای‌ وزن‌ تولد، رشدشاخ، رشد قبل‌ ازشیرگیری‌ و چربی‌ پیدا شده‌ كه‌ اینQTL ‌ها با ماركرهای‌ ژنتیكی‌ همبستگی‌ نشان‌ داده‌اند.همچنین‌ در گاو برای‌ تشخیص‌ هیپرتروفی‌ ماهیچه و بیماری‌ پومپ(11) از نشانگرهای‌ ژنتیكی‌مستقیم‌ آن‌ استفاده‌ می‌شود. علاوه‌ بر این‌ در گاوهای‌ شیر ده‌ ماركرهای‌ پیوسته‌ای‌ برای‌ شیر وتركیبات‌ آن، تولید پنیر و بیماریBLAD ‌ گزارش شده‌ است‌.
‌‌‌‌در خوكQTL ‌هائی‌ برای‌ باروری، رشد از تولد تا30 كیلوگرمی، چربی‌ پشتی‌ و شكمی گزارش‌ شده‌ است.

كاربرد نشانگرهای‌ ژنتیكی‌ در آزمون‌ نتاج‌
‌‌‌‌در آزمون‌ نتاج‌ نرهای‌ جوانی‌ كه‌ از نرها و ماده‌های‌ با ارزش‌ اصلاحی‌ بالا حاصل‌ شده‌است براساس‌ عملكرد50-100عدد از دخترانشان‌ آزمون‌ می‌گردند. در آزمون‌ نتاج‌ زمان‌ طولانی‌ صرف‌می‌شود بطوری‌ كه‌ 5-6 سال‌ برای‌ تایید(proof) كاندیدا صرف‌ شود. تخمین‌ ارزش‌ اصلاحی‌ نرها ازروی‌ ركورد دختران‌ به‌ هزینه‌ای‌ بالغ‌ بر 45000 دلار به‌ ازای‌ هر نر نیاز دارد و تنها 10% از نرهای‌آزمون‌ شده‌ در یك‌ برنامهِ اصلاحی‌ انتخاب‌ می‌شوند.‌‌‌‌اگر چه‌ این‌ روش‌ به‌ طور موِثر شایستگی‌ ژنتیكی‌ گله‌ را بهبود می‌بخشد ولی‌ روشهائی‌ كه‌ در آن ارزش‌ اصلاحی‌ یك‌ حیوان‌ سریعتر تشخیص‌ داده‌ شود ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد .‌‌‌‌امروزهQTL ‌ به‌ عنوان‌ اط‌لاعاتی‌ كه‌ می‌توان‌ برای‌ انتخاب‌ افراد براساس‌ ژنوتیپ‌ استفاده‌ كرد
برای‌ سرعت‌ بخشیدن‌ به‌ برآورد ارزش‌ اصلاحی، مطرح‌ گردیده‌ است.
تاءثیر انتخاب‌ روی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر
VAN Arendonk‌‌‌‌ و(1995)Bovenguisگزارش‌ كردند با توجه‌ به‌ اینكه‌ انتخاب‌ براساس نشانگر باعث‌ افزایش‌ فراوانی‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر می‌شود، فقط‌ در پنج‌ نسل‌ این‌ سودمندی‌ ادامه‌ خواهدداشت‌ و در زمان‌ طولانی، فراوانی‌ اللهای‌ مطلوبQTL ‌ تثبیت‌ می‌شود. لذا در دراز مدت‌ بهتر است‌كه‌ از اط‌لاعاتQTL ‌ كمتر استفاده‌ شود .
‌‌‌‌برآورد ارزش‌ اصلاحی‌ حیوانات‌ با استفاده‌ از روشهای‌ موِثری‌ چونBLUP ‌كه‌ مبنای ركوردهای‌ فنوتیپی‌ افراد می‌باشد باعث‌ افزایش‌ همخونی‌ و همچنین‌ كاهش‌ اندازهِ موِثر جمعیت‌می‌شود.
‌‌‌‌درBLUP ما با تغییر فراوانی‌ ژنهای‌ كوچك‌ اثر، تنوع‌ ژنتیكی‌ را كاهش‌ نخواهیم‌ داد ولی‌ انتخاب‌ براساس‌ نشانگر كه‌ هدف‌ آن‌ افزایش‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثرQTLاست، اعمال‌ شود این‌ استراتژی‌فقط‌ برای‌ انتخاب‌ كوتاه‌ مدت‌ (حداكثر 5 سال) مفید خواهد بود
‌‌‌‌بهرحال‌ در هر دو روش‌ انتخابBLUP ‌ و انتخاب‌ براساس‌ نشانگر آللهای‌ مثبت،QTL جمعیت‌ تثبیت‌ می‌شود و حداكثر پاسخ‌ ممكن‌ برایQTL ‌ بدست‌ می‌آید با این‌ تفاوت‌ كه‌ روشهای‌متداول‌ آماری، تفاوت‌ انتخاب‌ كمتری‌ را برای‌ تثبیت‌ ژنهای‌ بزرگ‌ اثر اختصاص‌ می‌دهند و در نتیجه‌در انتخاب‌ دراز مدت‌ روش‌ مبتنی‌ برBLUP نسبت‌ بهMAS ‌ مفیدتر خواهد بود .

منبع: آرش جوانمرد. بررسی چند شکلی ناحیه پروموتور ژن گیرنده هورمون رشد در گاوهای سیستانی. پایان نامه کارشناسی ارشد- دانشگاه تهران.


اختلالات متابولیکی در گاوهای شیری

اختلالات متابولیکی در گاوهای شیری

زایمان و اولین ماه بعد از زایمان دوره بحرانی گاوهای شیری می باشد بنابراین مدیریت صحیح گاوهای خشك نقش مهمی در كنترل بیماریهای متابولیكی در زایمان یا دوره نزدیك به زایمان را بر عهده دارد، مسائل عمده بوجود آورنده این اختلالات متابولیكی كه با یكدیگر در ارتباط هستند از مسائل مدیریتی تغذیه ناشی می گردند.

اختلالات عمده متابولیكی در گاوها تازه زا عبارتند از:

1- تب شیر
2- ادم یا خیز پستانی
3- كتوزیس
4- سندرم كبد چرب
5- جفت ماندگی
6- جابجایی شیردان
7- اسیدوزیس
8- لنگش (Laminitis)

تب شیر:
تب شیر یا فلج ناشی از زایمان یكی از اختلالات متابولیكی معمول در دوره زایمان می باشد منظور از بیماری تب شیر داشتن تب واقعی نیست. بروز تب شیر در گاو با سن دا م مرتبط می باشد و اكثراً در گاوهای پر تولید با سن بالا دیده می شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شیر 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زایمان روی می دهد.

علایم عمومی بروز تب شیر:
- از دست دادن اشتها
- عدم فعالیت دستگاه گوارش
- سرد شدن گوشها و خشك شدن پوزه
علایم اختصاصی بروز تب شیر:
- عدم تعادل حین راه رفتن
- زمین گیر شدن گاو كه این حالت در سه مرحله انجام می گیرد:
- ایستادن همراه با لرزش
- افتادن روی سینه
- افتادن روی پهلو و بی اعتنا بودن به تحریكات محیطی
تغییرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شیر شامل كاهش سطح كلسیم خون است, حد طبیعی كلسیم در خون گاوهای خشك 8- 10 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می باشد، كه این مقدار در حین زایمان به كمتر از 8 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می رسد. در گاو مبتلا به تب شیر سطح كلسیم خون به ترتیب در سه مرحله ذكر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون كاهش می یابد كه این كاهش سطح كلسیم خون همراه با كاهش فسفر و افزایش سطوح پتاسیم و منیزیم خون می باشد.
سطوح كلسیم خون در گاوهای مبتلا به تب شیربه ترتیب شامل موارد ذیل می باشد:
گاو با شیر دهی طبیعی 4/8 – 2/10 mg/dl
زایمان طبیعی                8/6 – 6/8 mg/dl
بروز تب شیر خفیف          5/7 –9/4 mg/dl
بروز تب شیر متوسط        8/6 –2/4 mg/dl
بروز تب شیر شدید          7/5 –5/3 mg/dl
علل بروز تب شیر:
تب شیر در اثر خروج كلسیم از طریق شیر بعد زایمان همراه با ناتوانی گاو در متعادل نگه داشتن سطح كلسیم خون روی می دهد. ناتوانی گاو نسبت به تغییر متابولیسم كلسیم احتمالاً در اثر عدم تعادل كلسیم, فسفر و منیزیم و افزایش سطح پتاسیم ایجاد می شود بطور كلی تب شیر با تعادل آنیونها و كاتیونها در ارتباط می باشد. گاو شیری كلسیم مورد نیاز خود را از دو منبع تامین می نماید: استخوان و جذب كلسیم از دستگاه گوارش.
در بدن تعادل كلسیم توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می گردد و كاهش سطح كلسیم خون باعث آزاد سازی این هورمون می شود، اثرات عمده این هورمون حركت كلسیم از استخوان به طرف خون است. آزادسازی هورمون پاراتیروئید در گاو مبتلا به كمبود كلسیم موجب تحریك 1و25 دی هیدروكسی (ویتامین D ) می شود كه باعث افزایش جذب كلسیم در روده كوچك میگردد. فرم فعال ویتامین D در گاو مبتلا به تب شیر افزایش می یابد ولی تأخیر در پاسخ به افزایش این ویتامین مانع تأثیر مناسب آن می گردد.
درمان:
روش مناسب برای درمان بیماری تب شیر تزریق وریدی محلول گلوكونات كلسیم می باشد. از دیگر روشها می توان تجویز خوراكی 100 گرم كلرید آمونیوم بمدت 204 روز و یا بلوسهای حاوی كلسیم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زایمان را نام برد. گاوهایی كه به درمان جواب مثبت نمی دهند می توان 800-700 گرم Epsom یا سولفات دومنیزی محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمین منیزیم، سموم موجود در روده را نیز دفع نماید.
پیشگیری:
راه سنتی پیشگیری از بیماری تب شیر شامل محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی گاو می باشد تا اینكه گاوها نسبت به كمبود كلسیم سازگاری یافته و توانایی مناسبی در پاسخ به احتیاجات بالای كلسیم در اوایل شیر دهی داشته باشند. بنابراین گاوهایی كه در دوره خشكی با جیره های محدود از نظر كلسیم و فسفر تغذیه شده اند استخوانها و روده كوچك آنها نسبت به تحریك هورمون پاراتیروئید و ویتامین D پاسخ مناسبی میدهد.
جهت محدود كردن مصرف كلسیم در دوره خشكی از راههای زیر می توان استفاده نمود.
- كاهش مصرف كلسیم به 50 گرم در روز (كمتر از 5/0%جیره)
- كاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (كمتر از 35/0%)
تغذیه با علوفه هایی خشبی داراى كلسیم بالا از قبیل یونجه خشك و سیلاژ در دوره خشكی گاوها باید محدودتر گردد و بخشی از یونجه جیره غذایی با گراسها یا سیلاژ جایگزین شود تا بدین ترتیب با محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی حدالمقدور از بروز تب شیر جلوگیری نمائیم.
استفاده از مكمل نمكهای آنیونی در جیره گاوهای خشك روش موثر دیگر در پیشگیری از بروز بیماری تب شیر می باشد. نمكهای آنیونی با افزایش آزادسازی كلسیم از استخوانهابروز تب شیر را كاهش می دهند همچنین نمكهای آنیونی در جیره های با سطوح كلسیم بالا نیز موثر می باشند(150 گرم در روز).
باید توجه نمود، زمانی كه سطح كلسیم جیره پایین است از نمكهای آنیونی نباید استفاده گردد بنابراین آگاهی از تركیبات جیره غذایی بویژه علوفه ها از نظر مواد معدنی اهمیت بسیار زیادی دارد. pH ادرار با تغییرات حالت اسیدی پایه تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین دامداران با كنترل نمودن pH ادرار در تعیین میزان استفاده مناسب از نمكهای آنیونی در جیره های گاوهای شیری می توانند استفاده كنند.

كتوزیس:
این اختلال متابولیكی در نتیجه عدم تغذیه مناسب بویژه از لحاظ انزژی در اوایل شیر دهی روی میدهد. با كاهش تدریجی سطح گلوكز خون ذخایر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زایمان در اوایل شیردهی گاوهای پرتولید مبتلا به كتوزیس تحت كلینیكی یا كتوزیس اولیه می شوند.
مسائل دیگری نظیر جفت ماندگی، جابجائی شیردان از عوامل مستعد كننده كتوزیس هستند.

علائم بروز كتوزیس:
- كاهش اشتها بویژه در جهت مصرف غلات
- عدم فعالیت شكمبه
- كاهش وزن
- كاهش تولید شیر
دو تغییر عمده كه در بیماری كتوزیس روی میدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزایش سطح كتون بادیهای خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهای شیری در حدود 50 میلی گرم در دسی لیتر خون است.
 

blood components of normal and ketotic cow
ketoticnormalblood
2852Glucose
423Kerones
  plasma
323NEFA
814Triglycerides

 

 


تشخیص:
آزمایشاتی جهت كنترل سطوح كتونها در شیر و ادرار وجود دارد. شیر گاو در حدود نصف سطح كتون بادیهای خون را دارد در حالیكه سطح كتون بادیهای ادرار چهار بار از سطح كتون بادیهای خون بیشتر است.
آزمایش ادرار جهت تشخیص وجود كتون بادیها در بسیاری از گاوها در اوایل شیر دهی مثبت می باشد كه نیازی هم به درمان ندارد بهر صورت نتیجه منفی آزمایش نمایانگر عدم بروز كتوزیس می باشد آزمایش شیر دقیق تر نتیجه تعیین كتوزیس را می دهد.
درمان:
در تمام روشهای درمانی كتوزیس هدف افزایش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازی ذخایر بدنی می باشد.
تزریق وریدی گلوكز:
این روش سریعترین راه برای رساندن گلوكز به بدن گاو می باشد و ظاهراً استفاده از تزریق گلوكز درمان قطعی می باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتیكوئیدها(كورتیزون) موجب تولید گلوكز از بافتهای پروتئین می گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتیكوتروپیك ) ترشح گلوكوكورتیكوئید را تحریك می نماید.
استفاده از قندهای خوراكی:
پروپیونات سدیم و پروپیلن گلیكول دو قند خوراكی می باشد كه در كبد گاو برای تولید قند ها بكار می رود این مواد را می توا ن یا از طریق خوراك یا بطور آشامیدنی به میزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز یا هورمون بكار می روند.
پیشگیری:
- جلوگیری از افزایش وزن در گاوها ی شیری در اواخر شیردهی یا دوره خشكی، افزایش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهای تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزایش می دهد. بنابراین امتیاز بدنی گاو در زایمان باید بین 3- 5/3 باشد.
- تغذیه با 4/2 كیلوگرم غلات به ازای هر گاو در اواخر آبستنی (3 هفته قبل از زایمان ).
- افزایش مصرف انرژی بعد از زایمان با استفاده از تعلیف یونجه مرغوب.
- استفاده از جیره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كیلو گرم غلات در هر وعده غذایی.
- كاربرد نیاسین، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززایمان باید آغاز گردد.

سندرم كبد چرب:
در اوایل شیردهی اغلب گاوهای شیری در تعادل منفی انرژی هستند كه این حالت منجر به تجزیه چربی ذخایر بدنی و افزایش سطوح اسید های چرب غیر اشباع NEFA در خون می گردد وقتی اسید های چرب در خون افزایش می یابد كبد شروع به افزیش ذخایر اسید های چرب آزاد نموده و اسید های چرب آزاد در كبد به تری گلیسیرید ها تبدبل می گردد. عارضه سندرم كبد چرب معمولاً در گاوهای شیری چاق چند روز قبل از زایمان روی می دهد.
علایم:
نشانه های این اختلال متابولیكی مشابه بیماری كتوزیس می باشد، این سندرم معمولاً با سایر اختلالات متابولیكی مانند تب شیر، كتوزیس و ورم پستان مشابه بوده و در كل با اختلال در اشتها و افسردگی دام نمایان می شود .
درمان:
گاوهای مبتلا به سندرم كبد چرب نسبت به درمان جواب نمی دهند معمولاً روشهای درمانی این بیماری با روشهای درمانی كتوزیس مشابه است مثل تزریق داخل وریدی گلوكز. در بیشتر موارد درمان اقتصادی نبوده و حذف گاو مناسب ترین راه است.
پیشگیری:
مناسب ترین راه پیشگیری از بروز سندرم كبد چرب, مدیریت تغذیه ای صحیح و جلوگیری از آزادسازی اسید های چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفی انرژی بخصوص در اوایل شیر دهی می باشد.
وضعیت بدنی گاوها در اواخر شیر دهی و دوره خشك باید تحت كنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعیت بدنی گاوها در دوره خشكی باید در محدوده 5/0 ± متغیر باشد.

جفت ماندگی:
جفت ماندگی معمولاً مربوط به ناتوانی در جدا شدن جفت از جداره رحم می باشد. در گاوهای سالم و نرمال جفت طی یك ساعت یا اندكی بیشتر بعد زایمان از رحم خارج می شود. جفت ماندگی به حالتی اطلاق می شود كه جفت 12 ساعت بعد از زایمان خارج نشود. مشكل جفت ماندگی بیشتر در تلیسه ها در شكم اول و گاوهای مسن معمول می باشد. همچنین در زایمانهای نادر دو قلو نیز جفت ماندگی ملاحظه میگردد.
علل جفت ماندگی:
1- چسبیدن جفت به جدار رحم كه با كاهش وزن بدن مرتبط می باشد. اتصال جفت با رحم در ماههای آخر آبستنی سست تر گردیده و این عمل در 5 روز قبل از زایمان با ترشح هورمون استروژن انجام می گیرد. بنابراین گاوی كه پنج روز دیر تر یا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نماید احتمال بروز جفت ماندگی افزایش می یابد.
2- عدم انقباض یا سستی رحم یا هر عاملی كه باعث توقف یا ضعف ماهیچه های منقبض كننده رحم شود (مانند تب شیر) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم می گردد.
3- عفونت و بیماری اندامهای بدن، این عوامل موجب آلودگی دستگاه تولید مثلی شده و با تولید تب بالا موجب سقط جنین می گردد از طرفی عارضه جفت ماندگی احتمال عفونت دستگاه تولید مثل را افزایش می دهد. بیماریهای مستعد كننده این شرایط شامل:
- بروسلوزیس
- ویروس اسهال گاو
- لپتوسپیروز
-- عفونت دستگاه تنفسی گاو
كمبود ویتامین A یا بتا كاروتن, سلنیوم, ید و عدم تعادل كلسیم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگی را افزایش می دهد. گاوهای چاق مستعد جفت ماندگی بوده و اینحالت در گاوهای مستعد تغذیه شده با سیلاژ ذرت و غلات تقویت می گردد.
پیشگیری:
- به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهویه نامناسب و تراكم.
- برنامه تغذیه مناسب در دوره خشكی.
- اجرای برنامه های واكسیناسیون بر علیه بیماریهای عفونی.
- وضعیت بدنی مناسب در طول دوره خشكی.
- استفاده از مكملهای ویتامین E و سلنیم در طول دوره خشكی.

جابجائی شیردان:
جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد كه شیردان ( معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیك به كف شكم متمایل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائی های شیردان بطرف چپ می باشد, جابجائی شیردان از محل طبیعی خود بطرف زیر شكمبه و به سمت چپ دیواره حفره شكمبه موجب گیر كردن شیردان شده و در اثر فشار وارده از سوی محتویات شیردان بیشتر جابجا می گردد و مملو از گاز شده و نفخ می كند حدوداً 90 % جابجایی های شیردان در طول 6 هفته بعد از زایمان روی می دهد.
علایم جابجایی شیردان:
- عدم تغذیه
- كاهش تولید شیر
- خمیدگی پشت
- كاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو
علل جابجایی شیردان:
- جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد.
- عوامل مستعد كنده شامل تب شیر, سندرم كبد چرب و ورم پستان
- عوامل تضعیف كننده انقباضات ماهیچه ایی و تجمع گاز در روده در اثر جیره های با سطوح غلات بالا.
درمان:
- غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفیف
- جراحی كه معمولاً مقرون به صرفه نیست
پیشگیری:
- مورد توجه قرار دادن برنامه های غذایی قبل اززایمان و تغذیه با خوراك های حجیم در جیره گاوهای خشك
- تغییر تدریجی جیره مرحله خشكی به جیره مرحله شیرواری

لنگش ( لامینایتیس):
لنگش به معنی التهاب بافت عروقی می باشد. لنگش یك بیماری غیر عفونی است كه در بر گیرنده تغییرات دژنراتیو در لایه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بیشتر در سایر موارد شایع می باشد.
- لنگش حاد در هنگام بروز بسیار دردناك است.
- لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتیجه حالتهای پیچیده ایجاد می گردد.
علل لنگش (لامینایتیس):
علل لامینایتیس را می توان به سه دسته تقسیم نمود.
1- عدم تعادل غذایی
2- عدم اتساع كافی شكمبه
3- سم چینی زیاد
استفاده از سطوح بالا مواد كربوهیدراته قابل تخمیر در جیره مخلوط با فیبر ناكافی می تواتد موجب بروز اسیدوز شكمبه شده و در اینحالت با از بین رفتن اغلب باكتریهای شكمبه، باكتریهای لاكتو باسیل رشد كرده و pH شكمبه كاهش می یابد در پاسخ به این عمل بدن گاو تولید هیستامین می نماید كه باعث انقباض و سپس اتساع مویرگهای لایه مورقه پا می شود و خیز و تجمع خون همراه با تخریب دیواره عروق خونی دیده می شود پاها دردناك شده و منجر به آسیب مویرگها شده و از تولید طبیعی كراتین در سم جلوگیری می گردد.
انواع لنگش(لامینایتیس):
لامینایتیس حاد:
- افزایش تنفس و ضربان قلب
- گرم شدن دیواره سم و آماس حاد عروق
- خونریزی، كه اكثراً در خط سفید سم یا در مفاصل مچ قابل مشاهده می باشد. گاهی نیز خونریزی با جدا نمودن خط سفید مشاهده می گردد.
لامینایتیس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و دیواره سم تا مدت 1-3 ماه هیچ نشانه ایی از لنگش دیده نمی شود. نواحی نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هایی از خونریزی دیده می شود.
لنگش مزمن ( لامینایتیس مزمن ):
پاها رشد نمو غیر طبیعی داشته و دیواره افقی سم در اثر رشد طویل شده و بدین ترتیب كف سم عریض تر و پاشنه ها دارای گودی مناسب نمی گردد.
درمان:
جیره های غذایی گاو شیری باید برای تمام انواع این بیماری تصحیح گردد.
1- لنگش های مزمن را می توان با سم چینی منظم هر 3-4 ماه یكبار بر طرف نمود گاوهایی كه مشكل پای آنها قابل درمان نیست باید حذف گردد.
2- در لنگشهای تحت كلینیكی جهت آشكار نمودن جراحات، نیاز به سم چینی است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگیری می كنند.
پیشگیری:
استفاده از غلات در جیره را محدودتر نموده و جیره های غذایی را جهت ورود به مراحل مختلف تولید بتدریج تغییر داد. جیره غذایی برای تخمیر مطلوب شكمبه ایی نباید حاوی علوفه های با طول كافی باشد، گاوها و تلیسه ها قبل و بعد از زایمان فعالیت بدنی كافی داشته باشند، كف محل نگهداری دامها جهت سایش سمها از سیمان ساخته شود.



استفاده از بیوتکنولوژی در صنعت دامپروری

- استفاده از بیوتکنولوژی در صنعت دامپروری

امروزه از روش‌های مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی، در صنایع پرورش دام، طیور و آبزیان به منظور اصلاح ‌نژاد، افزایش کمی و کیفی محصول و مقابله با بیماری‌ها به‌طور گسترده‌ای بهره‌گیری می‌شود.

ایران نیز به لحاظ دامپروری و تولید فرآورده‌های دامی دارای مزایای نسبی فراوانی است؛ به طوری‌که تقریباً تمام دام‌های ارزشمند، در ایران قابل پرورش و نگهداری هستند. این مزیت، صنعت تولید دام و فرآورده‌های آن را در کشور در زمرة صنایع پردرآمد و مهم قرار داده است. در این بین، بیوتکنولوژی با توجه به کاربردهای وسیع آن، می‌تواند در توسعه و ارتقای صنعت مذکور نقش به‌سزایی ایفا نماید.

اهمیت اقتصادی

طبق آمارهای رسمی، سهم بخش کشاورزی کشور از تولید ناخالص ملی حدود 25 درصد است که از این میزان، 45 درصد مربوط به دامپروری است. با این تفسیر، حدود 11 درصد از تولید ناخالص ملی از دامپروری تأمین می‌شود؛ ضمن این‌که، صنعت دامپروری به‌دلیل گستردگی، از اشتغال‌زایی بسیار بالایی نیز برخوردار است. از لحاظ تعداد دام نیز، حدود 7 تا 8 میلیون رأس گاو و 70 تا 80 میلیون رأس گوسفند و بز در کشور وجود دارد. علاوه بر این، سالانه حدود 800 میلیون تا یک میلیارد قطعه مرغ در کشور تولید می‌شود. سهم تولیدات این میزان دام و طیور در کشور با احتساب فرآورده‌های آن‌ها در حدود 7 تا 8 میلیارد دلار می‌باشد که رقم قابل توجهی را در مقایسه با ‌درآمدهای نفتی تشکیل می‌دهد. بنابراین، حوزة دامپروری، بدون شک یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی و قابل توجه در کشور می‌باشد. البته چنانچه به نقش این حوزه، در تأمین بخش عمده‌ای از نیازهای غذایی و پروتئینی کشور نیز اشاره شود، اهمیت استراتژیک آن در حفظ استقلال ملی نیز روشن خواهد شد.

بنابراین، اگر به کمک بیوتکنولوژی و روش‌های به‌نژادی، بتوان بازده و بهره‌وری این صنعت را افزایش داد، سود کلانی نصیب تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و اقتصاد ملی خواهد شد.

دامپزشکی و بهداشت دام نیز از دیگر حوزه‌های مهم بیوتکنولوژی دام، طیور و آبزیان محسوب می‌شود. طبق آمارهای موجود جهانی، در سال 2003 سهم بیوتکنولوژی از محصولات و خدمات بهداشت و درمان دام معادل 8/2 میلیارد دلار از مجموع 18 میلیارد دلار کل هزینه‌های این بخش بوده است. پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال 2005 به 1/5 میلیارد دلار از مجموع 23 میلیارد دلار برسد که نشان‌دهندة افزایش سهم بیوتکنولوژی از کل بازار مذکور است. به‌طور کلی، مهم‌ترین موارد کاربردی بیوتکنولوژی در حوزة دام، طیور و آبزیان عبارتند از:

- تولید واکسن‌ها و داروهای حیوانی

- تولید کیت‌های تشخیصی (برای تشخیص بیماری‌ها، خصوصیات مهم جانوری، تشخیص پیش از تولد و غیره)

- انتخاب بر اساس مارکر

- به‌نژادی به کمک بیوتکنولوژی

- ایجاد بانک‌های ژن جانوری

- تولید حیوانات تراریخته

- کلونینگ

به نظر می‌رسد سه مورد نخست از موارد فوق با توجه به نیروهای انسانی، مؤسسات تحقیقاتی و تولیدی موجود کشور از امکان‌پذیری بیشتری برخوردار بوده و لذا می‌توان توجه بیشتری به این حوزه‌ها معطوف داشت. به‌عنوان مثال، با استفاده از تکنیک انتخاب بر اساس مارکر می‌توان در بدو تولد تشخیص داد که یک دام دوقلوزا هست یا خیر. در صورت اطلاع از این موضوع، می‌توان از دام‌های دوقلوزا در ازدیاد نسل و از سایر دام‌ها در تولید فرآورده‌های دیگر استفاده کرد. در این‌صورت، به جای تحمیل 50 میلیون گوسفند به مراتع کشور که در نهایت منجر به تولید 30 میلیون بره شوند، می‌توان با 20 میلیون گوسفند به این بازدهی دست یافت و فشار بر مراتع را تا حد زیادی کاهش داد. تأثیر بیوتکنولوژی بر مراتع کشور نیز در بندهای بعدی بررسی می‌شود.

 


  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :