تبلیغات
بزرگترین بانک مقالات علوم دامی - مطالب اردیبهشت 1385

بیوتكنولوژی در تولید دامهای اهلی

 

بیوتكنولوژی در تولید دامهای اهلی
مترجم:ژیلا توپچی خسرو شاهی،كارشناس بخش دامپروری مركز تحقیقات كشاورزی آذر بایجانشرقی


بیوتكنولوژی مزایای جدیدی برای تولید كنندگان روستایی منطقه در سطح كوچك دارد. یكی از مهمترین آنها قیمت كم واكسنها می باشد. استفاده دیگر، توسعه تولیدات جدید شامل مواد مغذی دامی ،غذاوداروهای تهیه شده از تولیدات دامی است.طبق بررسی منطقه ای FFTC اخیرا صورتی از تولیدات وتكنولوژیهای مفید تنظیم شد.
اصلاح نژاد دامهای اهلی
اصلاح نژاد دامهای اهلی از نظر كلاسیك خیلی موفق بوده وروند آهسته ای دارد.چندین دهه نیاز است یك جمعیت دام اهلی با رفتارهای ژنتیكی پیشرفته اصلاح شوند.بیوتكنولوژی راه را برای تولید آسانتر دامها با ویژگیهای ژنتیكی پیشرفته جهت تكثیر سریع این دامها هموار می كند.یك پیشرفت مهم در انتقال جنین در جنینهای بدست آمده از ماده های اصلاح شده ممتاز میباشد كه جهت آبستنی به دامهای دیگر منتقل می شود.این ماده ها شاید تخمهای بیشتری نسبت به نرمال تولید كنند. در نتیجه تزریقات هورمونی كه باعث ایجاد چند تخمك گذاری (superovulation ( میشود، نه تنها جنین بلكه تخمهای لقاح نشده (اووسیت)را میتوان از مادران ممتاز بدست آورد.تلقیح مصنوعی جهت تولید چندین جنین از طریق انتقال به مادران غیر وابسته جهت دوره آبستنی انجام می شود.پیشرفتهای دیگر در استفاده از بیوتكنولوژی در تولید دامها شامل تولید كلون ها (از نظر ژنتیكی ،نتاج یكسان )،تكنیكهای پیشرفته منجمد كردن اسپرم كه برای تلقیح مصنوعی به كار می رود.در تولیدطیور این امكان وجود دارد كه جنینهای جوجه را بارور كرد و آن را داخل یك تخم مصنوعی كشت داد تا آماده تخم گذاری شود.این عمل امكان دستكاری در یك مرحله جدید قبل از تشكیل تخم را می دهد.از لحاظ ژنتیكی دامهای ممتاز هنوز هم مثل همیشه اساس اصلاح نژاد دامی می باشند. بهر حال با بیوتكنوژی از بهترین دامهای ماده به عنوان یك منبع ماده ژنتیكی برتر نسبت به یك منبع مستقیم نتاج استفاده می شود.این بدین معناست كه آنها یك سرعت تولید مثلی بالاتری نسبت به دیگران دارند. گاومیش آبی به عنوان مثال هر دو سال یكبار فقط یك گوساله تولید می كند. superovulation و انتقال جنین بدین معناست كه گاومیش تنها جهت پرورش چندین گوساله هر سال مورد استفاده قرار بگیرد.
سلامتی دام
تست نقصهای ژنتیكی
بیوتكنولوژی شامل تست DNA از نمونه های خون میباشد كه اكنون میتواند برخی ضعفهای ژنتیكی را تشخیص دهد.دامهای حامل ژنها ی ناقص قبل از استفاده برای اصلاح نژاد تشخیص داده می شود.خوكها با این ژن نسبت به استرس آسیب پذیرند.آن علایم به هنگام داد وستد یا انتقال برای فروش زیاد می شود.در شرایط استرس خوكها با این سندرم لرزش ماهیجه یا دم را نشان می دهند.تنفس آنها ضعیف شده ،پوستشان قرمز و پر از لكه و درجه حرارت بدن افزایش می یابد.در نتیجه حیوان شاید ضعیف شده یا بمیرد. از معایب دیگر سندرم اینكه لاشه حیوان كشتار شده اغلب رنگ پریده و دارای گوشت خراب است كه باعث كاهش قیمت آن می شود.این دلیل كاهش اقتصادی سندرم ناقوس مرگ میباشد.رابطه ای بین حساسیت به هالوتان واختلال استرسی مربوط به خوك پیدا شد.با استفاده از ماسك ،گاز هالوتان به خوكچه درطول 3دقیقه داده شد.وقتی به خوكها با سندرم استرس خوكی ،هالوتان داده شداعضای بدن محكم وسفت شد.این علایم در خوكهای نرمال دیده نشد.یك تست جدیدDNA كه میتواند ژن تولید كننده سندرم استرس خوكی را تشخیص دهدكشف شده است.خوكهای حامل این ژن شناسایی شده واز برنامه های اصلاح نژادی خارج شده است.
بیماریهای ژنتیكی گله
چند تست DNA برای كشف بیماریهای ارثی گله در دسترس است كه برای نژادهای اصلاح شده ملی ژاپن استفاده می شود.این تستهادر گاوهای نر گوشتی جوان مورد استفاده در برنامه های تلقیح مصنوعی بكار می روند. موقعیتها ی شناسایی شده با این تستها شامل چسبندگی گویچه های سفید خون كه باعث عفونتها ی مكرر باكتریایی،توقف رشد ومرگ در طول اولین سال زندگی وكمبودفاكتور 13كه از لخته شدن خون به طور نرمال جلوگیری می كندمی شود.تعدادی به دلیل خونروی شدید ازبند ناف و بقیه از خونریزی داخلی خواهند مرد.
واكسنهای جدید برای دامها ی اهلی
یكی از مهیج ترین تولیدات بیوتكنولوژی یكسری واكسنها ی جدید جهت حفاظت دامها از امراض است.برخی از آنها ارزانتر بوده ،موثرتر از واكسنهای موجود می باشد.بقیه ، واكسنهای جدیدی هستند كه عمل حفاظت در مقابل برخی بیماریهای عفونت زا را انجام می دهند.برخی مثالها از واكسنهای جدید شامل واكسنهای تركیبی درخوكها كه در مقابل 3نوع عفونت شش حفظ می كند.در كره ،یك واكسن مؤثرتروجدید دربرابر تب خوكی،یك بیماری بسیار عفونی با نسبت مرگ زیاد وجود دارد.در فیلیپین از بیوتكنولوژی جهت توسعه واكسن پیشرفته ای برای حفاظت گله و گاومیش آبی در برابرعفونی شدن خون ،یك عامل مهم مرگ برای هر دو گونه ، استفاده می شود. دیگر دانشمندان در فیلیپین از بیوتكنولوژی برای گسترش واكسنهای جدید در برابر كلرای ماكیان و بیماری نیوكاسل طیور استفاده می شود.این واكسنهای مهندسی زیستی جدید نه تنها مؤثرتر از واكسنهای قدیمی هستند بلكه سالمتر نیز می باشند. واكسنهای متداول گاهی حالت سمی داشته وباعث بسیاری از بیماریها می شوند كه باید جلوگیری شود. واكسنهای جدید از نظر ژنتیكی برای جلوگیری از این واقعه درست شده اند.آنها همچنین در درجه حرارت اتاق پایدارندو نیاز به نگهداری در یخچال ندارند.این یك مزیت مهم برای نگهداری آنها در كشورهای گرم می باشد.
راههای جدید استفاده از واكسنها
واكسنهای جدید وتوسعه یافته بابیوتكنولوژی برای هدفهای كاملا جدید استفاده می شوند.واكسنهای قدیمی جهت حفاظت در مقابل امراض با تحریك سیستم ایمنی به كار می روند.برخی از عملكردهای واكسنهای جدید شامل توسعه اثر ضریب تبدیل غذایی یاتغییر تولید هورمون برای افزایش سرعت رشد می باشد.اشخاص دیگر میتوانند تولید شیر راتحریك كرده یا لاشه با كیفیت بهتر با گوشت كم چربی تولید كنند.
محصولات حیوانی جدید از بیوتكنولوژی
یكی از مهمترین اهداف بیوتكنولوژی ردیف تازه ای از محصولات دامی با ارزش مكمل تولیدات سنتی از دامهای زنده (پشم ،شیر) ومرده ( گوشت وچرم) می باشد. این پیشرفت هنوز در مراحل اولیه اش می باشد.برخی از این محصولات درزیرآورده شده::
تركیبات غذایی وغذاهای جدید
پپتید های فعال از نظر بیو لوژیكی از خون حیوان در كشتار گاهها استخراج می شود.این می تواند به عنوان یك افزودنی غذایی جهت افزایش سلامت انسان استفاده شود.محصولات جدید دیگری از خون دام استخراج شده وبه عنوان رنگ كننده های مواد غذایی كه میتواند جایگزین نیترات در تولیدات گوشتی شوداستفاده می شود. بیوتكنولوژی همچنین باعث افزایش شیر ومحصولات شیری می شود. لاكتوفرین انسانی یك پروتئین مهم در رژیم بچه ها میتواند توسط گاوهای ترانس ژنیك تولید شود. ژنهایی كه كازئینها را به شیر می افزایند در پنیر سازی استفاده می شوند.اینچنین شیری سریعا لخته بسته ودلمه محكمتری دارد.دانشمندان همچنین اقداماتی در زمینه بر داشتن پروتئینهایی از شیر هستند كه باعث میشود لاكتوز غیر قا بل تحمل شود. این عمل تقاضای تولیدات شیری را در آسیا افزایش می ذهد.چون0 9%مردم آسیا لاكتوز را تحمل نمی كنند.
                               

                           


تلفن همراه و مرگ جنین جوجه ها

تلفن همراه و مرگ جنین جوجه ها

ترجمه :
مهندس آرش جوانمرد- فارغ التحصیل كارشناسی ارشد ژنتیك و اصلاح نژاد دانشگاه تهران


گروه تحقیقاتی ما در گزارشات قبلی خود، تاثیرات ممتد امواج الكتررمغناطیسی ساطع شده از كامپیوتر و تلویزیون را بر روی مرگ و میر جنینهای حاصل از جوجه كشی مصنوعی طیور را ارائه دادند. در این مقاله این بار سعی شده است تا تاثیرات امواج الكترو مغناطیسی ساطع شده از تلفنهای همراه را بر روی توسعه جنینهای جوجه ها، مورد بررسی قرار گیرد. به این منظور دو گروه 60 تایی از تخم مرغهای نطفه دار مورد جوجه كشی مصنوعی قرار گرفتند. تمامی شرایط محیطی مانند دما و رطوبت دستگاه و میزان نور برای هر دو گروه یكسان در نظر گرفته شده بود بطور كه در طی 21 روز جوجه كشی دمای 1±38 و رطوبت 55-45 درصد و تاریكی مطلق برای هر دو گروه تیمار آزمایشی اعمال گردید گروه اول تخمها در معرض امواج ساطع شده از تلفنهای همراه قرار گرفتند .جزئیات بیشتر اینكه هر 24 ساعت به 24 ساعت این گروه در معرض تلفنهای همراه روشنی بودند كه حدود 10 میلی متری روی تخمها و متمایل به سطح فوقانی تخمها قرار گرفتند. گروه دوم تخمها كه گروه شاهد را تشكیل می دادند ، تخمهایی بودند كه دور از امواج ساطع شده از تلفنهای همراه و بصورت معمول جوجه كشی شدند. تك تك تخمهای هر گروه با استفاده از برچسب حروف الفبا نامگذاری شدند و از روز سوم جوجه كشی تا روز سیزدهم با استفاده از كندلینگ(آزمون بررسی رشد جنین با استفاده از تابش نور بر تخم و مشاهده رگهای خونی) میزان مرگ و میر جنینی ثبت می شد. از روز 14 تا 20 بعلت كدر شدن داخل تخم، بررسی مرگ ومیر جنینی با استفاده از كندلینگ ممكن نبود . در عوض در روز 21 با استفاده از شمارش جوجه های از تخم در امده به كل تخم وارد شده به دستگاه ، میزان مرگ و میر كلی محاسبه شد. یادآور می گردد كه مدل تلفن همراه مورد آزمایش برای این تحقیق Bosch,CAATEL SL 2G2 ساخت كشور آلمان بود. نتایج آزمایش به روشنی تشان داد كه تخمهای كه به طور ممتد در معرض تشعشع امواج الكترو مغناطیسی تلفن همراه قرار گرفتند، نسبت به گروه شاهد، حاوی مرگ ومیر فاحشی بودند(6 برابر نسبت به گروه شاهد) بطور كلی از نتیجه حاصل از این تحقیق چنین بر می اید كه تا حد امكان باید از استفاده ممتد و مدام از تلفنهای همراه در طول روز اجتناب ورزید و تنها در موارد ضروری از آن استفاده نمود .

Mortality of chicken embryos exposed to EMFs from mobile phones

Youbicier-Simo BJ, Lebecq JC, Bastide M
Presented at the Twentieth Annual Meeting of the Bioelectromagnetics Society, St. Pete Beach, FL, June 1998.
(Sponsored by R.  Santini, INSA, Laboratoire de Biochimie Pharmacologie, 69621 Lyon, France.)

Conducted by: Laboratoire d'Immunologie et Parasitologie, Faculté de Pharmacie, Université Montpellier I, 34060 Montpellier Cedex 2, France.

Conclusion: Exposure to mobile phone-radiated EMFs during development worsens embryonic mortality in chickens.

Method: We previously reported that continuous exposure of chicken embryos to electromagnetic fields (EMFs) emitted by television and computer worsens embryonic death (Bioelectromagnetics, 1997, 18: 514-523).  The present study was designed to assess the effects of EMFs radiated by mobile phones on the development of chicken embryos.

Two groups of 60 eggs each were incubated (21 days, 38 ± 1°C, 45-55% humidity, permanent darkness) under the following electromagnetic exposure conditions: control group (without the telephone); exposed group (24h/24h exposure with the telephone switched on and placed downwards, 10 mm above the eggs; the letter were distributed on a plateform with locations numbered from 1 to 60; see exposure system in page 2).  The mobile phone used (Bosch, CARTEL SL 2G2, Germany) radiates in the radiofrequency band with 2 W power.  The VLF and ELF values measured at different positions at the level of the eggs are outlined as ratios, adjacent to the exposure system (page 2).  The values over and under the bar correspond to the telephone switched off and on respectively.

Embryonic mortality was evaluated by candling the eggs and numbering dead embryos at two-day intervals from embryonic day 3 (ED3) to embryonic day 13 (ED13): ED3, ED5, ED7, ED9, ED11, ED13. Counting could not be performed from ED14 to hatching (ED21) because the eggs had become so opaque (intense vascularization, increased embryo body size) that the embryos could hardly be mirrored through the shell.  For the latter period, embryonic mortality was assessed by opening the eggs from which the chicks did not hatch at ED21.

Three independent experiments were carried out.  Embryonic mortality was expressed either as cumulative mortality (previous + current counts) or as total death rate (percentage of necropsied embryos from ED3 to ED21).  In the exposed group, EMF exposure was accompanied by increased embryonic loss during the whole embryonic period, while noticeable variations in the control group occurred mainly at the end of incubation (ED21); furthermore mean total death rate (TDR) for the three experiments was 6-fold higher in EMF-exposed group than in their control counterparts (72.3% vs. 11.9%; see Table 1).  Consistently, necropsy distribution in the exposed group was essentially restricted to an area around the source of EMF (mobile phone), which contrast with rather sparse distribution in the control group (see the diagrams of cumulative mortality in page 2).

Together these findings demonstrate that exposure to mobile phones-radiated EMFs during development worsens embryonic mortality

 


اثرات پروتئین و انرژی مصرفی بر تولیدمثل در گاوهای شیری

بهاره طاهری

 كارشناس ارشد دامپروری

مقدمه
تغذیه بعد از زایش، زمانیكه تولید شیر گاوهای شیری افزایش می یابد، می تواند عملكرد تولیدمثلی و به دنبال آن سودبخشی گله را تحت تأثیر قرار دهد. بطور كلی، افزایش نیازهای متابولیكی تولید بالا بهمراه نیاز های تولیدمثلی و سلامت، اثر متقابل بین تغذیه و تولیدمثل ( خصوصاً بعد از زایمان ) را به یك موضوع مهم در صنعت گاو شیری تبدیل كرده است. تحقیقات اخیر، نقش مهم تغذیه را در تولیدمثل تأیید كرده اند، و در بیشتر حالات، كمبودهای غذایی شدید باعث مشكلات و بیماریهای تولیدمثلی شده است. همچنین، مكانیسم تغذیه ای كه بر روی عملكرد تولیدمثلی تأثیرگذار است، بسیار پیچیده بوده و به طور واضح قابل تشخیص نمی باشد. با این وجود، نقش فاكتورهای غذایی مانند پروتئین و یا تعادل انرژی، و مكانیسم عملكردشان بر تولیدمثل، در سالهای اخیر، بیشتر شناخته شده است.
نقش پروتئین در تولیدمثل
به منظور افزایش تولید شیر و افزایش درآمد، تولیدكنندگان شیر سعی می كنند كه مصرف غذا را ، خصوصاً در دوره ابتدای پس از زایمان، حداكثر كنند و از آنجا كه، جیره های حاوی پروتئین بالا، در كل ، طعم بهتری داشته و مصرف غذا را افزایش می دهند، اغلب تولیدكنندگان، بیش از نیاز گاوها در طول این دوره، به دامهایشان پروتئین می خورانند. این جیره های غذایی با میزان پروتئین بالا، می توانند بازده تولیدمثلی را كاهش دهند. در بیشتر مطالعات، افزایش پروتئین خام جیره را، دلیل افزایش زمان تا اولین تخمك گذاری بعد از زایمان و افزایش تعداد سرویس ها به ازاء هر آبستنی و یا تعداد روزهای باز می دانند. به عنوان مثال، تحقیقات انجام شده در دانشگاه اورگان نشان داده است كه گاوهایی كه با پروتئین بیش از حد تغذیه شده اند ( بیشتر از 10-15 درصد نیازهای بالا ) ، تعداد سرویس بیشتری به ازاء هر آبستنی نیاز داشتند و در نتیجه فاصله گوساله زایی طولانی تری را نشان دادند. با این وجود، برخی تحقیقات دیگر، اثرات زیان آور سطوح بالای پروتئین مصرفی را بر تولید مثل نشان نداده اند. تناقض های مشاهده شده در مطالعات و تحقیقات مختلف، می تواند بدلیل منبع پروتئینی جیره مورد استفاده بجای كل پروتئین خام جیره باشد. برخی محقیقین معتقدند كه افزایش پروتئین خام جیره، لزوماً با میزان آبستنی ارتباط نخواهد داشت. علاوه بر آن، كل پروتئین خام جیره، عمل متقابل بین تولیدمثل و پروتئین مصرفی را به میزان كافی شرح نمی دهد. بطوركلی مواد پروتئینی در بخشهای تجزیه پذیر پروتئینهایشان متفاوتند. به عنوان مثال دو جیره حاوی 18 درصد پروتئین ممكن است در میزان پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شكمبه متفاوت باشند. عدم تعادل در منبع و نیاز برای پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شكمبه، هر یك ممكن است تولیدمثل را تحت تأثیر قرار دهند.
به منظور شرح چگونگی اثر منفی مصرف بیش از حد پروتئین بر باروری، 3 فرضیه كلی ارائه شده است:
1
ـ محصولات فرعی سمی متابولیسم نیتروژن از شكمبه (آمونیاك) و كبد (اوره) ممكن است به اسپرم، تخمك و یا ابقای جنین تازه، زیان برسانند.
2
ـ عدم تعادل در انرژی و پروتئین فراهم شده، ممكن است بازده تولیدمثلی را تحت تأثیر قرار دهد.
و 3ـ محصولات فرعی نیتروژن یا مصرف انرژی، ممكن است ترشح گنادوتروپین و یا هورمون پروژسترون را تغییر دهد. ( پروژسترون برای توسعه فولیكولی، عبورجنین در طول لوله رحم تا رسیدن به رحم و بطور كلی در ابقاء آبستنی مهم می باشد). این تأثیرات، ممكن است بطور منحصر بفرد و اختصاصی، همزمان با هم و یا با همكاری هم و بطور سینرژیك اتفاق بیفتند. همچنین، مقدار و منبع پروتئین نیز می تواند پروژسترون را متأثر سازد. امكان دارد كه در مقادیری از پروتئین خام جیره كه نیاز شكمبه را برای پروتئین قابل تجزیه افزایش می دهد، كاهش در غلظت پروژسترون اتفاق بیفتد. با این وجود، اثر مصرف پروتئین بر میزان پروژسترون نیاز به مطالعات بیشتری دارد و عواملی مانند، كل انرژی مصرفی و منبع پروتئین نیز باید مورد آزمایش قرار گیرند.
بدلیل تشابه تغییرات هورمونی در گاوهای تغذیه شده با جیره های حاوی پروتئین خام بالا، با آنچه كه در گاوها در اثر كمبود انرژی اتفاق می افتد، بسیاری از این آثار ممكن است ناشی از اثر متقابل با انرژی بجای اسیدهای امینه یا محصولات فرعی نیتروژنی از متابولیسم شكمبه باشد. جیره های با پروتئین بالا یا جیره های حاوی پروتئین قابل تجزیه بیش از حد، می توانند تعادل منفی انرژی را با افزایش تولید شیر شدت دهند.
بطوركلی اثرات پروتئین غذا بر باروری بسیار پیچیده بنظر می رسد، فاكتورهای مختلفی مانند سن، انرژی، پروتئین غیرقابل تجزیه در شكمبه و سلامتی رحم ممكن است واكنش به تغییرات پروتئین مصرفی را تحت تأثیر قرار دهند. به منظور حداقل كردن زیانهای اقتصادی تغذیه غیرمؤثر پروتئین بیش از حد، بر روی تولید و تولیدمثل، جیره ها باید برای تأمین مقادیر مناسبی از پروتئین قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه در شكمبه، تهیه شوند. به عنوان مثال، برای گاوهای پر تولید و گاوهایی كه در ابتدای شیردهی هستند، 35 درصد پروتئین خام باید بصورت پروتئین غیر قابل تجزیه در شكمبه باشد. پس جایگزین كردن برخی منابع پروتئینی عبوری، خصوصاً در جیره هایی كه بر اساس یونجه (زیرا پروتئین یونجه بسیار تجزیه پذیر است) تهیه می شوند، نیاز است.
نقش تعادل انرژی در تولیدمثل :
انرژی مصرفی می تواند یكی از مهمترین عوامل تغذیه ای مؤثر بر تولید گاوهای شیری باشد. انرژی مصرفی ناكافی در تلیسه ها و در گاوها در ابتدای شیردهی، عملكرد تولیدمثلی را كاهش می دهد. مصرف انرژی بیش از حد در اواخر دوره شیردهی و در دوره خشكی نیز می تواند مشكلات چاقی گاو را ایجاد كند كه خود موجب كاهش بازده تولیدمثلی آنها در دوره شیردهی بعدی می شود. زمانیكه تلیسه ها با مقادیر ناكافی انرژی تغذیه شوند، دیرتر به سن بلوغ جنسی می رسند و چنانچه جیره هایی كه دارای كمبود انرژی هستند به تلیسه هایی كه دوره های فحلی طبیعی را شروع كرده اند، خورانده شود، ممكن است موجب توقف دوره فحلی آنها شود. گاوهای شیرده پرتولید نیز، در ابتدای دوره بعد از زایمان، ناتوان از مصرف غذای كافی به منظور تأمین نیازهای انرژی برای تولید شیر هستند. وقتی كه موادغذایی مصرفی نتوانند نیازهای غذایی افزایش یافته برای تولید شیر را مرتفع سازند، تعادل منفی انرژی اتفاق می افتد. در این شرایط، نیازهای انرژی بطور ناقص و از طریق متابولیسم ذخایر بدن، مرتفع می شود كه این امر نیز به نوبه خود منجر به كاهش وزن بدن و شرایط بدنی می گردد. متابولیسم بیش از حد ذخایر بدن با تصفیه چربی كبدی بعد از زایمان و كاهش عملكرد تولیدمثلی در گاوهای شیری پرتولید همراه می باشد. البته میزان و مدت زمان تعادل منفی انرژی در طول ابتدای دوره شیردهی، بیشتر به غذای مصرفی بستگی دارد تا به تولید شیر. مكانیسم هایی كه همراه با غذای مصرفی ناكافی بعد از زایمان و در نتیجه آن تعادل منفی انرژی ، تولیدمثل را متأثر می سازند، هنوز بطور كامل شناخته نشده اند. با این وجود، برخی احتمالات وجود دارد كه رابطه آنتاگونیستی بین متابولیسم بعد از زایمان و عملكرد تولیدمثلی را روشن می سازند.
هورمون لوتئیز كننده ( LH ) ، یك هورمون مهم و حیاتی است كه به منظور دوباره برقرار سازی فعالیت تخمدان، رشد نهایی و بلوغ فولیكولهای تخمدانی، تخمك گذاری و ترشح تخمدانی پروژسترون مورد نیاز می باشد. كمبود انرژی شدید ممكن است ترشح LH را تغییر دهد و در نتیجه، توسعه فولیكولی و تخمك گذاری را به تعویق بیندازد. تعادل منفی انرژی در ابتدای دوره بعد از زایمان، ممكن است كه به باروری پایین همراه با اثرگذاری منفی روی كیفیت فولیكولهای تخمدان، در طول دوره تولیدمثلی، منجر شود. بطور كلی، هر فولیكول، تقریباً 70 روز نیاز دارد تا كامل شود و بصورت تخمك آماده گردد. فولیكولهایی كه با چنین شرایط نامطلوب انرژی روبرو می شوند ( تعادل منفی انرژی شدید در دوره ابتدایی بعد از زایمان)، در این مدت زمان تعیین شده (70روز)، آمادگی انجام وظایف خود را پیدا نمی كنند. گزارش شده است كه فولیكولهای در حال رشد در گاوهایی كه كاهش شدید وزن را در طول 3 تا 5 هفته بعد از زایمان، بخود دیده اند، فولیكولهای معیوبی هستند كه در طول دوره تولیدمثلی ترشح پروژسترون را كاهش داده و باروری پایینی را ایجاد می كنند.
بر اساس مطالب بالا، مشخص می شود كه تولید شیر، كمبود انرژی شدید و از دست دادن شرایط بدنی با فاصله تا اولین تخمك گذاری، همبستگی مثبت و با نسبت آبستنی به اولین سرویس، همبستگی منفی دارد. به این ترتیب كه برای گاوها با تولید بالا، مدت زمان طولانی تری برای اولین تخمك گذاری بعد از زایمان لازم است، همچنین نسبت آبستنی به اولین سرویس و در كل باروری، در گاوهای پرتولید پایینتر است. بنابراین استراتژی های تغذیه ای كه شروع تخمك گذاری بعد از زایمان را تسریع می بخشند، می تواند بر عملكرد تولیدمثلی اثر مثبتی داشته باشد. بطوركلی، برای كاهش شرایط بدنی از دست رفته و همچنین كاهش شدت تعادل منفی انرژی بعد از زایمان، به منظور افزایش باروری، راههای متعددی وجود دارد. دو راه رسیدن به حداكثر تراكم انرژی در جیره غذایی گاوهای شیری در ابتدای شیردهی ، عبارتند از :
1
ـ افزایش میزان كربوهیدرات غیر سلولزی جیره ( مثل ذرت با رطوبت بالا)
و 2ـ اضافه كردن چربی ( به عنوان مثال دانه كتان یا چربی عبوری )
افزایش كربوهیدرات غیر سلولزی جیره می تواند از طریق كاهش نسبت علوفه به كنسانتره و یا بوسیله تغذیه با غلات بیشتر، حاصل شود. هر چند كه، جیره با مقادیر بالای غلات ممكن است منجر به اسیدوز و كاهش چربی شیر شود. از طرفی دیگر، ضمیمه كردن چربی به منظور افزایش تراكم انرژی جیره، می تواند غلظت كلسترول پلاسمای مورد نیاز برای سنتز پروژسترون را افزایش دهد،كه در نتیجه منجر به توسعه باروری می شود. علاوه بر این، جیره گاوهای خشك، در طول اواخر دوره خشكی ( 2-3 هفته آخر )، باید به طور مناسب تنظیم شود تا اینكه گاوهای خشك، شرایط بدنی زیادی را از دست ندهند و دچار تعادل منفی شدید انرژی در هنگام زایمان نگردند.
با توجه به مطالب گفته شده، روشن است كه تغذیه رابطه نزدیكی با تولیدمثل دارد. از طرفی دیگر نیز، به علت پایین بودن وراثت پذیری بیشتر صفات تولیدمثلی، پیشرفت ژنتیكی حاصل از انتخاب برای این صفات به كندی حاصل می شود و می توان گفت كه در كل مدیریت (عوامل محیطی مؤثر ) خصوصاً تغذیه نقش بیشتری را در مقایسه با ژنتیك در بازده تولیدمثلی ایفا می كند. كمبودهای غذایی و فزونی یا نا متعادل بودن غذایی، همگی نشان داده اند كه می توانند منجر به تغییرات تولیدمثلی شوند. و تنها مشكل اصلی نامشخص بودن میزان این افزایش، كمبود یا عدم تعادل می باشد كه تولیدمثل راتحت تأثیر قرار می دهد. مطالعات و تحقیقات بیشتری بر روی گاوهای شیری پرتولید نیاز است تا نقش تك‌تك مواد مغذی و اثرات متقابلشان بر روی عملكرد تولیدمثلی روشن شود. در حال حاضر، بهترین توصیه، تهیه یك برنامه غذایی برای گاوهای شیری است كه برای تمام مواد مغذی، بالانس شده باشد و تمامی نیازهای غذایی دام را برطرف كند. با این وجود، باید خاطر نشان كرد كه تغذیه، تنها یكی از دلایل مشكلات و بیماریهای تولیدمثلی است. شرایط محیطی، تشخیص بموقع فحلی، زمان تلقیح مصنوعی و ذخیره و حمل اسپرم و رعایت اصول بهداشتی به هنگام زایش نیز می توانند عملكرد تولیدمثلی گله را تحت تأثیر قرار دهند. برنامه های تغذیه ای می توانند عملكرد ضعیف تولیدمثلی ایجاد شده با مدیریت ضعیف را اصلاح كنند.

منابع مورد استفاده:


1- Jordan, E.R., Interaction:Genetic and Reproduction, West Virginia University.
2- Smith, R.D. and Chase, E.L., Nutrition and Reproduction, Cornell University,
http://www.wvu.edu/~ exten/infores/pubs/livepoul/dirm14.pdf.
3- Ahmadzade, A., Effects of Nutrition on Reproduction in Dairy cows, Virginia polytechnic Institute and state University, http://www.dase.vt.edu/extension/nutritioncc/9655.html.
4- Shaver, R.D. and Howard, W.T., Feeding Dairy Cows For Effective Performance,
http://cecommerce.uwex.edu/pdfs/NRC366.PDF.





آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :