تبلیغات
بزرگترین بانک مقالات علوم دامی - مطالب آبان 1384

اختلالات متابولیکی در گاوهای شیری

اختلالات متابولیکی در گاوهای شیری

زایمان و اولین ماه بعد از زایمان دوره بحرانی گاوهای شیری می باشد بنابراین مدیریت صحیح گاوهای خشك نقش مهمی در كنترل بیماریهای متابولیكی در زایمان یا دوره نزدیك به زایمان را بر عهده دارد، مسائل عمده بوجود آورنده این اختلالات متابولیكی كه با یكدیگر در ارتباط هستند از مسائل مدیریتی تغذیه ناشی می گردند.

اختلالات عمده متابولیكی در گاوها تازه زا عبارتند از:

1- تب شیر
2- ادم یا خیز پستانی
3- كتوزیس
4- سندرم كبد چرب
5- جفت ماندگی
6- جابجایی شیردان
7- اسیدوزیس
8- لنگش (Laminitis)

تب شیر:
تب شیر یا فلج ناشی از زایمان یكی از اختلالات متابولیكی معمول در دوره زایمان می باشد منظور از بیماری تب شیر داشتن تب واقعی نیست. بروز تب شیر در گاو با سن دا م مرتبط می باشد و اكثراً در گاوهای پر تولید با سن بالا دیده می شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شیر 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زایمان روی می دهد.

علایم عمومی بروز تب شیر:
- از دست دادن اشتها
- عدم فعالیت دستگاه گوارش
- سرد شدن گوشها و خشك شدن پوزه
علایم اختصاصی بروز تب شیر:
- عدم تعادل حین راه رفتن
- زمین گیر شدن گاو كه این حالت در سه مرحله انجام می گیرد:
- ایستادن همراه با لرزش
- افتادن روی سینه
- افتادن روی پهلو و بی اعتنا بودن به تحریكات محیطی
تغییرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شیر شامل كاهش سطح كلسیم خون است, حد طبیعی كلسیم در خون گاوهای خشك 8- 10 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می باشد، كه این مقدار در حین زایمان به كمتر از 8 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می رسد. در گاو مبتلا به تب شیر سطح كلسیم خون به ترتیب در سه مرحله ذكر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون كاهش می یابد كه این كاهش سطح كلسیم خون همراه با كاهش فسفر و افزایش سطوح پتاسیم و منیزیم خون می باشد.
سطوح كلسیم خون در گاوهای مبتلا به تب شیربه ترتیب شامل موارد ذیل می باشد:
گاو با شیر دهی طبیعی 4/8 – 2/10 mg/dl
زایمان طبیعی                8/6 – 6/8 mg/dl
بروز تب شیر خفیف          5/7 –9/4 mg/dl
بروز تب شیر متوسط        8/6 –2/4 mg/dl
بروز تب شیر شدید          7/5 –5/3 mg/dl
علل بروز تب شیر:
تب شیر در اثر خروج كلسیم از طریق شیر بعد زایمان همراه با ناتوانی گاو در متعادل نگه داشتن سطح كلسیم خون روی می دهد. ناتوانی گاو نسبت به تغییر متابولیسم كلسیم احتمالاً در اثر عدم تعادل كلسیم, فسفر و منیزیم و افزایش سطح پتاسیم ایجاد می شود بطور كلی تب شیر با تعادل آنیونها و كاتیونها در ارتباط می باشد. گاو شیری كلسیم مورد نیاز خود را از دو منبع تامین می نماید: استخوان و جذب كلسیم از دستگاه گوارش.
در بدن تعادل كلسیم توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می گردد و كاهش سطح كلسیم خون باعث آزاد سازی این هورمون می شود، اثرات عمده این هورمون حركت كلسیم از استخوان به طرف خون است. آزادسازی هورمون پاراتیروئید در گاو مبتلا به كمبود كلسیم موجب تحریك 1و25 دی هیدروكسی (ویتامین D ) می شود كه باعث افزایش جذب كلسیم در روده كوچك میگردد. فرم فعال ویتامین D در گاو مبتلا به تب شیر افزایش می یابد ولی تأخیر در پاسخ به افزایش این ویتامین مانع تأثیر مناسب آن می گردد.
درمان:
روش مناسب برای درمان بیماری تب شیر تزریق وریدی محلول گلوكونات كلسیم می باشد. از دیگر روشها می توان تجویز خوراكی 100 گرم كلرید آمونیوم بمدت 204 روز و یا بلوسهای حاوی كلسیم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زایمان را نام برد. گاوهایی كه به درمان جواب مثبت نمی دهند می توان 800-700 گرم Epsom یا سولفات دومنیزی محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمین منیزیم، سموم موجود در روده را نیز دفع نماید.
پیشگیری:
راه سنتی پیشگیری از بیماری تب شیر شامل محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی گاو می باشد تا اینكه گاوها نسبت به كمبود كلسیم سازگاری یافته و توانایی مناسبی در پاسخ به احتیاجات بالای كلسیم در اوایل شیر دهی داشته باشند. بنابراین گاوهایی كه در دوره خشكی با جیره های محدود از نظر كلسیم و فسفر تغذیه شده اند استخوانها و روده كوچك آنها نسبت به تحریك هورمون پاراتیروئید و ویتامین D پاسخ مناسبی میدهد.
جهت محدود كردن مصرف كلسیم در دوره خشكی از راههای زیر می توان استفاده نمود.
- كاهش مصرف كلسیم به 50 گرم در روز (كمتر از 5/0%جیره)
- كاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (كمتر از 35/0%)
تغذیه با علوفه هایی خشبی داراى كلسیم بالا از قبیل یونجه خشك و سیلاژ در دوره خشكی گاوها باید محدودتر گردد و بخشی از یونجه جیره غذایی با گراسها یا سیلاژ جایگزین شود تا بدین ترتیب با محدود نمودن مصرف كلسیم در دوره خشكی حدالمقدور از بروز تب شیر جلوگیری نمائیم.
استفاده از مكمل نمكهای آنیونی در جیره گاوهای خشك روش موثر دیگر در پیشگیری از بروز بیماری تب شیر می باشد. نمكهای آنیونی با افزایش آزادسازی كلسیم از استخوانهابروز تب شیر را كاهش می دهند همچنین نمكهای آنیونی در جیره های با سطوح كلسیم بالا نیز موثر می باشند(150 گرم در روز).
باید توجه نمود، زمانی كه سطح كلسیم جیره پایین است از نمكهای آنیونی نباید استفاده گردد بنابراین آگاهی از تركیبات جیره غذایی بویژه علوفه ها از نظر مواد معدنی اهمیت بسیار زیادی دارد. pH ادرار با تغییرات حالت اسیدی پایه تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین دامداران با كنترل نمودن pH ادرار در تعیین میزان استفاده مناسب از نمكهای آنیونی در جیره های گاوهای شیری می توانند استفاده كنند.

كتوزیس:
این اختلال متابولیكی در نتیجه عدم تغذیه مناسب بویژه از لحاظ انزژی در اوایل شیر دهی روی میدهد. با كاهش تدریجی سطح گلوكز خون ذخایر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زایمان در اوایل شیردهی گاوهای پرتولید مبتلا به كتوزیس تحت كلینیكی یا كتوزیس اولیه می شوند.
مسائل دیگری نظیر جفت ماندگی، جابجائی شیردان از عوامل مستعد كننده كتوزیس هستند.

علائم بروز كتوزیس:
- كاهش اشتها بویژه در جهت مصرف غلات
- عدم فعالیت شكمبه
- كاهش وزن
- كاهش تولید شیر
دو تغییر عمده كه در بیماری كتوزیس روی میدهد كاهش سطح گلوكز خون و افزایش سطح كتون بادیهای خون است سطح نرمال گلوكز خون در گاوهای شیری در حدود 50 میلی گرم در دسی لیتر خون است.
 

blood components of normal and ketotic cow
ketoticnormalblood
2852Glucose
423Kerones
  plasma
323NEFA
814Triglycerides

 

 


تشخیص:
آزمایشاتی جهت كنترل سطوح كتونها در شیر و ادرار وجود دارد. شیر گاو در حدود نصف سطح كتون بادیهای خون را دارد در حالیكه سطح كتون بادیهای ادرار چهار بار از سطح كتون بادیهای خون بیشتر است.
آزمایش ادرار جهت تشخیص وجود كتون بادیها در بسیاری از گاوها در اوایل شیر دهی مثبت می باشد كه نیازی هم به درمان ندارد بهر صورت نتیجه منفی آزمایش نمایانگر عدم بروز كتوزیس می باشد آزمایش شیر دقیق تر نتیجه تعیین كتوزیس را می دهد.
درمان:
در تمام روشهای درمانی كتوزیس هدف افزایش سطح گلوكز خون و كاهش آزاد سازی ذخایر بدنی می باشد.
تزریق وریدی گلوكز:
این روش سریعترین راه برای رساندن گلوكز به بدن گاو می باشد و ظاهراً استفاده از تزریق گلوكز درمان قطعی می باشد.
استفاده از هورمون:
گلوكوكورتیكوئیدها(كورتیزون) موجب تولید گلوكز از بافتهای پروتئین می گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوكورتیكوتروپیك ) ترشح گلوكوكورتیكوئید را تحریك می نماید.
استفاده از قندهای خوراكی:
پروپیونات سدیم و پروپیلن گلیكول دو قند خوراكی می باشد كه در كبد گاو برای تولید قند ها بكار می رود این مواد را می توا ن یا از طریق خوراك یا بطور آشامیدنی به میزان 250- 450 گرم در روز بدنبال درمان با گلوكز یا هورمون بكار می روند.
پیشگیری:
- جلوگیری از افزایش وزن در گاوها ی شیری در اواخر شیردهی یا دوره خشكی، افزایش وزن علاوه بر كاهش اشتها در گاوهای تازه زا امكان بروز مشكلات مربوط به كبد چرب را افزایش می دهد. بنابراین امتیاز بدنی گاو در زایمان باید بین 3- 5/3 باشد.
- تغذیه با 4/2 كیلوگرم غلات به ازای هر گاو در اواخر آبستنی (3 هفته قبل از زایمان ).
- افزایش مصرف انرژی بعد از زایمان با استفاده از تعلیف یونجه مرغوب.
- استفاده از جیره مخلوط و در صورت عدم امكان محدود نمودن به 2- 4 كیلو گرم غلات در هر وعده غذایی.
- كاربرد نیاسین، به مقدار 6 گرم در روز 2-10 روز كه 2 هفته قبل اززایمان باید آغاز گردد.

سندرم كبد چرب:
در اوایل شیردهی اغلب گاوهای شیری در تعادل منفی انرژی هستند كه این حالت منجر به تجزیه چربی ذخایر بدنی و افزایش سطوح اسید های چرب غیر اشباع NEFA در خون می گردد وقتی اسید های چرب در خون افزایش می یابد كبد شروع به افزیش ذخایر اسید های چرب آزاد نموده و اسید های چرب آزاد در كبد به تری گلیسیرید ها تبدبل می گردد. عارضه سندرم كبد چرب معمولاً در گاوهای شیری چاق چند روز قبل از زایمان روی می دهد.
علایم:
نشانه های این اختلال متابولیكی مشابه بیماری كتوزیس می باشد، این سندرم معمولاً با سایر اختلالات متابولیكی مانند تب شیر، كتوزیس و ورم پستان مشابه بوده و در كل با اختلال در اشتها و افسردگی دام نمایان می شود .
درمان:
گاوهای مبتلا به سندرم كبد چرب نسبت به درمان جواب نمی دهند معمولاً روشهای درمانی این بیماری با روشهای درمانی كتوزیس مشابه است مثل تزریق داخل وریدی گلوكز. در بیشتر موارد درمان اقتصادی نبوده و حذف گاو مناسب ترین راه است.
پیشگیری:
مناسب ترین راه پیشگیری از بروز سندرم كبد چرب, مدیریت تغذیه ای صحیح و جلوگیری از آزادسازی اسید های چرب جهت به حداقل رساندن تعادل منفی انرژی بخصوص در اوایل شیر دهی می باشد.
وضعیت بدنی گاوها در اواخر شیر دهی و دوره خشك باید تحت كنترل قرار گرفته و از نظر وزن بدن در حد متعادل باشند معمولاً وضعیت بدنی گاوها در دوره خشكی باید در محدوده 5/0 ± متغیر باشد.

جفت ماندگی:
جفت ماندگی معمولاً مربوط به ناتوانی در جدا شدن جفت از جداره رحم می باشد. در گاوهای سالم و نرمال جفت طی یك ساعت یا اندكی بیشتر بعد زایمان از رحم خارج می شود. جفت ماندگی به حالتی اطلاق می شود كه جفت 12 ساعت بعد از زایمان خارج نشود. مشكل جفت ماندگی بیشتر در تلیسه ها در شكم اول و گاوهای مسن معمول می باشد. همچنین در زایمانهای نادر دو قلو نیز جفت ماندگی ملاحظه میگردد.
علل جفت ماندگی:
1- چسبیدن جفت به جدار رحم كه با كاهش وزن بدن مرتبط می باشد. اتصال جفت با رحم در ماههای آخر آبستنی سست تر گردیده و این عمل در 5 روز قبل از زایمان با ترشح هورمون استروژن انجام می گیرد. بنابراین گاوی كه پنج روز دیر تر یا زودتر از موعد مقرر وضع حمل نماید احتمال بروز جفت ماندگی افزایش می یابد.
2- عدم انقباض یا سستی رحم یا هر عاملی كه باعث توقف یا ضعف ماهیچه های منقبض كننده رحم شود (مانند تب شیر) موجب بروز اختلال در دفع جفت توسط رحم می گردد.
3- عفونت و بیماری اندامهای بدن، این عوامل موجب آلودگی دستگاه تولید مثلی شده و با تولید تب بالا موجب سقط جنین می گردد از طرفی عارضه جفت ماندگی احتمال عفونت دستگاه تولید مثل را افزایش می دهد. بیماریهای مستعد كننده این شرایط شامل:
- بروسلوزیس
- ویروس اسهال گاو
- لپتوسپیروز
-- عفونت دستگاه تنفسی گاو
كمبود ویتامین A یا بتا كاروتن, سلنیوم, ید و عدم تعادل كلسیم و فسفر احتمال بروز جفت ماندگی را افزایش می دهد. گاوهای چاق مستعد جفت ماندگی بوده و اینحالت در گاوهای مستعد تغذیه شده با سیلاژ ذرت و غلات تقویت می گردد.
پیشگیری:
- به حداقل رساندن عوامل استرس زا مانند گرما, رطوبت, تهویه نامناسب و تراكم.
- برنامه تغذیه مناسب در دوره خشكی.
- اجرای برنامه های واكسیناسیون بر علیه بیماریهای عفونی.
- وضعیت بدنی مناسب در طول دوره خشكی.
- استفاده از مكملهای ویتامین E و سلنیم در طول دوره خشكی.

جابجائی شیردان:
جابجائی شیردان به حالتی اطلاق می گردد كه شیردان ( معده حقیقی) از وضعیت طبیعی خود به سمت چپ یا راست منحرف گردد. وضعیت طبیعی شیردان نزدیك به كف شكم متمایل به راست است در حدود 80- 90 % از جابجائی های شیردان بطرف چپ می باشد, جابجائی شیردان از محل طبیعی خود بطرف زیر شكمبه و به سمت چپ دیواره حفره شكمبه موجب گیر كردن شیردان شده و در اثر فشار وارده از سوی محتویات شیردان بیشتر جابجا می گردد و مملو از گاز شده و نفخ می كند حدوداً 90 % جابجایی های شیردان در طول 6 هفته بعد از زایمان روی می دهد.
علایم جابجایی شیردان:
- عدم تغذیه
- كاهش تولید شیر
- خمیدگی پشت
- كاهش میزان مدفوع یا اسهال ملایم در روزهای اول و مدفوع با رنگ تیره و بد بو
علل جابجایی شیردان:
- جابجایی شیردان می تواند در اثر فشار وارده توسط جنین به دستگاه گوارش در طول زایمان اتفاق بیفتد.
- عوامل مستعد كنده شامل تب شیر, سندرم كبد چرب و ورم پستان
- عوامل تضعیف كننده انقباضات ماهیچه ایی و تجمع گاز در روده در اثر جیره های با سطوح غلات بالا.
درمان:
- غلتاندن گاو به حالت پشت در موارد خفیف
- جراحی كه معمولاً مقرون به صرفه نیست
پیشگیری:
- مورد توجه قرار دادن برنامه های غذایی قبل اززایمان و تغذیه با خوراك های حجیم در جیره گاوهای خشك
- تغییر تدریجی جیره مرحله خشكی به جیره مرحله شیرواری

لنگش ( لامینایتیس):
لنگش به معنی التهاب بافت عروقی می باشد. لنگش یك بیماری غیر عفونی است كه در بر گیرنده تغییرات دژنراتیو در لایه حساس سم است. مراحل لنگش شامل مراحل حاد, تحت حاد و مزمن است, لنگش تحت حاد بیشتر در سایر موارد شایع می باشد.
- لنگش حاد در هنگام بروز بسیار دردناك است.
- لنگش تحت حاد 1-3 ماه بدون نشانه است.
لنگش در نتیجه حالتهای پیچیده ایجاد می گردد.
علل لنگش (لامینایتیس):
علل لامینایتیس را می توان به سه دسته تقسیم نمود.
1- عدم تعادل غذایی
2- عدم اتساع كافی شكمبه
3- سم چینی زیاد
استفاده از سطوح بالا مواد كربوهیدراته قابل تخمیر در جیره مخلوط با فیبر ناكافی می تواتد موجب بروز اسیدوز شكمبه شده و در اینحالت با از بین رفتن اغلب باكتریهای شكمبه، باكتریهای لاكتو باسیل رشد كرده و pH شكمبه كاهش می یابد در پاسخ به این عمل بدن گاو تولید هیستامین می نماید كه باعث انقباض و سپس اتساع مویرگهای لایه مورقه پا می شود و خیز و تجمع خون همراه با تخریب دیواره عروق خونی دیده می شود پاها دردناك شده و منجر به آسیب مویرگها شده و از تولید طبیعی كراتین در سم جلوگیری می گردد.
انواع لنگش(لامینایتیس):
لامینایتیس حاد:
- افزایش تنفس و ضربان قلب
- گرم شدن دیواره سم و آماس حاد عروق
- خونریزی، كه اكثراً در خط سفید سم یا در مفاصل مچ قابل مشاهده می باشد. گاهی نیز خونریزی با جدا نمودن خط سفید مشاهده می گردد.
لامینایتیس تحت حاد:
با وجود زخم در مچ و دیواره سم تا مدت 1-3 ماه هیچ نشانه ایی از لنگش دیده نمی شود. نواحی نرم سم و فاقد رنگدانه به رنگ زرد در آمده و نشانه هایی از خونریزی دیده می شود.
لنگش مزمن ( لامینایتیس مزمن ):
پاها رشد نمو غیر طبیعی داشته و دیواره افقی سم در اثر رشد طویل شده و بدین ترتیب كف سم عریض تر و پاشنه ها دارای گودی مناسب نمی گردد.
درمان:
جیره های غذایی گاو شیری باید برای تمام انواع این بیماری تصحیح گردد.
1- لنگش های مزمن را می توان با سم چینی منظم هر 3-4 ماه یكبار بر طرف نمود گاوهایی كه مشكل پای آنها قابل درمان نیست باید حذف گردد.
2- در لنگشهای تحت كلینیكی جهت آشكار نمودن جراحات، نیاز به سم چینی است و با بستن قطعه چوب از وارد آمدن فشار به كف پا جلوگیری می كنند.
پیشگیری:
استفاده از غلات در جیره را محدودتر نموده و جیره های غذایی را جهت ورود به مراحل مختلف تولید بتدریج تغییر داد. جیره غذایی برای تخمیر مطلوب شكمبه ایی نباید حاوی علوفه های با طول كافی باشد، گاوها و تلیسه ها قبل و بعد از زایمان فعالیت بدنی كافی داشته باشند، كف محل نگهداری دامها جهت سایش سمها از سیمان ساخته شود.



بیماری نیوکاسل

بیماری نیوکاسل :

طبقه بندی عامل این بیماری :

خانواده ویروس :Paramyxo Viridae,Genus Rubula Virus

دما : عامل این بیماری در مدت سی دقیقه در دمای شصت درجه سانتی گراد و در مدت زمان سه ساعت در پنجاه و شش درجه سانتی گراد غیر فعال میشود .

PH: عامل این بیماری در PH اسیدی توانایی مقاومت ندارد و غیر فعال میشود .

عامل این بیماری همچنین در موادی مانند فرمالین و فنول ها غیر فعال میشود .

لازم به ذکر است که عامل این بیماری برای مدت زمان نسبتا طولانی در دماهای بالا بخصوص در مدفوع زنده می ماند .

همه گیر شناسی :

میزبانان :

بسیاری از گونه های پرندگان ( هم وحشی و هم اهلی ).

مرغها آسیب پذیرترین و مستعد ترین پرندگان در برابر این بیماری هستند و اردک و بوقلمون کمترین آسیب پذیری را در برابر این بیماری دارند .

یک نوع از عوامل انتقال این نوع بیماری در برخی از پرندگان وحشی یافت میشود .

بایستی به این مورد توجه کرد که میزان مرگ و میر در دوران این بیماری در میان بسیاری از پرندگان به کشش ویروس بستگی دارد .

اشاعه :

ارتباط مستقیم با ترشحات و بخصوص مدفوع پرندگان درگیر با بیماری .

غذای آلوده .

آب آلوده .

وسایل آلوده .

محیط و محوطه آلوده .

لباسهای آلوده افراد مرتبط با پرندگان .

و......

منابع ویروس :

ترشحات چرکین از دستگاه تنفسی .

مدفوع آلوده .

تمامی قسمتهای لاشه پرنده بیمار .

ویروس این بیماری در خلال دوران بیماری و در دوره ایی محدود و در طول دوران نقاهت میتواند پخش شود .

همچنین برخی از پرندگان قادر هستند که ویروس نیوکاسل را برای مدت یکسال با خود حمل کرده و در محیط پخش کنند .

نحوه بروز بیماری :

بیماری نیوکاسل در بسیاری از کشورهای جهان ، بومی و خاص همان مناطق میباشد . برخی از کشورهای اروپایی نیز برای سالهای دراز عاری از این بیماری کشنده و ویروس هولناک بودند .

دوره بروز این بیماری با توجه به نوع آن بین چهار تا شش روز میباشد .

ضایعات کلینیکی :

نشانه های تنفسی و عصبی :

سرفه کردن و نفس نفس زدن .

بالهای افتاده و آویزان .

پاهای کشیده .

پیچیدگی سر و گردن .

افسردگی و عدم انجام فعالیتهای عادی .

فلج شدن کامل پرنده .

تخم مرغهای پرندگان آلوده ، پوسته های زبر و یا نازک دارند و همچنین آلبومین آنها میتواند حالت آبکی داشته باشد .

تولید تخم مرغ کم شده و در برخی مواقع نیز تولید قطع میشود .

مدفوع پرندگان مبتلا اسهالی بوده و سبز رنگ است .

همچنین تورم در بافتهای اطراف چشم و گردن پرندگان درگیر با این بیماری دیده میشود .

میزان مرگ و میر:

میزان مرگ و میر در دوران این بیماری به عوامل زیر بستگی دارد :

میزان کشندگی ویروس مورد نظر .

کشش ویروس .

چگونگی پاسخ دادن به ایمنی واکسن .

وضعیت محیطی .

وضعیت گله .

ضایعات :

پرندگان زیادی را بایستی مورد آزمایش قرار داد تا ضایعات خاصی را در یک جمعیت مورد توجه قرار داد .

تشخیص این بیماری را بایستی تا پس از جداسازی ویروس و شناسایی کامل آن به تعویق انداخت .

ضایعاتی که در این بیماری ممکن است یافت شود عبارتند از :

دیده شدن پرخونی و در برخی از مواقع خونریزی در مخاط نای .

ادم ، خونریزی و یا نکروزیز و التهاب در بافتهای لنفاوی و یا موکوس دیواره روده .

ادم ، خونریزی و یا حتی از بین رفتن و فساد تخمدانها .

ادم در اطراف بافتهای پیش از نای در گردن و بخصوص در محل ورودی نای .

این بیماری ممکن است که با برخی از بیماریها اشتباه گرفته شود . این بیماریها عبارتند از :

Fowl Cholera .

Avian Influenza .

Laryngotracheitis .

Fowl Pox ( Diphteritic Form ).

Psittacosis ( Chlamydiosis ) (Psittacosis Birds ).

Mycoplasmosis .

Infectious Bronchitis .

Pacheco’s Parrot Disease (Psittacosis Birds ).

همچنین ممکن است به اشتباه برخی از اختلالات مدیریتی مانند فقر آب ، غذا یا هوا تشخیص داده شود .

تشخیص در لابراتوار :

روال انجام این کار :

شناسایی عامل بیماری :

گرفتن آزمایش بوسیله واکسیناسیون جنین جوجه های نه تا یازده روزه در درون تخم مرغ توسط :

آزمایش فعالیت Haemagglutination .

جلوگیری از فعالیت Haemagglutination بوسیله آنتی سرم اختصاصی ویروس نیوکاسل .

برآوردهای پاتوژنسیتی :

· آزمایش نشان گذاری در فیبروبلاست جنین کشت داده شده .

· برآورد میانگین زمان مرگ در جنین جوجه .

· ( ICPI ) در جوجه های یکروزه .

· (IVPI ) در جوجه های شش هفته ایی .

آزمایشهای سرولوژیک :

Elisa ..

نمونه خون .

نمونه سرم .

نمونه گیری :

نمونه های لازم برای تشخیص این بیماری از کلوآک ، نای یا مدفوع پرندگان زنده گرفته میشود . همچنین میتوان نمونه گیری از مدفوع و یا ارگانهای مشترک پرندگان مرده را صورت داد .

پیشگیری و کنترل :

باید توجه کرد که این بیماری متاسفانه هیچگونه درمانی ندارد .

اقدامات بهداشتی :

· جداسازی مطلق و شدید در هنگام بروز این بیماری( Isolation ) .

· نابودی تمامی پرندگان مبتلا و همچنین پرندگانی که در معرض ارتباط مستقیم با این بیماری قرار داشته اند .

· ضدعفونی کامل و دقیق محوطه های درگیر و غیر درگیر .

· انهدام درس و صحیح لاشه ها .

· کنترل میزان آفتها در گله .

· پرهیز و اجتناب از تماس با پرندگانی که وضعیت سلامتی مشخصی ندارند .

· کنترل میزان رفت و آمد افراد .

· بهتر است که تمامی طیور موجود در فارم همسن باشند .

اقدامات درمانی :

واکسیناسیون با واکسنهای امولوسیون روغنی و همچنین واکسنهای زنده میتواند بصورت چشمگیری سبب کاهش تلفات در گله های طیور بشود .

واکسن B1 زنده و لاتوسا بایستی در آب آشامیدنی محلول شود و یا بصورت اسپری دانه درشت استفاده شود . این واکسنها را گاهی نیز در داخل بینی استفاده می کنند .

جوجه های سالم بایستی هرچه زودتر بین روزهای یکم تا چهارم زندگی واکسینه بشوند ، ولی تاخیر در واکسیناسیون اثرات واکسن را در هفته های دوم یا سوم کاهش می دهد .

برخی از عفونتها مانند مایکوپلاسما ممکن است واکنش واکسن را شدیدتر کند . در این موارد میتوان از واکسنهای با ویروس کشته شده استفاده کرد .

توضیحات :

Haemagglutination : The agglutination of red blood cells caused by an antibody either for red blood cell antigens or for antigens that coat red blood cells or by the presence of viruses or other microbes.

منابع :

OIE List A Disease ( A160 ).

Chapter 2.1.15. In Manual Of Diagnostic Tests And Vaccines For Terrestrial Animals .

World Animal Health .

Animal Health Status .

 


استفاده از بیوتکنولوژی در صنعت دامپروری

- استفاده از بیوتکنولوژی در صنعت دامپروری

امروزه از روش‌های مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی، در صنایع پرورش دام، طیور و آبزیان به منظور اصلاح ‌نژاد، افزایش کمی و کیفی محصول و مقابله با بیماری‌ها به‌طور گسترده‌ای بهره‌گیری می‌شود.

ایران نیز به لحاظ دامپروری و تولید فرآورده‌های دامی دارای مزایای نسبی فراوانی است؛ به طوری‌که تقریباً تمام دام‌های ارزشمند، در ایران قابل پرورش و نگهداری هستند. این مزیت، صنعت تولید دام و فرآورده‌های آن را در کشور در زمرة صنایع پردرآمد و مهم قرار داده است. در این بین، بیوتکنولوژی با توجه به کاربردهای وسیع آن، می‌تواند در توسعه و ارتقای صنعت مذکور نقش به‌سزایی ایفا نماید.

اهمیت اقتصادی

طبق آمارهای رسمی، سهم بخش کشاورزی کشور از تولید ناخالص ملی حدود 25 درصد است که از این میزان، 45 درصد مربوط به دامپروری است. با این تفسیر، حدود 11 درصد از تولید ناخالص ملی از دامپروری تأمین می‌شود؛ ضمن این‌که، صنعت دامپروری به‌دلیل گستردگی، از اشتغال‌زایی بسیار بالایی نیز برخوردار است. از لحاظ تعداد دام نیز، حدود 7 تا 8 میلیون رأس گاو و 70 تا 80 میلیون رأس گوسفند و بز در کشور وجود دارد. علاوه بر این، سالانه حدود 800 میلیون تا یک میلیارد قطعه مرغ در کشور تولید می‌شود. سهم تولیدات این میزان دام و طیور در کشور با احتساب فرآورده‌های آن‌ها در حدود 7 تا 8 میلیارد دلار می‌باشد که رقم قابل توجهی را در مقایسه با ‌درآمدهای نفتی تشکیل می‌دهد. بنابراین، حوزة دامپروری، بدون شک یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی و قابل توجه در کشور می‌باشد. البته چنانچه به نقش این حوزه، در تأمین بخش عمده‌ای از نیازهای غذایی و پروتئینی کشور نیز اشاره شود، اهمیت استراتژیک آن در حفظ استقلال ملی نیز روشن خواهد شد.

بنابراین، اگر به کمک بیوتکنولوژی و روش‌های به‌نژادی، بتوان بازده و بهره‌وری این صنعت را افزایش داد، سود کلانی نصیب تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و اقتصاد ملی خواهد شد.

دامپزشکی و بهداشت دام نیز از دیگر حوزه‌های مهم بیوتکنولوژی دام، طیور و آبزیان محسوب می‌شود. طبق آمارهای موجود جهانی، در سال 2003 سهم بیوتکنولوژی از محصولات و خدمات بهداشت و درمان دام معادل 8/2 میلیارد دلار از مجموع 18 میلیارد دلار کل هزینه‌های این بخش بوده است. پیش‌بینی می‌شود این رقم در سال 2005 به 1/5 میلیارد دلار از مجموع 23 میلیارد دلار برسد که نشان‌دهندة افزایش سهم بیوتکنولوژی از کل بازار مذکور است. به‌طور کلی، مهم‌ترین موارد کاربردی بیوتکنولوژی در حوزة دام، طیور و آبزیان عبارتند از:

- تولید واکسن‌ها و داروهای حیوانی

- تولید کیت‌های تشخیصی (برای تشخیص بیماری‌ها، خصوصیات مهم جانوری، تشخیص پیش از تولد و غیره)

- انتخاب بر اساس مارکر

- به‌نژادی به کمک بیوتکنولوژی

- ایجاد بانک‌های ژن جانوری

- تولید حیوانات تراریخته

- کلونینگ

به نظر می‌رسد سه مورد نخست از موارد فوق با توجه به نیروهای انسانی، مؤسسات تحقیقاتی و تولیدی موجود کشور از امکان‌پذیری بیشتری برخوردار بوده و لذا می‌توان توجه بیشتری به این حوزه‌ها معطوف داشت. به‌عنوان مثال، با استفاده از تکنیک انتخاب بر اساس مارکر می‌توان در بدو تولد تشخیص داد که یک دام دوقلوزا هست یا خیر. در صورت اطلاع از این موضوع، می‌توان از دام‌های دوقلوزا در ازدیاد نسل و از سایر دام‌ها در تولید فرآورده‌های دیگر استفاده کرد. در این‌صورت، به جای تحمیل 50 میلیون گوسفند به مراتع کشور که در نهایت منجر به تولید 30 میلیون بره شوند، می‌توان با 20 میلیون گوسفند به این بازدهی دست یافت و فشار بر مراتع را تا حد زیادی کاهش داد. تأثیر بیوتکنولوژی بر مراتع کشور نیز در بندهای بعدی بررسی می‌شود.

 


 

چالشها و استراتژیهای مدیریت طیور ، تحت شرایط استرس زای محیط

 

مقدمه :

پیشرفتهای ژنتیکی در پرندگان صنعتی برای ما پرندگانی را با بیشترین رشد و پتانسیل بالای تولیدی فراهم کرده است . این تولیدات حساس ، بدون غذای مناسب و کافی و همچنین بدون شرایط زندگی ایده آل توانایی بروز پتانسیلشان را ندارند . فاکتورهای فیزیکی زیادی مانند :

هوا ، اجتماع ، دما ، رطوبت ، نور ، آب ، ذرات معلق در هوا ، صداها ، فضولات و... میتوانند باری محیط زندگی طیور نگران کننده بوده و حتی شرایط زندگی برای طیور را لحظه به لحظه سخت و سخت تر نماید . این شرایط استرس زا بصورت تک به تک و یا حتی گروهی اثرات خود را بر روی عملکرد فیزیولوژیکی طیور نشان میدهد .

این اثرات میتوانند بر روی : پذیرش غذا ، رشد ، بازده تولید و توانایی زنده ماندن پرندگان تاثیر بسزایی داشته باشند . این چالشها میتوانند با راه ها و فاکتورهایی که توسط مدیران فارمها ویا تولید کنندگان اعمال میشوند بهبود یابند . کاربرد این فاکتورها و راه ها در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت .

 

معرفی :

تاثیرات مشترک تمامی وضعیتهای محیطی و خارجی بر روی رشد ، تولید محصولات ، رفتار و واکنشهای فیزیولوژیکی حیوانات به تاثیرات محیطی باز می گردند . با گذشت زمان ، پیشرفتهای ژنتیکی این امکان را فراهم آورده است تا رشد و پتانسیل تولید در طیور برای رسیدن به بالاترین سطح مورد بررسی قرار بگیرند . برای رشد و پیشرفتهای ژنتیکی فرصت کمی وجود دارد .

با تلاش متخصصان تغذیه ، نیازهای تغذیه ایی این دامهای از لحاظ ژنتیکی بی نظیر با دقت کامل برای حفظ بیشترین میزان رشد و تولید مشخص گردیده است . بهرحال ، در تعادل و تعامل ژنتیک ، محیط و تغذیه تنها تدارک و تهیه محیط ایده آل برای این پرندگان حساس توسط تولید کنندگان این امکان را به آنها میدهد که از امکانات ژنتیکی بهره مند شده و بهترین بهره را از غذایی که به طیور میدهن

ببرند . ولی متاسفانه محیط توسط اکثر تولید کنندگان ( همان کسانی که بطور جدی به توصیه متخصصان گوش فرا نداده و جامه عمل نمی پوشانند ) نادیده گرفته میشود .

در صنعت طیور محیط ، نزدیکترین محلی است که میتوان در اطراف طیور یافت . این محیط شامل فاکتورهایی نظیر اجتماع ، هوا ، دما ، رطوبت ، نور ، آب ، غذا ، ذرات معلق در هوا ، صدا و فضولات میباشد . تمامی این فاکتورها دقیقا مورد تحقیقات قرار گرفته اند ، به بحث و مناظره گذاشته شده اند و پیشنهادهایی برای بهترین ترکیب ممکن بمنظور فراهم نمودن یک محیط زندگی ایده آل داده شده است .

در کشورهای گرمسیری مشکل فارم هایی که از اطراف باز میباشند ، عموما تغییرات و نوسانات دائمی میباشد . در محیطهایی که بخوبی محصور نشده باشند ، مدیریت ایده آل فاکتورهای یک گانه یا چندگانه نمی توانند راه حلی برای برخی از مشکلات بوجود آمده باشد زیرا ، در اینگونه محیطها مدیریت بصورت ایده آل امکانپذیر نیست . بعبارت دیگر این شرایط استرس زا ، شرایط زندگی پرندگان را سخت و طاقت فرسا کرده و برای رشد ، ضریب تبدیل غذایی ، بازده تولید و توانایی بقای آنها زیان بخش میباشد .

برخی از این فاکتورها مانند جامعه ، نور ، صدا ، میزان ذرات گرد و غبار در هوا ، فضولات و میزان هوا در درجه پائین تری از اهمیت قرار داشته و با تنظیمات جزئی قابل اصلاح میباشند .

بهرحال ، دما و رطوبت در درجات بالایی از اهمیت قرار دارند که برای جلوگیری از وارد کردن خسارتهای عظیم اقتصادی از جانب آنها بایستی بصورت مناسبی مدیریت شوند . شناسایی این فاکتورها و اتخاذ یک استراتژی مناسب برای حداقل کردن ضررهای اقتصادی تحت این استرسها همیشه کار پرچالشی برای تولید کنندگان و مدیران بوده است .

 

استرس مربوط به جمعیت :

استرس جمعیت در نتیجه جمعیت بیش از حد و عدم رشد همگانی گله میباشد که سبب کمبود غذا و آب به میزان مورد نیاز میشود . این استرس ، یکی از استرسهایی است که اغلب نادیده گرفته میشوند و برای همین سبب تاثیر

زیادی بر روی بازده تولید و پاسخ فیزیولوژیکی میشود . این استرس ممکن است در لایرهایی که در قفسهای چندگانه پرندگان مسکن داده شده اند و یا در برویلرهایی که در آغلهای محدود و کوچک بصورت فشرده جاداده شده اند دیده شود .

با کاهش فضا به ازای هر پرنده و یا افزایش جمعیت به ازای فضای مشخص ، قدرت و میزان بهره وری تولید پائین می آید . مهمترین پاسخ پرندگان نسبت به استرس جمعیت ، جریان یافتن یک مکانیسم دفاعی است که طی آن ترشح کورتیکوسترون از غده آدرنال افزایش می یابد . کوئلبک و کین در سال 1984 دریافتند که تولید تخم مرغ ، توانایی بقا و میزان وزن بدن پرندگانی که در طبقات نگهداری میشوند در مقایسه با پرندگانی که در قفس نگهداری میشوند کاهش می یابد .

کوآباسیلار و آکسای نیز در سال2004 میلادی دریافتند که نگهداری پنج پرنده در هر قفس میزان تولید را کاهش میدهد ، ولی تفاوتی در پارامترهای استرس میان شرایطی که سه مرغ در هر قفس قرار می گیرند ، یا شرایطی که یک مرغ در یک قفس قرار می گیرد وجود ندارد .

بدین ترتیب تعداد مرغهایی که در هر قفس نگهداری میشوند و نوع محیط پرورش ( استفاده از قفس یا طبقه ) بر میزان تولید و پاسخ فیزیولوژیکی به عامل استرس تاثیر گذار میباشد . در نتیجه در فعالیتهای تجاری نبایستی جمعیت داخل قفسها زیاد باشد و همچنین بایستی با توجه به جمعیت ، آب و غذای کافی در اختیار طیور قرار گیرد .

 

استرس مربوط به نور :

میزان نور مناسب در محل نگهداری طیور ، یکی از ابزارهای مدیریتی میباشد که در کشور ما اغلب مورد توجه قرار نمیگیرد . مدیریت مناسب نور محیط پرندگان میتواند سبب رشد میزان تولید تخم مرغ در مرغهای تخم مرغ و همچنین سبب افزایش رشد برویلرها و بوقلمون شود .

بعبارت دیگر ، تحریک نامناسب نور سبب توقف تولید تخم مرغ و رشد میشود . معمولترین تاثیر فیزیولوژیک نور بر روی رشد پولتها و همچنین بلوغ جنسی میباشد . بلوغ جنسی در پولتهای لگهورن و برویلرها

با افزایش طول روز بهبود می یابد . خاموشیهای ناگهانی و نابه جا سبب بروز مشکلاتی در لایرها میشود . اگر طول روز کم شود ، بلوغ در پولتها به تعویق می افتد .

عملا تحت کاهش دوره نوردهی و یا نوردهی دائم بلوغ پولتها کاهش می یابد . علاوه بر طول دوره نور ، شدت نور نیز مهم است . شدت زیاد نور ممکن است سبب پرریزی و سایر مشکلات وابسته در پولتها ، تخم گذارها ، برویلرها و بوقلمونهای بالغ در شرایط نور کنترل نشده شود . شدت نور زیاد در محل زندگی جوجه ها سبب ایجاد مشکلاتی در بقای جوجه ها در روزهای اول زندگی آنها میشود . همچنین بازده تولید و پاسخهای فیزیولوژیکی طیور بشدت تحت تاثیر نور و برنامه های نوری قرار دارد .

در صورت امکان ، استفاده از امکانات کنترل میزان نور مفید خواهد بود . پرورش دهندگان برویلر ، در صورت استفاده از تجهیزات کنترل نور به مزیتهایی مانند : کنترل بهتر بلوغ جنسی ، کاهش مصرف غذا ، یکدست بودن گله دست یافته و از این طریق میتوانند صرفه جویی های اقتصادی زیادی بکنند .

در برخی بخشهای نگهداری برویلرها نور بصورت ممتد و در یک دوره طولانی 23 تا 24 ساعته روشن میباشد . پرندگان به استراحت نیاز دارند . نوردهی طولانی سبب وارد آمدن استرس در شرایط خرابی نور میشود ، زیرا در این شرایط پرندگان عصبی میشوند و این استرس سبب افزایش سطح کورتیکوسترون در خون شده و این شرایط سبب تلفات بالایی میشود . نوردهی متناوب ( نه پشت سرهم ) مورد آزمایش قرار گرفته است و مشخص شده است که این شرایط نوردهی بازده تولید را بالا برده و آرامش و آسایش  پرندگان را بهتر فراهم میکند .

جنبه دیگر تحقیقات اخیر ، تاثیر نوع رنگی نورها بر عملکرد و آسایش طیور بوده است . علت گسترش استفاده از لامپهای رنگی تنها صرفه جویی در مصرف میزان برق نبوده است ، بلکه بهبود بازده تولید و آسایش پرندگان سبب این امر شده است .

رودنبرگ در سال 2004 گزارش داده است که نور زرد سدیمی و همچنین نور آبی – سبز سبب کاهش چربی سینه میشود . همچنین از دیگر اثرات مثبت این نور میتوان تاثیرات

مثبت آن بر روی زخمهای پا و در نتیجه بهبود عمل راه رفتن را ذکر کرد . همچنین تحت نور قرمز بوقلمونها و مرغها رشد کمتری خواهند داشت ، فعالیت بیشتری خواهند داشت و همچنین رفتار ستیزه گری آنها در این نور نسبت به نورهای آبی و سبز بیشتر میباشد . نور قرمز سبب تحریک جنسی بیشتر میشود ، در حالی که نور آبی اثرات آرامش بخش دارد .

دالیوال و نگرا در سال 2004 میلادی هیچگونه تاثیر بامعنایی را در نورهای رنگی در رشد و FCR  بلدرچین مشاهده نکردند ، ولی میزان تولید تخم مرغ و وزن تخم مرغ با نور سفید فلورسنت بیشتر بود و همچنین تولید تخم مرغهای بارور نیز در روشنایی نور زرد بیشتر بود .

 

استرس مربوط به آب :

آب ورودی به بدن بستگی به غذای ورودی به بدن دارد . هرگونه کاهش در میزان مصرف آب ، بدلیل عدم تامین آب و یا کمبود فضای آبخوری بوجود می آید . تغییر اندازه یا محل غذاخوری و آبخوری بستگی به سن ، نوع مرغها ، فصل و میزان محدودیت آب دارد .

آب بایستی از محل سالمی تهیه شده ، بهداشتی و تازه باشد . بنابراین آب از مواردی است که به رسیدگی زیادی نیاز دارد . بخصوص دمای آب در تابستان از اهمیت ویژه ایی برخوردار است . هرگونه آلودگی در آب برروی بازده تولید تاثیرگذار میباشد .

برای بهبود ضریب تبدیل غذایی ، سیستمهای بسته آب پیشنهاد میشود . در این سیستمها ، آب از آلودگیهای باکتریایی و سایر آلودگیها ، نظیر گرد و غبار ، پس مانده های غذا و ذرات مدفوع در امان میباشد . موارد ذکر شده فاکتورهای اساسی میباشند که رعایت آنها سبب کاهش شیوع بیماریهای اسهالی میشود .

ممکن است که تلاش و رسیدگی بیشتری برای نگهداری مناسب سیستم آب نیاز باشد ، ولی باید توجه کرد که این رسیدگی ها در بازده غذایی تاثیر بسزایی دارد .

 

استرس ناشی از صدا :

همیشه پیشنهاد شده است که محل پرورش طیور بایستی دور از نواحی پرسروصدا مانند جاده های اصلی و صنایع مکانیکی سنگین

برپا شود . ولی میتوان تعداد زیادی از فارمها را دید که این پیشنهاد را نادیده گرفته اند .

نصب ژنراتور برق در یک محل نامناسب در فارم میتواند منبع بسیار بزرگی از ایجاد سروصدا باشد . مدارکی وجود دارد که نشان میدهد مرغها در مکانهای پرسروصدا غذای کمتری را مصرف میکنند که نتیجه آن کاهش میزان وزن و همچنین کاهش بازده غذایی میباشد .

این اثرات بعنوان واسطه ایی برای تغییراتی عملی در سیستم خارجی بدن طیور میشود . برخی از این تغییرات در سیستم خارجی بدن عبارتند از : تغییرات در اعصاب ، اندوکرین و سیستم گاسترواینتستینال میباشد . این تغییرات سبب تسکین استرس بوجود آمده می شوند .

در فارمهای کوچک که محیط پرورش ، یک فاکتور محدودکننده است کاهش استرس صدا ممکن است که یک رویکرد عملی نباشد . در اینگونه موارد نصب صداگیر و یا قراردادن وسایل صداساز در خارج از محیط قابل بررسی خواهد بود .

 

  منبع :

Featured Poultry Articles At Poulvet.com


سهم گاوهای شیری در تولید جهانی غذا

سهم گاوهای شیری در تولید جهانی غذا                         

صنعت شیر بر اساس توانایی پستانداران مبنی بر تولید شیر به مقدار بیش از حد نیاز تغذیه نوزادانشان بنا شده است .        

ارزش شیر در تغذیه انسان                                       

شیر بهترین غذایی طبیعی شناخته شده و یگانه منبع غذایی نوزاد پستانداران است.                                                    

شیر به سبب داشتن دو جزه اصلی خود یعنی پروتئین و كلسیم در تغذیه انسان جایگاه ارزش مندی دارد.                             

یك لیتر شیر در روز تمام نیازهای پروتئینی اطفال زیر 6سال و بیش از 60 درصد نیازهای پروتئینی در حال رشد(از 6 تا 14 )

را تامین می كند. همچنین برای افراد 14 تا 20 ساله به استثنای زنان شیرده ،تقریبا ًنیمی از نیازهای پروتئینی روزانه را تامین می كند . زنانه شیر ده با مصرف یك لیتر شیر، تقزیبا ً 44% نیاز های پروتئینی خود را فراهم می نمایند.

در یك لیتر شیر تقریبا ً 15/1 گرم كلسیم را فراهم می كند.

یك لیتر شیر درروز تمام نیاز های ریبوفلاوین كودكان در حال رشد وتمامی افراد مسن به استثنای زنان باردار وشیرده را براورده می كند ، همچنین تقریبا ً به احتیاجات ویتامین  نوزادان كمتر از یك سال ، 72% احتیاجات كودكان بین 1 تا 2 سال ، بیش از 40% نیاز های بچه های بین 8 تا 10 سال و 29% نیاز افراد مسن را تامین می كند.

عدم تحمل لاكتوز

عدم تحمل لاكتوز ناشی از كمبود انزیم های روده ای به نام لاكتاز است كه لاكتوز را به گلوكز تبدیل می كند. در عارضه مذبور انزیم لاكتاز پس از رسیدن به سن بلوغ از بین می رود ، بنابراین مصرف شیر باعث نفخ ، سر وصدای شكم  واسهال می گردد ودر نهایت به كاهش جذب مواد مغذی از دستگاه گوارش منجر می شود.

برای اشخاصی كه واقعا ً نمی توانند لاكتوز را تحمل كنند راههای زیر وجود دارند از جمله می توان مصرف مقدار كم متوالی شیر در خلال روز ، مصرف اكثر پنیر ها و محصولات تخمیر شده مثل ماست یا مصرف شیر كه لاكتوز آن هیدرولیزه شده است را پیشنهاد كرد.

مشكل تامین پروتئین حیوانی

مشكلات زمینه ساز عدم امكان تامین پروتئین حیوان: سوء تغذیه در كشورهای در حال توسعه شایع تر است كه كمبود كالری دارند و سرعت رشد جمعیت در آنها بالاست و اغلب زمینهای قابل كشت آنها به تولیدات غلات اختصاص دارد. تولید دام باید بر روی زمینهای غیر قابل كشت و زرع و زمینهای مناسب برای تولید علوفه در بك چرخه تناوب غلات و علوفه و یا توسط غلات مازاد بر نیاز انسان صورت پذیرد مشكل دیگر آن است كه كشورهای در حال توسعه اغلب در مناطق گرمسیری یا مناطق نیمه گرمسیری جهان واقع شده اند. مشكل سوم پایین بردن درآمد سرانه در اغلب كشورهای در حال توسیعه است.


بیوسكوریتی در صنعت پرورش گاو گوشتی

بیوسكوریتی در صنعت پرورش گاو گوشتی

 

بیوسكوریتی (Biosecurity) یا حفاظت حیاتی شامل برنامه‌های پیشگیری از پاتوژن‌های اولیه‌ای است كه به‌صورت بالقوه برای سلامتی گله مضر می‌باشند.

هر عامل عفونی كه ایجاد بیماری می‌كند یك پاتوژن نامیده می‌شود. پاتوژن‌های مختلف شامل ویروس‌ها (ویروس FMD و ویروس BVD)، باكتری‌ها (Brucella abortus عامل بروسلوز، Mycobacterium Paratuber culosis عامل بیماری یون) و پریون‌ها (آنسفالوپاتی اسفنجی گاوان یا BSE و اسكرپی در گوسفندان) می‌شوند.

بیوسكوریتی در سطوح ملی كه شامل مراقبت بیماری‌های حیوانات خارج كشور می‌باشند به‌وسیله آزمایشگاه APHIS[1][1] (سرویس نظارت سلامتی گیاهان و حیوانات) در دپارتمان كشاورزی ایالات متحده انجام می‌شود. دامپزشكان APHIS و پرسنل حمایتی دركنار دولت در سرتاسر كشور یك نظارت پایدار برای نگهداری حیوانات اهلی و احشام دربرابر بیماری‌های حیوانات خارجی فراهم می‌آورند كه عدم این نظارت می‌تواند برای صنعت دامداری و مصرف كنندگان تا میلیون‌ها دلار ضرر برساند.

حفاظت حیاطی یا بیوسكوریتی درسطح یك گله یكسری استراتژی‌هایی را برای جلوگیری از بیماری‌های هزینه‌بر تعیین می‌كند كه این بیماری‌ها درصورت ورود گله‌های خاصی بروز می‌نماید. پیش‌گیری و كنترل سادة بیماری‌های معمول كه امروزه در اكثر گله‌های گوشتی اعمال می‌شود برای مواجهه با تقاضاهای آینده ناكافی‌اند و می‌توان با مشاهدات و مراقبت منظم، واكسیناسیون و توجه محدود به بیوسكوریتی تولیدات را درسطح گله افزایش داد.

اهمیت بیوسكوریتی:

یك‌سری بیماری‌های عفونی در واحدهای پرورش گاو مطرح می‌شوند كه می‌تواند یك اثر منفی روی درآمد اقتصادی واحد داشته باشند. ما اغلب به اثر مخرب بیماری فكر می‌كنیم كه باعث كاهش كارایی تولید (كاهش میزان باروری، سقط جنین زودرس،‌ نقص‌های مادزادی و

گوساله‌های ضعیف)، كاهش تولید (كاهش وزن گوساله‌های تازه از شیر گرفته، كاهش مصرف خوراك و كم شدن میزان افزایش وزن روزانه) و همچنین افزایش میزان واگیری بیماری‌ها و افزایش مرگ و میر آنها می‌شود. اما آن چیزی كه مهم است این است كه این عوامل می‌تواند ازنظر رقابت در بازار برای ما مضر و زیان‌آور باشد.

با افزایش اطلاعات علمی موجود دربارة پاتوژنز، طرز انتقال و تشخیص بیماری‌هایی مثل BVD و یون و غیره، تعهدات دامپزشكان در قبال خرید و فروش حیوانات آلوده افزایش می‌یابد. به همین خاطر بیوسكوریتی باید یك اولویت بسیار مهم ـ با شرایط خیلی بالا ـ در تصمیمات مدیریتی روزمره باشد.

پاتوژن‌هایی كه در برنامه‌های بیوسكوریتی درنظر گرفته شده‌اند شامل ویروس زبان آبی، ویروس BVD، ویروس IBR، ویروس لوكوزگاوی، عامل بیماری یون و سل ، بروسلوز، گونه‌های سالمونلا، Moraxella bovis عامل Pink eye، ویروس دهان تاولی، انگل‌ها (كوكسیدیوز، كریپتوسپوریدیوز، آناپلاسما، شپش‌ها)، آلودگی‌های قارچی و بیماری‌های ژنتیكی می‌شوند.

امروزه تولید كنندگان درگیر تجارت بین‌المللی شده‌اند و به همین خاطر نیازمند توصیه‌های لازم دربارة بیماری‌هایی هستند كه با آنها مواجه می‌شوند. آنها باید این توصیه‌ها و اطلاعات را از دامپزشكان بخش APHIS و با واسطه دامپزشك خود بگیرند.

سطح بیوسكوریتی:

در یك واحد ابتدا اثر بالقوة یك بیماری بر روی آن واحد تخمین زده می‌شود و در اینجا بایستی به سطح خطر آسیب رسان و پیامدهای اقتصادی آن بیماری توجه نمود. تولید كنندگان باید یكی از سطوح خطری را كه توانایی اجرای آن را دارند، انتخاب نمایند. وقتی سطح بیوسكوریتی مشخص گردید باید یك پایه و اساس برای اجرا وجود داشته باشد كه در اینجا لزوم یك دامپزشك شایسته خیلی بااهمیت به‌نظر می‌رسد.

سطوح بیوسكوریتی مشخص شده برای كار در یك مركز گاو گوشتی به‌صورت زیر تعریف شده است:

1 ـ گله پاك و بسته كه عاری از پاتوژن‌های خاص است (SPF[2][2]).

2 ـ عدم اجازه ورود حیوان به گله.

3 ـ عدم اجازه ورود حیوان جدید به گله ولی اجازه بازگشت حیوان به این گله.

4 ـ اجازه ورود حیوان جدید به گله به‌شرط داشتن تاریخچه درمانی ثبت شده و اعمال قرنطینه بر روی این حیوانات.

5 ـ اجازه ورود حیوان جدید به گله به‌‌شرط داشتن تاریخچه درمانی ولی بدون اعمال شرایط قرنطینه‌ای.

6 ـ اجازه ورود حیوان جدید بدون داشتن تاریخچه درمانی ثبت شده و بدون اعمال قرنطینه بر روی اینها.

همان‌طوریكه گفته شد تولید كنندگان می‌توانند یكی از سطوح خطری را كه در بالا ذكر شده انتخاب نمایند و به‌كار گیرند.

منابع معمول اكثر پاتوژن‌ها را می‌توان به‌صورت زیر نام برد:

1 ـ كنسانتره (ذرت، جو، بذر كتان و سبوس) كه می‌تواند منبع گونه‌های مختلف سالمونلا باشد.

2 ـ علوفه (یونجه، سیلاژ ذرت و) كه وقتی  با آب آلوده آبیاری می‌شوند به‌عنوان منبع مهم سالمونلا مطرح هستند. همچنین درو كردن و ذخیره سازی نامناسب علوفه می‌تواند به‌عنوان عفونت‌های كلستریدیایی منتهی شود.

3 ـ نشخواركنندگان تغذیه شده با خوراكی‌هایی كه پروتئین‌های ممنوع شده پستانداران بخصوصی را دارا هستند به میزان معنی‌داری جنون گاوی را منتشر می‌كنند.

4 ـ منابع آبی آلوده شده با سالمونلا، E. coli یا كریپتوسپوریدیوم.

5 ـ حیوانات ولگرد، محل‌های عرضه حیوانات و بازار مالخرها.

6 ـ حیات وحش؛ پرندگان منبع سالمونلوز، آهوان منبع بروسلوز، گرگ‌ها منبع سالمونلوز و لپتوسپیروز، مدفوع جوندگان كه می‌تواند منبع گونه‌های سالمونلا و E. coli باشد.

7 ـ كنه‌ها و حشرات خونخوار كه آناپلاسموز و سایر بیماری‌های مرتبط با خون را منتقل می‌كنند.

8 ـ وسایل نقلیه، وسایل تغذیه و لش‌گیری، كارگران و بازدید كنندگان و

9 ـ مدفوع آلوده به نئوسپوراكانینوم كه به‌عنوان یك منبع مهم برای این ارگانیسم محسوب می‌شود.

نمونه‌ای از یك برنامة بیوسكوریتی برای تلیسه‌های گوشتی غیرآبستن جایگزین شده در گله:

پس از خریدن تلیسه‌ها و جایگزین كردن آنها در گله اولین سؤالاتی كه باید پاسخ داده شود این است كه:

1)آیا تلیسه‌هایی كه خریداری شده است از گله‌ای بوده كه ازنظر پایه ژنتیكی بالاتر از گله خودمان بوده است یا نه؟

2)آیا حیواناتی كه خریداری شده‌اند از گله‌ای بوده است كه واكسیناسیون در آن گله اجرا می‌شده یا نه؟

برنامه‌ای كه برای این تلیسه‌ها اجرا می‌شود شامل مراحل زیر است:

-I پیش جابجایی:

1 ـ آگاهی درباره سلامتی، واكسیناسیون و برنامه‌های كنترلی گله.

2 ـ تست‌های مخصوص به مدت 30 روز بایستی انجام شود كه به‌صورت زیر است:

الف) جدا كردن ویروس BVD از سرم یا شناسایی ویروس با روش‌های مخصوصِ رنگ‌آمیزی.

الف ـ1) حیواناتی كه برای ویروس BVD مثبت می‌شوند لازم است كه 30 روز بعد دوباره تست شوند تا مشخص شود آیا آلودگی پایدار دارند یا خیر.

الف ـ2) یك تیتر آنتی‌بادی سرم ویروس BVD برای شناسایی حیواناتی كه آلودگی پایدار به ویروس BVD دارند سودمند نیست.

الف ـ3) گوساله‌های نوزاد متولد شده از تلیسه‌های خریداری شده‌ای كه آبستن بوده‌اند باید بلافاصله پس از تولد با تست‌های ایمنوهیستوشیمیایی و آزمایش شوند.

ب) بیماری یون: تست‌هایی كه برای این گروه سنی از گاوان یعنی تلیسه‌های گوشتی وجود دارد نسبت به تست‌هایی كه برای گاوهای مسن‌تر استفاده می‌شود از اعتبار كمتری برخوردارند بنابراین در خریداری تلیسه‌های گوشتی و جایگزینی آنها در گله توصیه می‌شود كه این تلیسه‌ها از گله‌هایی خریداری شوند كه ازنظر برنامه‌های پیش‌گیری یون از سطح گله خودمان بالاتر و بهترند.

ج) تست‌های بروسلوز، سل و نیز بایستی انجام شود.

-II ایزولاسیون و قرنطینه واحد:

در این مرحله بایستی مراحل ذیل انجام شود:

1ـ یك دوره حداقل 30 روزه ایزولاسیون

2ـ كنترل جدی حیوانات ازنظر تماس با سایر حیوانات و یا كنترل عبور و مرور

3ـ شناسایی گله

4ـ بانك سرم برای انجام تست‌های مكرر و یا تست‌های مورد نیاز در آینده

5ـ واكسیناسیون علیه BVD, IBR، كمبیلوباكتر و گونه‌های كلستریدیایی

6 ـ درمان انگل‌های داخلی و خارجی

7ـ اضافه كردن كوكسیدیواستات (مثل آمپرولیوم یا یونوفور) برای نگهداشتن گله با ورود به دوره قرنطینه‌گذاری

-III دوره پس از ایزولاسیون و قرنطینه:

به‌دنبال دوره قرنطینه و ایزولاسیون تلیسه‌ها را با گاوهای نر پاك و یا گاوهای نری كه از تست تریكومونیازیس منفی بوده‌اند، جفت می‌اندازند.

گاوهای نر نیز باید برای بیماری‌های مشابه تست شده و تست آنها منفی شود. واكسن‌های دریافت شده و درمان‌های انجام شده بر روی گاوهای نر همانند تلیسه‌های گوشتی جایگزین شده در گله مشابه است و باید انجام شود.

در پایان باید یادآور شد كه برنامه بیوسكوریتی همانند یك سیاست بیمه برای سلامتی و باروری گله است. تولید كنندگان با كمك یك دامپزشك لایق و شایسته باید تصمیماتی را درباره انتخاب سطح بیوسكوریتی مناسب برای گله كه قبلاً این سطوح ذكر شده اتخاذ نمایند. بدیهی است كه اگر این سطح انتخاب شده محدود باشد درجاتی‌ از ضررهای اقصادی می‌تواند بر گله و تولید كننده وارد شود و باید گفت كه یك برنامه بیوسكوریتی جامع و كلی برای همه جوانب وجود ندارد و بیوسكوریتی ابزاری است برای كنترل بسیاری ازبیماری‌های عفونی خطرناك؛ این ابزار می‌توانند به راحتی با اهداف فردی هماهنگ شده و به‌طور موفقیت‌آمیزی برای هر گله‌ای استفاده شوند هرچند در اینجا باید برنامه‌ریزی، تعهد و آموزش همه پرسنل در سرتاسر برنامه پرورش وجود داشته باشد تا مجموعه اهداف برای یك برنامه كنترلی دربرابر بیماری‌ها به‌دست آید. 


کشف بیماری جنون گاوی در بز

کشف بیماری جنون گاوی در بز

 

      

BSE که عمومأ بیماری جنون گاوی خوانده می شود برای نخستین بار به طور طبیعی از گاو به حیوان دیگری در طبیعت منتقل شده است. کمیسیون اروپا تأیید کرده است که این بیماری که بافت های مغزرا از بین میبرد برای نخستین بار در بز شناسایی شده است. ابتدا تصور می شد این حیوان به بیماری مشابهی موسوم به "اسکریپی" مبتلا شده است، اما آزمایشهای اولیه نشان داد که این حیوان ممکن است "بی.اس.ای"گرفته باشد. دانشمندان برای تأیید این موضوع مجبور شدند بافت های مغز این بز را به موش تزریق و دو سال صبر کنند تا معلوم شود آیا موش نیز به "بی.اس.ای" مبتلا میشود یا خیر. کمیسیون اروپا اکنون تأیید کرده است که "بی.اس.ای"از گاو به بز سرایت می کند و این نخستین بار است که این بیماری به طور طبیعی به گونه دیگری منتقل شده است."اداره ایمنی مواد غذایی" اروپا سرگرم بررسی هرگونه خطری است که ممکن است انسان را تهدید کند و می گوید بعید است شیر بز و سایر حیوانات شیری « کهاز حیوانات سالم تهیه شده باشد » خطری را متوجه انسان کند. این واقعیت که تا کنون تنها یک بیماری جنون گاوی در بز شناسایی شده است نشان می دهد که "بی.اس.ای" میان بزها شایع نیست و همچنین مؤید این مسأله است که دانش ما از این بیماری چقدر محدود است. جزییات بیشتر درباره این مورد قرار است به زودی در یک نشریه علمی منتشر شود. کمیسیون اروپا برنامه ای را برای نظارت دقیق بر بزها در سراسر قاره به خصوص در کشورهایی که این بیماری گاوها را مبتلا کرده، اعلام کرده است.     

 


  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :