بازی مرگ بار در جالیز خربزه / زنده به گور شدن كودك 2 ساله در گاوداری

در جــالیـز خـربزه بازی مرگبار
    بازی پسر نوجوان با سلاح شكاری، از او یك قاتل ساخت و باعث شد وی دوست صمیمی اش را به ضرب گلوله از پا در بیاورد.
    ساعت 30: 23 سوم شهریورماه، به ماموران كلانتری حسن آباد فشافویه خبر رسید پسر نوجوانی در یك زمین كشاورزی واقع در خیابان چرمشهر كشته و جنازه اش در همان جا رها شده است. دقایقی بعد، ماموران كلانتری خود را به محل حادثه ـ كه جالیز خربزه بود ـ رساندند و دیدند جسدی كه داخل یك پتو پیچیده شده متعلق به پسر 17 ساله صاحب زمین به نام روح ا... است.
    بررسی های اولیه نشان داد این نوجوان بر اثر اصابت گلوله به قلبش جان باخته است، با این حال جنازه برای انجام معاینه های دقیق تر به پزشكی قانونی منتقل شد.
    از سویی، بررسی صحنه نشان داد روح ا... چند متر دورتر از محل كشف جسد در حالی كه مشغول سم پاشی زمین كشاورزی بوده هدف گلوله قرار گرفته و سپس قاتل او را پتوپیچ كرده و چند متر روی زمین كشیده است. با وجود به دست آمدن این اطلاعات همچنان انگیزه این جنایت بر كارآگاهان پوشیده مانده بود. افسران پرونده در جریان تجسس های خود فرضیه های متعددی را طرح كردند و یك به یك، به بررسی آنها پرداختند اما نه تنها قاتل هیچ ردی از خود به جا نگذاشته بود، بلكه هیچ كدام از فرضیه ها نیز به واقعیت نزدیك نبود. با گذشت چند روز از قتل كارآگاهان به دو نفر به نام های رحمت ا...، 17 ساله و جمال، 35 ساله مظنون شدند و آنها را دستگیر كردند. با آغاز بازجویی ها از این دو نفر، هر دو، اتهام قتل روح ا... را انكار و خود را بی گناه معرفی كردند. با این حال بازجویی ها از دو مظنون ادامه یافت تا اینكه ماموران به شواهدی دست یافتند كه نشان می داد رحمت ا... ـ كه از دوستان صمیمی روح ا... بوده ـ در این ماجرا دست دارد. بنابراین وی تحت بازجویی های فنی قرار گرفت تا اینكه ناچار به اعتراف شد و گفت: روز حادثه روح ا... از من خواست تا با او به زمین كشاورزی بروم و هنگام سم پاشی همراهش باشم. آن روز او طبق معمول، تفنگش را آورده بود و بعد از آنكه زمین را سم پاشی كرد مشغول بازی كردن با آن شد اما به خاطر بی توجهی اش، لوله تفنگ را به طرف خودش نشانه گرفت و شلیك كرد. گلوله به سینه اش خورد و من خواستم او را به بیمارستان برسانم اما او همان جا جان باخت. اظهارات این نوجوان در حالی بود كه با توجه به نوع سلاح و همچنین زاویه و فاصله شلیك گلوله، كارشناسان پلیس آگاهی معتقد بودند مظنون به قتل همچنان واقعیت را پنهان می كند. بنابراین بازجویی ها ادامه یافت تا اینكه رحمت ا... این بار اظهارات تازه ای بیان كرد و گفت: روح ا... مشغول كار بود و من تفنگ را به دست گرفته بودم. نمی دانستم سلاح آماده شلیك است و در حالی كه آن را به طرف دوستم گرفته بودم دستم روی ماشه رفت و شلیك كردم و گلوله به قلب او خورد. سعی كردم روح ا... را كه هنوز نفس می كشید به بیمارستان برسانم اما تلاشم فایده ای نداشت و او فوت شد. من هم كه گیج بودم و دست و پایم را گم كرده بودم از آنجا فرار كردم. به گفته سرهنگ سعید لیراوی، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران تحقیقات در باره این پرونده همچنان ادامه دارد.
    گروه حوادث روزنامه شرق
    
    
    
    زنده به گور شدن كودك 2 ساله در گاوداری
    راز مرگ كودك دوساله ای كه مقابل چشمان مادرش كشته شده بود در جریان تحقیقات تخصصی پلیس فاش شد. روز 16 مهرماه، زن جوانی به پاسگاه رزكان شهریار رفت و با ارائه شكایتی علیه یك راننده خودرو پیكان، مدعی شد این مرد كودكش را كشته است. زن جوان درباره این واقعه توضیح داد: «چند روز پیش همراه پسر خردسالم سوار یك خودرو پیكان مسافركش شدم اما، راننده خودرو مسیرش را تغییر داد و با تهدید، ما را به یك گاوداری در رزكان برد و پس از ضرب و جرح من، فرزندم را به قتل رساند و جسدش را دفن كرد.» ماموران بعد از شنیدن این اظهارات، با پیگیری اطلاعاتی كه شاكی به آنها داده بود، توانستند متهم 32 ساله را كه مجتبی نام دارد، شناسایی و دستگیر كنند اما مجتبی با انكار قتل، انگشت اتهام را به سوی مادر كودك گرفت و او را قاتل نامید. این مرد گفت: «این زن با رضایت خودش به گاوداری آمد و آن روز پسرش حال خوبی نداشت و خیلی گریه می كرد و آرام نمی گرفت. برای همین مادرش تعداد زیادی قرص به او خوراند كه همین كار باعث مرگ پسربچه شد. او وقتی دید فرزندش مرده است از گاوداری فرار كرد. من هم از ترس جسد را دفن كردم.» ادعاهای مجتبی پلیس را با معمایی پیچیده مواجه كرد. ماموران با راهنمایی این مرد به محل دفن جنازه رفتند و جسد را خارج كردند و به پزشكی قانونی تحویل دادند. در حالی كه هر دو متهم بر ادعایشان پافشاری می كردند و هر یك، دیگری را مقصر می دانست پزشكی قانونی نظریه خود را در باره مرگ كودك اعلام و خاطرنشان كرد: پسربچه بر اثر ضربه و فشار به ناحیه سر جان باخته است. این نظریه با گفته های مادر مقتول همخوانی بیشتری داشت، به همین سبب بازجویی ها از مجتبی وارد مرحله تازه ای شد و او سرانجام به قتل كودك اقرار كرد. «مجتبی» با تاكید مجدد بر اینكه زن جوان با اختیار خودش به گاوداری رفته به كارآگاهان گفت «آن روز پسربچه بی قرار بود و دائم با صدای بلند گریه و زاری می كرد، مادرش هم بی تفاوت بود. او از من خواست پسرش را آرام كنم. من هم به شدت او را كتك زدم. پسرك ناگهان ساكت شد. وقتی خوب بررسی كردم، مطمئن شدم او مرده است، برای همین جسدش را دفن كردم.» سرهنگ «عبدالرضا خیرخواهان» فرمانده انتظامی شهرستان شهریار با تایید این خبر گفت: «برابر نظریه پزشكی قانونی، كودك خردسال در حالی كه زنده بوده، دفن شده است.» وی افزود: «هر دو متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و تحقیقات قضایی برای آشكار شدن زوایای پنهان این پرونده همچنان ادامه دارد.»